نوشته‌ها

حال «زار» حمایت از زنان

قانون: کارزار منع خشونت خانوادگی، فعالیت جمعی از زنان برای ثبت و انتشار خشونت در خانواده‌ها، با هدف ممانعت از افزایش و تکرار آن و آگاهی بخشی به قربانیان و زنان خشونت دیده است که از آذر سال ۹۵ آغاز شد. این فعالان سعی کردند در قالب شبکه‌های اجتماعی به گفت‌وگو با زنانی که در خانه و محیط کار یا زندگی خود در معرض انواع و اقسام خشونت قرار گرفتند، مصاحبه و نتایج آن را برای آشنایی دیگر زنان ثبت و منتشر کنند. در آستانه دوسالگی کارزار منع خشونت خانوادگی و همزمان با نزدیک شدن به روز جهانی مقابله با خشونت علیه زنان، با «بنفشه جمالی» و «جلوه جواهری» که از ابتدا در این حرکت جمعی فعال بوده‌اند گفت وگویی کرده‌ایم. در این گفت‌وگو، این دو فعال حقوق زنان به اهداف، عملکرد، موانع و دستاوردهای کارزار اشاره کرده‌اند.

کارزار منع خشونت خانوادگی چیست، چگونه و از چه زمانی آغاز به فعالیت کرد؟
کارزار منع خشونت خانوادگی حرکتی مستقل و جمعی است که توسط تعدادی از فعالین حقوق زنان از چندین شهر ایران راه‌اندازی شده است. این کارزار آذر ۹۵ هم‌زمان با بیست‌وپنج نوامبر، روز جهانی منع خشونت علیه زنان، فعالیت خود را با برگزاری نشستی در شهر تهران رسما آغاز کرد. در این نشست، فعالین حقوق زن از شهرهای مختلف حضور داشتند. هدف از برگزاری این نشست معرفی کارزار و چرایی ضرورت تصویب قانونی جهت منع خشونت خانگی بود. هدف کارزار تلاش برای تصویب قانون منع خشونت خانگی علیه زنان از طریق اطلاع‌رسانی عمومی و رسیدن به اجماع در جامعه مدنی است.

چرا از بین خشونت‌های رایج در جامعه و انواع خشونت‌ها علیه زنان موضوع خشونت خانگی را برای این کارزار برگزیدید؟
خشونت خانگی یکی از شایع‌ترین خشونت‌های مبتنی بر جنسیت است که در جهان بر اساس روابط صمیمی بین افراد و در محیط خصوصی رخ می‌دهد. بر اساس آمارهای رسمی جهانی از هر سه زن یک زن نوعی از خشونت خانگی را در طول زندگی خود تجربه می‌کند. در ایران متاسفانه به دلیل محدودیت‌های همیشگی که وجود داشته است آمار رسمی در خصوص خشونت خانگی نداریم. تنها منبع رسمی که می‌توان به آن ارجاع کرد پیمایشی است که در سال ۱۳۸۳ در ۲۸ مرکز استان توسط وزارت کشور در خصوص همسرآزاری انجام شد. بر اساس این پیمایش ۶۶ درصد از زنان ایرانی در طول زندگی مشترک خود حداقل یک نوع خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند. در سال‌های اخیر هم شاهد انتشار آمارهای پراکنده‌ای از سوی بهزیستی و سازمان اورژانس کشور در خصوص خشونت خانگی بوده‌ایم. به طور مثال ريیس اورژانس اجتماعی طی مصاحبه‌ای با روزنامه ایران گفت خشونت خانگی در سال گذشته ۲۰ درصد افزایش داشته است. آمار بالای خشونت خانگی در ایران و عواقب و تاثیراتی که این خشونت به‌جا می‌گذارد ما را بر آن داشت که به فکر راه‌اندازی کارزاری با هدف آگاهی‌رسانی در خصوص خشونت خانگی و ضرورت تصویب قانونی برای پیشگیری از این خشونت فراگیر بیفتیم.

کارزار مشابهی هم (در دنیا یا کشور خودمان) بوده یا اولین کارزار در این مورد است؟
در دنیا کمپین‌های مختلفی در خصوص مبارزه با خشونت خانگی علیه زنان وجود داشته و دارد. اما در خصوص ایران تا جایی که من اطلاع دارم تابه‌حال علیرغم فعالیت‌های فردی یا گروهی که در خصوص خشونت خانگی وجود داشته است فعالیتی به این شکل که شامل چندین گرو‌ه از شهرهای مختلف باشد، وجود نداشته است. ضمن اینکه این اولین بار است که در حوزه زنان با یک پیشنهاد مشخص و ایجابی پیش می‌رویم. نکته دیگر این است که ما در راه‌اندازی کارزار منع خشونت خانگی سعی کردیم از تجربیات زنان در کشورهای دیگر بخصوص کشورهای مسلمان و کشورهایی که به لحاظ فرهنگی نزدیک به ما هستند و همچنین تجربیات گروه‌های داخلی که در خصوص مبارزه با خشونت خانگی فعالیت داشته‌اند، بهره ببریم. یکی از این تجربیات تلاش گروه‌های زن در لبنان و افغانستان بوده است. به ویژه در لبنان فعالین حقوق زن سال‌ها تلاش کردند تا بتوانند پیشنهاد قانونی خود را به کرسی بنشانند.

ایده راه‌اندازی کارزار از چه زمانی به ذهن گردانندگان آن رسید؟
چند سال پیش تعدادی از حقوقدان‌ها و وکلای فعال در زمینه حقوق زنان به دلیل نبود قانونی در خصوص منع خشونت خانگی تصمیم به نوشتن یک پیش‌نویس قانونی در ارتباط با منع و پیشگیری خشونت خانگی گرفتند. یکی از اهداف کارزار جمع‌آوری نظرات زنان به ویژه زنان خشونت دیده و متخصصان و فعالان مدنی (در حد توان و امکاناتی که دارد) بر روی این پیش‌نویس قانون و به روزرسانی آن است. می‌خواهیم با آگاهی‌رسانی و اطلاع‌رسانی، حمایت همگانی را در خصوص ضرورت تصویب قانونی برای مبارزه با خشونت خانگی جلب کنیم. هدف ما تصویب قانونی است که رویکردی ترویجی،‌ پیشگیرانه،‌ ترمیمی و حمایت‌گر داشته باشد و منافع همه زنان خشونت دیده (از جمله مهاجران) را به‌ویژه در زمینه ابعاد پنهان خشونت در نظر بگیرد. ثبت روایت‌ها و تجارب زیسته زنان در زمینه‌ خشونت خانگی از طریق گفت‌و‌گوی چهره به چهره و به‌کارگیری آن در اصلاح قانون پیشنهادی از اقدامات دیگر این کارزار است.

شروع کارزار چگونه اطلاع‌رسانی شد؟
همان‌طور که قبلا هم عنوان شد کارزار فعالیت رسمی خود را با برگزاری نشستی در چهارم آذر ۹۵ هم‌زمان با روز جهانی منع خشونت علیه زنان آغاز کرد. در این نشست، اهداف و فعالیت‌های کارزار با خواندن بیانیه آن معرفی و عنوان شد هر فردی در هر کجای ایران و هر ایرانی در خارج از ایران چنانچه با اهداف آن موافق باشد،‌ می‌تواند به آن بپیوندد و در راستای اهداف آن گام بردارد یا حمایت خود را از این حرکت جمعی اعلام کند.

فعالیت کارزار به چه صورت بوده است؟
کارزار منع خشونت خانگی دارای دو کارگروه رسانه و آموزش است. در کارگروه آموزش، داوطلبان کارزار منع خشونت خانگی با برگزاری کارگاه‌های مختلف در خصوص خشونت خانگی در شهرهای مختلف در حقیقت به اطلاع‌رسانی در رابطه با انواع خشونت خانگی و ارائه راه‌کارهای فردی و جمعی برای مواجهه با این نوع خشونت به افراد شرکت‌کننده در این کارگاه‌ها می‌پردازند. همچنین برای مستندسازی روایت‌ها و تجربیات زیسته زنان در خصوص خشونت خانگی از آن‌ها خواسته می‌شود روایت‌های خود از خشونت خانگی را بنویسند. در نهایت هم نظرشان روی پیش‌نویس قانون (پیش‌گفته) پرسیده می‌شود. کارگروه رسانه در حقیقت به تولید محتوای رسانه‌ای در خصوص آگاهی‌رسانی مرتبط با خشونت خانگی، انواع و مبارزه با این خشونت‌ها می‌پردازد. در کارگروه رسانه همچنین روایت‌های جمع‌آوری شده از کارگاه‌ها مستندسازی و منتشر می‌شوند. این کارگروه در این مدت توانسته حدود ۴۰ فیلم/انیمیشن کوتاه ترویجی ـ آموزشی را زیرنویسی یا تولید کند. یکی دیگر از اقدامات فعالان کارزار، اطلاع‌رسانی چهره به چهره در مکان‌های عمومی از جمله خیابان، پارک و پاساژهاست.

آیا کارزار دایمی است یا فعالیت آن زمان مشخصی دارد؟ چرا و چگونه به پایان می رسد؟
معمولا وقتی کارزاری به راه می‌افتد زمان و هدف محدودی دارد تا در بازه زمانی آن بتواند به ترویج خواسته‌اش بپردازد. کارزار یک فعالیت محدود به لحاظ زمانی و شیوه عملکرد و اهداف خاص آن که پیشتر گفته شد، است. ابتدا بازه زمانی یک ساله را برای آن درنظر گرفتیم اما یک سال دیگر هم زمان آن تمدید شد. به این ترتیب فعالیت کارزار تا دهه مبارزه با خشونت (اوایل آذر) ادامه خواهد داشت. ما فرصت مشخصی را تعیین کردیم تا به طور هدفمند خواسته مشخص خود را به میان مردم (به اندازه توان‌مان) ببریم و این مساله را در جامعه به مساله عمومی تبدیل کنیم تا بتوانیم راه‌حلی که برای آن ارائه داده‌ایم را مطرح و ارزیابی کنیم. اما از همان ابتدا انتظار نداشتیم بتوانیم به این هدف برسیم. انتظار ما گام برداشتن در این مسیر و نزدیک شدن به هدف‌مان با تلاش جمعی بود. می‌دانستیم فرایند تغییر قانون در کشور ما یک فرایند طولانی و انرژی‌بر است که گاه نسل‌ها طول می‌کشد. بسیاری از قوانین ما از دهه ۱۳۰۰ تغییر نکرده‌اند. تنگ‌نظری قانونگذار در ایران برای هر نوع تغییر قانونی مطابق شرایط روز گاهی شگفتی آفرین است. با این وجود معتقدیم اگر در اینجا زندگی می‌کنیم می‌بایست تغییر ایجاد کنیم. معتقدیم هر کدام از فعالیت‌های جمعی از جمله این کارزار می‌تواند قدمی در راه رسیدن به هدف کاهش خشونت باشد و نباید ناامیدی پیشه کرد. اگر کارزار تا یک ماه دیگر ادامه دارد فعالیت‌های دیگری می تواند از دل آن یا دیگر کنش‌ها سربکشد.

اکنون که در پایان فعالیت کارزار هستید آن را تا چه حد مفید می دانید؟
تا حدودی پاسخ دادن به این سوال سخت است چون بررسی نکرده ایم که چقدر توانسته‌ایم منشا اثر باشیم. اما تنها چیزی که به عنوان یکی از دستاوردهای کارزار از آن می‌توانم به جرات نام ببرم، کمک به شکستن سکوت در زمینه خشونت خانگی است. پیش از این در چندین کارگاه پیشگیری از خشونت خانگی علیه زنان برای گروه‌های مختلف زنان حضور داشته‌ام. در بخشی از کارگاه‌ها معمولا نوشتن تجربه خشونت خانگی مطرح بود. اما هیچ گاه تجربه‌های زیادی دریافت نکرده بودیم. اما تجربه همکارانم در کارازر نشان داد که بسیاری از زنان در کارگاه‌های ترویجی کارزار، سکوت‌شان را شجاعانه شکستند و تجربه خود را بر روی کاغذ نوشتند. انتشار این تجربه‌ها (با حفظ نام و هویت افراد) توانست اهمیت شکست سکوت را تا حدی نشان دهد، به طوری که تجربه‌های قابل توجهی از زنان ایرانی از مناطق مختلف ایران از جمله خوزستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان، کردستان و … به کانال کارزار فرستاده شد. با برخی آن‌ها توانستیم صحبت کنیم و مشاوره‌های محدودی هم در حد توان دادیم. نوشتن این تجربه‌ها قرار نیست مردان را هدف بگیرد؛ قرار است بگوید من یک مساله دارم و در میان همین مردم زندگی می‌کنم، آيا می‌توانی مساله من را ببینی؟ قرار است راه‌حل بیافریند. تا زمانی که سکوت باشد، اعتراضی نباشد،‌ مساله‌ای عنوان نمی‌شود، ‌پس به دنبال راه‌حل هم نیستیم. اما برخلاف انتظار این دستاورد به دست آمد. نه آنکه ما کار خارق العاده‌ای کرده باشیم، به نظر من زمانش رسیده بود. الان دیگر آسیب‌دیدگان خشونت نمی‌خواهند سکوت کنند. نمی‌خواهند قربانی باشند. می‌خواهند صدا باشند و تغییر ایجاد کنند. از طرف دیگر نکته‌ای که به خصوص این روزها هم بسیار مد شده است، تهاجم به کسی است که خشونت کرده است. به اعتقاد ما اعمال خشونت امری اکتسابی است نه ذاتی. اگر مردی دست به خشونت علیه شریک جنسی، همسر، فرزندان یا خواهرش می‌زند به دلیل عرف جامعه و آموزشی است که دیده است؛ هر چند اختیار او را نمی‌توان کتمان کرد. اما مقابله با خود او راه چاره نیست و او هم یک انسان است. تاکید ما چیزی که در این دو سال آن را ترویج کردیم این بوده و هست که ما به دنبال ترویج انتقام نیستیم، به دنبال حل مساله هستیم. مردی که خشونت می‌ورزد لزوما نباید برچسب خشونتگر بخورد چرا که همین برچسب او را از هرگونه تغییر باز می‌دارد. باید دنبال دلایل و رفع آن بود. ترویج چنین رویکردی در ایران که هنوز قانون قصاص حاکم است و خانواده مقتول که بیشترین احساسات را دارند باید درباره سرنوشت کسی که به قتل رسیده نظر بدهند کار به غایت سختی است.

به تازگی از طرف دولت لایحه‌ای به نام تامین امنیت زنان در برابر خشونت برای بررسی به حوزه علمیه قم فرستاده شده است تفاوت آن با اهداف کارزار چیست؟
یکی از تفاوت‌ها براساس شنیده‌های‌مان این است که آن قانون به طور کل درباره خشونت علیه زنان است اما ما در کارزار بر روی موضوع خشونت خانگی علیه زنان متمرکز هستیم. تفاوت دوم در موضوع نیست در رویکرد است. ما تا حدی که در توان‌مان بود می‌خواستیم این حرکت جمعی و مشارکتی باشد. بعدا اشاره می‌کنم با چه مشکلاتی در این زمینه مواجه بودیم. اما به هر صورت این رویکرد را داشتیم و در قدم اول، پیش‌نویس قانون وکلا را به صورت اینترنتی منتشر کرده و به صورت کاغذی نیز در اختیار کسانی که می‌خواستند قرار دادیم. اصرار ما بر این بود که به ویژه زنان که اغلب با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کنند نظر خود را در رابطه با بندهای قانون بنویسند. برای همین تا حد ممکن قانون را در ۱۳ بند ساده کردیم و از شرکت‌کنندگان در کارگاه‌های آموزشی ـ ترویجی‌مان نظر خواستیم. جالب اینکه با بررسی نظرها متوجه شدیم اکثر نظرهای زنان شرکت‌کننده در کارگاه‌ها در متن نوشته شده مستتر است. در حالی که این هم نظری به همین میزان از وکلایی که در کارگاه‌های مشورتی نظرشان را دریافت کردیم، نبود. یکی از دلایل آن به طور خاص این بود که اول اینکه از ابتدا وقتی که این پیش نویس نوشته می شد بسیار به تجربه پرونده‌های خشونت مراجعه شد.دیگر اینکه در نوشتن پیش‌نویس، بیش از آنکه توجه به نظر دولتمردان و شانس پذیرش پیش نویس در مجلس باشد، رو به سوی مصالح و منافع گروه اصلی هدف داشت. همسویی نظرات زنان با این پیش‌نویس، نه تنها حس خوشایندی داشت از این که متن نوشته شده در راستای خواسته بسیاری از کسانی است که با آن‌ها توانستیم گفت‌وگو کنیم بلکه نوید آن را می‌دهد که چنین متنی اگر تبدیل به قانون شود خاک نمی‌خورد و مورد استفاده قرار می‌گیرد. بنابراین حتی اگر موانع کار باعث شده باشد که نتوانسته باشیم با گروه هدف به اندازه کافی ارتباط بگیریم، در پله اول مشارکت که اطلاع‌رسانی است موفق بودیم (البته به میزان دسترسی‌مان به رسانه‌ها). اما لایحه دولت اصلا چنین چیزی را مد نظر قرار نداده است. این لایحه هرگز به اطلاع عمومی نرسید. ما نمی‌دانیم این هندوانه سربسته چیست؟ هر بار به ما می‌گویند این میزان جرم‌انگاری کرده، این میزان تغییر کرده ولی در اساس نمی‌دانیم چه بوده و چه شده. حالا هر بار که از تغییر آن حرف می‌زنند حس می‌کنیم از یک متنی دارد چیزهایی کم می‌شود و معلوم نیست به چه شتر گاو پلنگی تبدیل شده است. الان هم که به قم فرستاده شده است. این‌گونه روند قانون‌گذاری در ایران که مطلقا خواسته مردم را نمایندگی نمی‌کند و تنها نظر گروه خاصی از مردم را در بردارد قطعا به قانونی بدون پشتوانه تبدیل خواهد شد. این پشتوانه در دو مرحله ضروری بود. مرحله تصویب قانون تا مردم به پشتیبانی از چیزی که می‌خواهند بیایند و روند تصویب تسریع شود. دوم در مرحله به کارگیری آن بود. یک زن خشونت‌دیده زمانی می‌تواند از قانون برای پیشگیری از خشونت استفاده کند که آن قانون شرایط او را در نظر بگیرد. او شایسته‌ترین فرد است برای نظردهی درباره چنین قانونی. اینجاست که بین این دو متن قانونی شکاف بسیار ایجاد می‌شود. در واقع همان شکافی که میان حاملان آن (مردم و دولت) ایجاده شده است.

در طول برپایی کارزار با مشکل یا انتقادی مواجه نشدید؟
قطعا مانند هر حرکت جمعی دیگری با انتقاد مواجه بودیم و کارهای‌مان با اشکال همراه است. همه انتقادها شاید در اینجا قابل بیان نباشد اما به چند نمونه آن اشاره می‌کنم. یکی از انتقادها این بود که به اندازه کافی در رسانه‌ها عمومی نشد. دو دلیل داشت یکی اینکه نیرو و توان‌مان کافی نبود دوم اینکه از همان ابتدا سعی کردیم بیشتر به جنبه عملی کار توجه کنیم تا رسانه‌ای. البته بخش اعظم دلیل دوم به موانع پیش روی‌مان برمی‌گردد. چون نمی‌خواستیم انجام این فعالیت که کاملا اجتماعی است حساسیت‌برانگیز شود و با حربه امنیتی شدن کنار گذاشته شود.انتقاد دیگر که بیشتر از داخل جمع کارزار مطرح بود، عدم گسترش فعالیت‌های آن به مناطق مختلف ایران در حد لازم بود. موانع بر سر راه فعالان حقوق زن زیاد است. مشارکت به حداقل‌‌هایی از باز بودن فضای اطلاع رسانی و ترویج و فعالیت نیاز دارد که بر هیچ کس پوشیده نیست هر روز دست‌ها تنگ‌تر می‌شود. بسیاری از فعالیت‌ها با برچسب امنیتی کنار گذاشته می‌شود. در چنین فضایی ایجاد اعتماد میان مردم هم به سختی ممکن است. مثلا اگر فضایی نداشته باشیم که بتوانیم دیگران را دعوت کنیم تا به این فضا بیایند، در فضاهای خانگی دست به عمل می‌زنیم که خود به خود نوعی بی‌اعتمادی ایجاد می‌کند. به خصوص که گروه مخاطب اصلی ما زنان هستند، زنانی که در خانه خشونت می‌بینند و برای‌شان تصویب چنین قانونی اهمیت دارد. پس این زنان بسیاری‌شان با خشونت اجتماعی مواجهند و توسط همسران‌شان یا پدران‌شان کنترل می‌شوند. چنین افرادی می‌بایست به فضایی وارد شوند که بتوانند آن فضا را هم به همسر خود معرفی کنند. از سوی دیگر هر کدام از این فعالیت‌ها در حد امکانات و توان فعالان کارزار انجام شده است. چرا که در این فعالیت جمعی همه کارها را با نیروی انسانی و توان مالی خودمان انجام می‌دهیم و از هیچ سازمانی تا کنون حمایت نشده‌ایم. طبیعتا با مشکلات اقتصادی پیش رو، گسترش کارزار با اطلاع‌رسانی چهره به چهره در شهرهای مختلف به توان مالی اعضای کارزار بستگی دارد. کما اینکه در برخی از شهرهایی که فاصله زیادی با فعالان کارزار داشت نتوانستیم ورود کنیم؛ علی‌رغم آنکه کسانی پذیرای ما بودند. در حالی که هنوز هم بهترین راه ارتباطی حضور مستقیم است. موضوع دیگر این است که هیچ کدام از اهداف کارزار کمک اورژانسی نبوده؛ اما از آنجا که سازمان‌های محدودی دراین زمینه فعال هستند یا اصلا سازمانی نیست، مجبور می‌شویم وقتی زن خشونت‌دیده‌ای به ما مراجعه می‌کند، به کار او رسیدگی کنیم. اما واقعیت این است که توان ما در این زمینه از همان ابتدا بسیار محدود بود. رسیدگی اورژانسی یک کار حرفه‌ای است. تنها یک گروه آموزش‌دیده می‌توانند این کار را برعهده بگیرند. این موضوع باعث شد در میانه راه تصمیم بگیریم از مددکاران، روانشناسان و وكلا درخواست مشاوره رایگان یا با هزینه پایین بدهیم. یا به اطلاع‌رسانی درباره راه‌های کوچک و میانبر قانونی دست بزنیم. اما طبیعتا بسیار دست و پا شکسته در این زمینه عمل کرده‌ایم.

روایتی از هزاران روایت کودکان بی‌هویت از مادران ایرانی

چندی پیش یکی از مخاطبان کانال کارزار منع خشونت خانوادگی روایت زندگی خود را برای کانال فرستاد. او اگر چه امیدی به تغییر وضعیت تابعیت فرزندان خود ندارد ولی می‌خواهد که صدایش شنیده شود و برای کسانی از جنس او و فرزندانش گامی برداشته شود. ابتدا این روایت را بخوانید.

آینده بدون هویت، آینده‌ای که معلوم نیست

وقتی هشت سالم بود پدرم فوت کرد. من با دو خواهر ۱۴ و ۱۵ ساله و یک برادر ۱۱ ساله و مادرم بودیم. زندگی تو ایران برای زنانی که همسرشون رو از دست می‌دن خیلی سخته. چون واقعن حمایت نمی‌شن. یادمه وقتی کوچک بودیم هر دو ماه یه بار کمیته امداد فقط سی تومن به ما می‌داد که زندگی با این پول برامون خیلی سخت بود. برای امرار معاش، مادرم نماز و روزه و قرآن اجاره‌ای می‌گرفت. یعنی خانواده‌های کسانی که فوت کرده بودن، نماز و روزه قضاشون رو می‌دادن ما در ازای پول براشون می‌گرفتیم. از چهارم ابتدایی شروع کردم به گرفتن روزه برای مردم. زندگی همین طور گذشت با شرایط خیلی سختش. یه روزایی مادرم آب جوش می‌گذاشت روی گاز با ادویه بعد می‌رفت از لابه‌لای نون خشکها، نونهای کپک زده رو جدا می‌کرد، قسمتهای سالمش رو درمی‌آورد می‌ریخت تو آبجوش و ما تلیت می‌کردیم می‌خوردیم.

همین طور سالهای سخت گذشت تا من به سن ۱۵ سالگی رسیدم. اون موقع برای من خواستگار آمد. خواستگارهایی که تا تحقیق می‌کردن، از مدرسه یا از همسایه‌ها می‌پرسیدن و شرایط مالی ما رو می‌فهمیدن، پا پس می‌کشیدن. یادمه یه خانم از من خوششون اومده بود وقتی فهمیده بود پدر ندارم، می‌خواست بدونه وضعیت مالیمون چطوریه، می‌گفت شما جهیزیه کامل هم می‌دید؟ گذشت تا اینکه همسر فعلیم آمد خواستگاریم. همسرم عراقی بود و تو اون شرایط فقر، برای من بهترین گزینه بود. تصمیم گرفتم ازدواج کنم. بین بد و بدتر طبیعتا بد رو انتخاب کردم. من سنم خیلی کم بود و می‌خواستم از این شرایطی که داشتیم یه مقدار راحت‌تر بشم. حدود یک سال و خرده‌ای بعد از ازدواجمون که بچه‌دار شده بودیم، تصمیم گرفتیم عقدمون رو رسمی کنیم. چون عقدمون شرعی بود. به خاطر اینکه ازدواج یک زن ایرانی با اتباع خارجی خیلی سخته. هیچ عزت و احترامی برای اتباع عراقی یا افغان در اداره‌ها نیست، خیلی بهشون توهین می‌شه. به قدری توهین می‌کنن که اون فرد نمی‌تونه حتی دهنش رو باز کنه و سرش رو می‌ندازه پایین. وقتی یک سری از کارهای اداریش رو کردیم ما رو فرستادن دادگاه برای ثبت ازدواج. یک میلیون تومن جریمه شدیم که همسرم گفت من فرزند جانباز هستم و تخفیف دادن و به چهارصدتومن رسید.

سالها برای مدارک بچه‌ها دوندگی کردیم، گاهی دلسرد می‌شدیم می‌ایستادیم، دوباره دنبال کارامون می‌افتادیم. حدودا الان یک ساله پرونده‌ام تو نیروی انتظامی به خاطر یک امضا مونده. دوتا بچه الان دارم یک دختر و یک پسر. برای ثبت نام مدرسه دخترم خیلی دوندگی کردیم اول رفتیم نیروی انتظامی برگه داد برای اداره اتباع، اتباع یک نامه داد برای آموزش پرورش، آموزش پرورش ما رو فرستاد اداره آموزش پرورش کل که خیلی دوندگی داشت. تو این اداره‌ها عزت و احترام اصلا نداریم و همه‌اش بهمون توهین می‌شد. به من می‌گفتن اصلا برای چی با یک اتباع عراقی ازدواج کردی. خب شرایطی برای ما نگذاشتن، هیچ ارگان دولتی ما رو حمایت نمی‌کرد. ما تحت فشار بودیم. اصلا کسی نبود. این انتخاب، غلط یا درست از روی اجبار بود.

الان دو تا بچه‌های من مدارک ندارن و به ما گفتن بهتون پاسپورت موقت می‌دیم برید عراق و اونجا عقد بکنید و یک پاسپورت عراقی برای این بچه‌ها بگیرید. من به شدت مخالفم عراق برم. اونجا شرایط خیلی سختی داره. اداره‌هاش رو نمی‌شناسیم. اصلا حرف زدن درست و حسابی هم بلد نیستیم، چون همسرم تو ایران به دنیا اومده و بزرگ شده. اونجا اگر بفهمن ایرانی هستم روی خوش نشون نمی‌دن. از طرف دیگه یکی از آشنایان همسرم که این کار رو کرده بود می‌گفت ده میلیون خرج کردم و سه ماه خونه بستگانمون بودم. ما اونجا غریب هستیم اگه بخوایم بریم عراق حداقل ۱۵ میلیون باید هزینه کنیم و بالای دو سه ماه در عراق معطل شیم. ما نه جایی در عراق داریم نه توانایی پرداخت این هزینه‌های سنگین رو، نه می‌دونیم کجا باید بریم و دوندگیش رو بکنیم. هیچ جای دنیا به این سختی نیست. چرا انقدر تبعیض؟ چرا انقدر اتباع رو تحقیر می‌کنن؟ خب اگر تمایلی نیست حسابهایی که پس‌انداز کردن تو ایران رو ببندن و پولاشون رو بفرستن کشور خودشون. بارها من دیدم تو اداره‌ها به اتباع افغان توهین می‌شه. داد می‌زنن سرشون و اونها فقط سرشون رو پایین میندازن. وقتی این همه بی‌عدالتی تو کشورم می‌بینم برای لحظاتی پشیمون می‌شم از این ازدواج. ولی خب دیگه شده و من دو تا بچه دارم و نگران آینده‌شون هستم؛ آینده بدون هویت، آینده‌ای که معلوم نیست چی براشون پیش میاد.

پدر همسرم وقتی سی سالش بود صدام می‌خواست اعدامش کنه چون دو تا از برادراش و پدرش اعدام شده بود از ترسش به ایران پناه آورد که یک ماه بعدش جنگ ایران و عراق شروع شده بود. وقتی جنگ شد، او هم به سربازهای ایرانی پیوست و جانباز هم شد. حالا کارت جانبازی داره اما حتی برای ایشون که برای ایران جنگیده و جانباز هم شده استثنایی قائل نشدن تابهشون شناسنامه بدن. بی‌هویتی هرجای دنیا بسیار بده، الان ایشون اگر برگرده بره کشور عراق، اونجا اصلا هویتی نداره اینجا هم که باشه همینه. برای همین خیلی حساس شدم که اصلا بچه‌های من آینده‌ای در ایران دارن؟ مادر همسرم اواسط جنگ از عراق اخراج شدن. چون صدام از سال هفتاد میلادی شروع کرد به اخراج تمام کسانی که تبعه ایرانی داشتند و کردهای ایرانی که توی عراق زندگی می‌کردن. مادر همسرم هم که تابعیت ایرانی داشت از عراق اخراج شد اما شناسنامه هم نداشت. اون طور که من شنیدم همه کسانی که قبل از انقلاب اخراج شدند شناسنامه ایرانی گرفتن. اما بعد انقلاب به هیچ کدوم شناسنامه داده نشد.

از طرف دیگه، حدود پنج سال پیش بین ایران و عراق صحبت‌هایی شد. از طرف دولت عراق گفتن که ما به پنج هزار ایرانی که در عراق زندگی می‌کنن شناسنامه و هویت عراقی دادیم شما هم متقابلا در ایران به پنج هزار عراقی هویت ایرانی بدید که قبول هم کردن. با اینکه برای همه عراقی‌هایی که در ایران بودن پرونده درست کردن و بیشتر این امتیاز رو برای جانبازها قرار دادن  اما با گذشت بیشتر از ۴ سال هنوز هیچ اقدامی صورت نگرفته.

اگر برای حل این مشکل وکیل هم بگیریم هیچ کاری نمی‌تونه بکنه چون قوانین ایران اینه. مگر اینکه مجلس لایحه‌ای تصویب کنه که هر کسی که مادر ایرانی داره و پدر غیرایرانی بهش شناسنامه ایرانی تعلق بگیره. من می‌خوام بچه‌ای بدون هویت نباشه. چیزی که دیدیم فرقه، تبعیضه، بی‌عدالتیه و خشونت. می‌خواهیم یه چیز مثبت ببینیم.

این روایت یکی از هزاران روایتی است از زنان ایرانی که به دلیل ازدواج با مرد افغانستانی یا عراقی کودکان بدون شناسنامه دارند. مرداد سال گذشته دهها تن از زنان ایرانی که به دلیل ازدواج با مردان غیرایرانی فرزندانی فاقد تابعیت و مدرک شناسایی دارند در مقابل مجلس تجمع کردند. آنها عمدتا افرادی بودند که به ازدواج مردان عراقی یا افغانستانی در آمده بودند. کسی از مسئولان حاضر به گفتگو با تجمع‌کنندگان و رسیدگی به مطالبات آنان نشد.

فرزندان بی‌شناسنامه حاصل تبعیض جنسیتی در قانون

در حقوق بین‌‌الملل خصوصی، تابعیتی که هنگام تولد به فرد تعلق می‌گیرد تابعیت اصلی (تولدی) و  موارد دیگر تابعیت اکتسابی است. سیستم تابعیت اصلی ایران مبتنی بر خون است که معیار آن پدران هستند. یعنی افرادی در بدو تولد تابعیت ایرانی می‌گیرند که پدرشان ایرانی باشد. در مواقع خاصی به نوزادانی که پدرشان ایرانی نیست یا ایرانی بودنش مشخص نیست نیز صرفا به دلیل اینکه در خاک ایران متولد می‌شوند تابعیت ایرانی تعلق می‌گیرد. بنابراین سیستم تابعیت تولدی ایران، نوعی سیستم مختلط است که اساس آن مبتنی بر سیستم خون (از تبار پدر) بوده و سیستم خاک به عنوان سیستم اعطای تابعیت فرعی محسوب می‌شود. ماده ۹۷۶ مهم‌ترین ماده از شانزده ماده‌ای است که درباره تابعیت در ایران وجود دارد. براساس این ماده، افراد زیر تبعه ایران محسوب می‌شوند:

  1. کلیه ساکنین ایران به استثنای اشخاصی که تبعیت خارجی آنها مسلم بوده و اسناد تابعیتشان نیز مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
  2. کسانی که پدر آنها ایرانی است اعم از اینکه در ایران یا در خارج از ایران متولد شده باشند. (تابعیت تولدی، سیستم اعطای تابعیت مبتنی بر خون)
  3. کسانی که در ایران متولد شده و پدر و مادر آنها غیر معلوم باشند. (تابعیت تولدی، سیستم اعطای تابعیت مبتنی بر خاک)
  4. کسانی که در ایران از پدر و مادر خارجی که یکی از آنها در ایران متولد شده بوجود آمده‌اند. (تابعیت تولدی، سیستم اعطای تابعیت مبتنی بر خاک)
  5. کسانی که در ایران از پدری که تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هجده سال تمام حداقل یکسال دیگر در ایران اقامت کرده باشند. (تابعیت تولدی، اعطای تابعیت مبتنی بر تحقق شرایط).
  6. هر زن تبعه خارجی که شوهرایرانی اختیارکند. (تابعیت تحمیلی، در این حالت طبق قانون
    تابعیت ایرانی شوهر به زن تحمیل می‌شود)
  7. هر تبعه خارجی که تابعیت ایران را به دست آورده باشد. (طبق شرایطی گرفتن تابعیت ایران امکان پذیر است)

همان طور که مشاهده می‌شود این ماده، بسیار جنسیت‌زده است. قانونگذار در این ماده هم اعطای تابعیت از طریق سیستم خون و خاک وهم تابعیت اکتسابی در اثر ازدواج یا لزوم شخص را گنجانده است. در دو بند ۲ (تابعیت از طریق خون) و ۵ (تابعیت از طریق خاک) مادر اصلا به حساب نیامده است. با مقایسه بند ۴ و ۵ باید پرسید اگر طبق ماده ۴ این قانون به کودک مادر خارجی متولد ایران به صرف اینکه متولد ایران است تابعیت ایرانی می‌دهد (که بسیار هم خوب است)، آیا نباید به کودک مادر ایرانی هم که کودکش در ایران متولد شده است تابعیت ایران بدهد؟ چرا تابعیت او را تنها به پدر مرتبط می‌داند؟

از سوی دیگر براساس ماده ۹۸۷ قانون مدنی زن ایرانی که با مرد خارجی ازدواج می‌کند تابعیت ایرانی خود را حفظ می‌کند، مگر اینکه طبق قانون کشور همسر، تابعیت آن کشور بر او تحمیل شود. در برخی از کشورهای همسایه همچون ایران تابعیت مرد به زن تحمیل می‌شود. خب در شرایطی که بسیاری از زنان همانند روایت فوق در سن پایین و بدون آگاهی از قوانین یا از سر اجبار با اتباع خارجی ازدواج می‌کنند ناخواسته در شرایط بسیار دشواری گیر می‌کنند. فرزند آنها باید تا ۱۸ سالگی صبر کند و یک سال دیگر هم در ایران اقامت کند تا تابعیت ایران را کسب کند. به این معنا ایرانی بودن مادر نه تنها امتیاز مثبتی در نظر گرفته نمی‌شود، بلکه به عنوان امتیازی منفی هم محسوب می‌شود. اکنون زنان ایرانی که با مردان غیر ایرانی ازدواج کرده و دچار چنین وضعیت مغشوشی شده‌اند، تنها راه چاره‌شان این است که به نهادهای بین‌المللی شکایت کنند یا منتظر تغییر قوانین مربوط با تابعیت باشند. این افراد حق دارند به عنوان اتباع ایرانی که دولتشان از آنها حمایت نمی‌کند، به مراجع ذی‌صلاح بین‌المللی شکایت کنند.

سال گذشته وزارت رفاه از زنانی که ازدواج فراملی داشتند، درخواست کرد تا کد ملی خود را به سامانه‌ اعلام شده از سوی این وزارتخانه، پیامک کنند. حدود ۱۴ هزار و ۶۱۸ کد ملی از سوی زنان ارسال شد که ۴۹ هزار و ۹۶ فرزند فاقد شناسنامه داشتند. در سرشماری وزارت کشور، عدد به دست آمده رقمی کمتر از ۷ هزار نفر را نشان می‌داد. براساس این خوداظهاری ۱۴ ملیت برای مردان خارجی که با زنان ایرانی ازدواج کرده‌اند و در ایران هستند اما بچه‌هایشان شناسنامه ندارند، شناسایی شد. ۶۰ درصد آنها دارای همسر افغانستانی، ۱۲ درصد عراقی و ۲۸ درصد از سایر ملیت‌ها بودند. همچنین ۱۷ درصد این زنان یک فرزند، ۲۳ درصد ۲ فرزند، ۲۰ درصد ۳ فرزند، ۱۴ درصد ۴ فرزند و ۲۴ درصد بیش از ۴ فرزند دارند و به علت نداشتن شناسنامه بسیاری از آنها نمی‌توانند به مدرسه بروند. ۲۱ درصد از این بچه‌ها به سن مدرسه نرسیده‌اند و ۲۷ درصد در سن تحصیل هستند. ۶ درصد فارغ‌التحصیل شده‌اند و ۲۵ درصد ترک تحصیل کردند و ۲۹ درصد نیز اصلاً مدرسه نرفته‌اند. این خوداظهاری صرفا در برگیرنده مادرانی است که هم در جریان ارسال پیامک وزارت رفاه قرار گرفتند و هم خود دارای شناسنامه بودند چرا که هستند مادران بسیاری که علاوه بر عدم آگاهی از این موضوع، خود نیز فاقد شناسنامه‌اند.

طبق سرشماری سال ۱۳۹۵ حدود ۷۰ درصد مهاجرانی که در ایران زندگی می‌کنند متولد ایران هستند. براساس یک تحقیق، ۳۵ هزار ازدواج این چنینی برآورد شده که به‌طور متوسط دارای ۳ الی ۴ فرزند هستند یعنی حدود ۱۰۰ هزار فرزند دارند. این کودکان بیشترین آسیب را از روبه‌رویی با مشکلات در تحصیل و زندگی در ایران متحمل می‌شوند آن هم در سال هایی که بن مایه زندگی‌شان شکل می‌گیرد.

نمایندگان مجلس به دلیل آسیب هایی که کودکان فاقد شناسنامه از مادران ایرانی داشتند، در سال ۱۳۹۱ طرحی را تصویب کردند که حداقل این کودکان تا سن ۱۸ سالگی محروم از تحصیل، حقوق شهروندی، حق بهداشت و حق درمان نبوده و برای تمدید سالانه‌ی اقامتشان در ایران تا سن ۱۸ سالگی مجبور به پرداخت هزینه نباشند. این در حالیست که در ماده‌ واحده سال ۱۳۸۵ ، کودکان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی به‌ جز «حق اقامت» هیچ حق دیگری برای زندگی در ایران نداشتند لذا  طرح سال ۹۱ یک گام روبه‌جلو برای کاهش آسیب‌های اجتماعی ـ اقتصادی بود، ولی شورای نگهبان به دلیل بار مالی برای دولت این طرح را تصویب نکرد.

حال پس از گذشت این همه سال، محمد شریعتمداری، وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی آبان امسال از تصویب پیش‌نویس لایحه قانونی «تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» خبر داد. براساس این لایحه که در هیئت دولت تصویب شده، فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی می توانند به تقاضای مادر ایرانی خود به تابعیت ایرانی درآیند. حالا معلوم نیست این لایحه وقتی به مجلس برسد با چه سرنوشتی روبرو خواهد بود.

دوازده سال پیش فعالان کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز یکی از بندهای اعتراضی خود را قوانین مربوط به تابعیت قرار دادند. پیش از این حرکت و پس از آن نیز اعتراض به تبعیض جنسیتی در مسئله تابعیت و کودکان بی‌شناسنامه در بین فعالان مدنی به ویژه فعالان حقوق زنان و حقوق کودکان مطرح بوده است. با این وجود نیاز به عزمی جدی‌تر است تا به وضعیت زنان و کودکان بی‌شناسنامه در ایران رسیدگی شود و قانون تابعیت روح انسانی‌تر به خود بگیرد. طبق ماده ۱۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر فردی حق دارد كه تابعیتی داشته باشد و هیچ كس رانباید خودسرانه از تابعیت خویش یا از حق تغییر تابعیت محروم كرد. طبق ماده ۷ کنوانسیون حقوق کودک نیز تولد كودك‌ بلافاصله‌ پس‌ از به‌ دنیا آمدن‌ ثبت‌ می‌شود و از حقوقی‌ مانند حق‌ داشتن‌ نام‌، كسب‌ تابعیت‌ و در صورت‌ امكان‌، شناسایی‌ والدین‌ و قرار گرفتن‌ تحت‌ سرپرستی‌ آنها برخوردار است. به این ترتیب در ایران نیز هیچ زنی نباید تابعیت و هویت خود را از دست بدهد همانند زنان ایرانی که به ازدواج با مردان افغانستانی یا عراقی در می‌آیند و هیچ کودکی که در خاک ایران متولد می‌شود نباید بدون هویت و تابعیت باشد، صبر کردن تا ۱۸ سالگی یعنی ربودن همه کودکی او. همه حق دارند در شرایط انسانی، برابر و عادلانه زندگی کنند.

«ساخت رویکرد قانونی به خشونت خانگی نیازمند پژوهش بی‌طرفانه و آگاهانه است»

گفتگوی الهام عبادی با خاتمی‌فر، وکیل دادگستری

کارزار منع خشونت خانوادگی: مقابله با خشونت خانوادگی به دلیل رخداد آن در فضای خصوصی، تقریباً در همه‌ی نقاط جهان به دلیل پنهان ماندن و سکوت در برابر آن امری دشوار است؛ اما در ایران و کشورهایی نظیر ایران که از طرفی خلاء قانونی برای حمایت از زنان خشونت‌دیده وجود دارد و از طرف دیگر قوانین موجود به‌ویژه در خانواده حق زنان را با مردان برابر نمی‌داند، دشواری مقابله با آن چند برابر می‌شود. از همین رو کارزار منع خشونت خانوادگی ضمن آنکه مقابله قانونی با این مسئله را تنها راه‌حل مقابله با خشونت خانوادگی نمی‌داند اما تصویب قانونی برای پیشگیری از این نوع خشونت را امری لازم می‌داند. یکی از اقدامات کارزار نظرخواهی از کارشناسان، فعالان مدنی و زنان خشونت‌دیده درباره پیش‌نویس قانون «منع خشونت خانگی علیه زنان» است که توسط چند وکیل دادگستری فعال در حوزه زنان نوشته شده است.

با عبدالله خاتمی‌فر وکیل دادگستری، عضو کمیسیون روابط عمومی کانون وکلای دادگستری مرکز از سال ۱۳۹۱ و عضو کمیسیون انتشارات اتحادیه سراسری کانون‌های وکلای دادگستری ایران گفتگویی داشتیم تا با توجه به تجربه وی در دعاوی خانواده، نظرشان را در این زمینه جویا شویم. وی پیش از حرفه وکالت که از سال ۱۳۸۷ به‌طور پیوسته به آن مشغول بوده، به مدت دو سال در روزنامه همشهری صفحه‌ای برای دادگاه‌ها و پرونده‌های خانواده در اختیار داشته است. اگرچه تمرکز بیشتر وی در حوزه وکالت بر داوری، قراردادها و شرکت‌ها است اما در دعاوی خانواده نیز، در اموری مانند نفقه و جرائم خشونت‌بار یا دربردارنده تهدید و ناسزا به‌عنوان وکیل حضور داشته است. وی پیش از این مدیرعامل موسسه داوری دادآفرین و اکنون رئیس هیئت‌مدیره موسسه حقوقی N.P.T است و با همکاران خود وب‌سایت www.legaldocs.ir را راه‌اندازی کرده است. نظر شما را به این گفتگو جلب می‌کنیم.

عبدالله خاتمی‌فر، وکیل دادگستری

تا کنون در پرونده‌های حقوقی که با آن سروکار داشته‌اید، با مواردی از خشونت خانگی مواجه شده‌اید؟

پاسخ شوربختانه آری است. هرچند آنچه من با آن روبرو شده‌ام و آگاهم به‌اندازه‌ای نیست که بخواهم آن را همگانی، گسترده یا بحرانی ببینم. اما چون بسیاری از این رفتارها با واکنش یا تصمیم فرد زیان‌دیده یا قربانی یا در آستانه خشونت، به آگاهی کسی حتی نزدیکان هم نمی‌رسد و یا به سازمان‌های رسمی و حتی نهادهای غیردولتی و مردم‌نهاد هم گزارش نمی‌شود، پس برابر یافته‌ها و داده‌های آماری،‌ نگرانی دراین‌باره کم نیست.

 

نتیجه پرونده‌های خشونت خانگی معمولاً به چه سمت و سویی می‌رود؟ در کدام یک از پرونده‌ها و چطور و با استفاده از کدام مفاد قانونی توانستید به قربانی خشونت به لحاظ حقوقی کمک کنید و نتیجه برایتان رضایت‌بخش بوده؟

با یادآوری این‌که پرونده‌های خشونت منظور شما به باور من آنهایی است که در دادسرا یا دادگاه مطرح و یا گاهی صرفاً تا مرحله حضور پلیس و حضور در کلانتری گشوده است، پاشنه آشیل و دشواری پی گیری این پرونده‌ها در هر شرایطی به‌ویژه برای شاکی و آسیب‌دیده، یکی اثبات آسیب‌رسانی از سوی متهم و آسیب‌رساننده است که برای دادرس و قاضی قابل اثبات باشد و دیگری نگرانی از ثبت شکایت یا پیگرد متهم به علل گوناگون از جمله ترس، رودربایستی، نگرانی از آسیب زنی دوباره و یا حتی روبرو شدن با کسی که مرتکب خشونت شده خواه در کلانتری، دادسرا یا دادگاه. الان قانون آئین دادرسی کیفری یا مقررات ماهوی کیفری یعنی آن‌ها که اوصاف هر جرم و میزان و ترتیب اثبات و اجرای هر مجازاتی را تعیین کرده است، کاستی‌هایش کاهش یافته، بیشتر با فزونی و گستردگی شماره پرونده‌ها در دادسرا و کلانتری روبرو هستیم که رسیدگی دقیق، در زمان مناسب و با رعایت همه موازین قانونی را کند، دشوار و گاه ناممکن می‌سازد. یعنی اراده‌ای برای نادرستی یا نارسایی در رسیدگی‌های کیفری نیست بلکه تنگناهای اجرای قانون و نبود شمار کافی قاضی، ضابط قضایی، کارمند اداری و اگر درست بشود برداشت کرد و گفت – نه با قاطعیت-گونه ای ناخرسندی از کار از سوی کارکنان اداری و قضایی از یک‌سو و مراجعه‌کنندگان به دادسرا و دادگاه محسوس است.

من در چند پرونده نفقه و همچنین تهدید که در هرکدام از آن‌ها با بررسی و بازجویی از طرفین، تحقیق در محل وقوع جرم، در مواردی گزارش پزشکی قانونی و در پرونده‌های کمتری بهره‌مندی از شاهد – که در این‌گونه خشونت‌ها و دعاوی کمتر در دسترس یا آماده و حاضر به گفتن و دادن گواهی هستند یا با دقت سخن نمی‌گویند- به استناد قانون تعزیرات (مواد در پیوند با نفقه، ‌تهدید و جرائم علیه اشخاص با بهره‌مندی از اختیارات قانونی قضات دادسرا در قانون آئین دادرسی کیفری و رعایت حقوق متهم)، شکایت موکل‌ها را ثبت و ارتکاب جرم را نزد مقام قضایی ثابت کردم.

 

در چه مواردی به لحاظ حقوقی با چالش مواجه بودید؟ رویکرد پلیس و مراجع قضایی چطور بوده است؟ تا چه اندازه در زمینه حمایت از خشونت‌دیدگان موفق بوده‌اند؟

نخست یک گزاره اخلاقی در پیشمان است که آیا راستی آزمایی سخن و ادعای زیان‌دیده به‌عنوان موکل ناممکن و یا برای وکلا غیرقانونی است؟ دیگر این‌که آیا در مواردی زیان‌دیده خود در کنش خشن و تحریک او نقشی داشته است که البته هیچ‌کدام از مسئولیت وکیل برای طرح ادعای موکل قربانی و دفاع از شکایت او نمی‌‌کاهد. گو این‌که در بیشتر پرونده‌هایی که من در آن بوده‌ام یا آگاهم، زیان رساننده خواه آگاه از مجازات یا دارای وجدان اخلاقی بالا باشد یا نه به تناسب سن، موقعیت اجتماعی و تربیت خود با هر علت و انگیزه در برابر آشکار شدن همه واقعیت یا حقیقت ماجرا ایستادگی می‌کند. این‌ها مواردی است که باید در دستور کار جرم شناسان و متخصصان حقوق کیفری، دانشوران روانکاوی و روانشناسی و جامعه‌شناسان کیفری قرار بگیرد و از دستاورد بررسی‌های میان‌رشته‌ای روشمند بهره‌برداری شود.

-پلیس و مراجع قضایی محدود به توانایی و امکانات خود هستند. زمان برای بررسی کم است، نیروی انسانی کافی برای اداره دادسرا، دادگاه و کلانتری‌ها با پرونده‌های پرشمار نیست،‌ تمرکز کافی برای هر پرونده نشدنی به نظر می‌رسد مگر با ازخودگذشتگی و پرتوانی دادرسان و پلیس که دستاورد آن در جرائم و شکایت‌های گوناگون تفاوت دارد؛ برآیند رفتار و کارکردشان و عملکرد آن‌ها پذیرفتنی است. هرچند بدیهی است که مشکلات و سوء کارکردها و عملکردهایی هست که نباید کلی گفت و از آن گذشت. بنابراین حمایت آن‌ها از خشونت‌دیدگان نسبی، به تناسب زیان‌دیده و شرایط و زمان وقوع و امکانات و نیروی موجود و آماده برای خدمت به شهروند قربانی و مهم‌تر از آن برای پیش‌گیری و تنبه مرتکب جرم و عبرت دیگران است. بنابراین باید دراین‌باره بازهم بردباری و روشنگری برای بهبود انجام شود.

 

فکر می‌کنید رویکرد نظام تقنینی ایران در زمینه خشونت خانگی چگونه است و چه نواقصی دارد؟

نخست این‌که سخن گفتن از رویکرد در نظام تقنینی ایران بسیار دشوار و گاه نشدنی است. چون یک دوره یک سال پیشینه خبرنگاری در مجلس به من آموخت که نه آئین‌نامه داخلی مجلس، نه کمیسیون‌های آن و نه نمایندگان مردم به علت‌های گوناگون، کارکرد بسنده را برای پی بردن به نیازهای قانون‌گذاری، دسته‌بندی آن، بررسی کافی، بهره‌مندی از نیروی انسانی متخصص،‌ نگارش قانون کارآمد، فراخوان دیدگاه کارشناسان و گفت‌وگو درباره طرح و لایحه و تصویب، ندارند.

دوم این‌که گرچه بیشتر قوانین باید دستاورد کار میان‌رشته‌ای، برخورداری از اندیشه و دانش دانشوران و فن‌آوران در رشته‌های گوناگون و همچنین در پیوند با سازمان‌ها و بخش‌های اداری و اجرایی کنشگر باشد، اما بسیاری از قوانین با پیش‌دستی و ابتکار یک سازمان و گاه یک نفر! پیشنهاد و تدوین و در فرایند قانون‌گذاری قرار می‌گیرد و حتی ممکن است یک قوه یا سازمان خود را طراح، نویسنده و مجری و ذی‌نفع انحصاری آن قلمداد کند؛‌ پس آنچه در قانون‌نویسی و قانون‌گذاری به دست می‌آید کمتر رویکرد شناخته شده‌ای دارد یا رویکردی فراگیر و فرانگر ندارد.

درباره خشونت خانگی از آنجا که قوانین ویژگی برای این موضوع در برندارند، گونه‌ای جداسازی خانواده از خشونت خانگی و پیش‌گیری از برچسب «خانگی» در پیوند با خانواده به چشم می‌آید. بنابراین بدون ریزبینی درباره گزاره‌های دیگر مانند باورهای فردی، قومی،‌ نژادی، جنسیتی و ایدئولوژیک، در بهترین وضعیت می‌توان گفت رویکردی فروکاهنده درباره مفهوم «خشونت» و رهنمون کننده به آنچه خشونت فردی آنی یا مربوط به افراد روان‌نژند و در بیشینه آن خشونت ناشی از زدوخورد گروهی بدون تمایز ریشه و علت‌یابی، نمایان است.

 

شما چه راه‌کاری برای مقابله با خشونت خانگی توصیه می‌کنید؟ به نظر شما جرم‌انگاری و تصویب قانونی در این زمینه تا چه حد می‌تواند برای مقابله با خشونت خانگی مؤثر باشد؟

راه‌کار قانونی همیشه یکی از شیوه‌های مقابله و درواقع ضمانت اجرای کیفری قانونی برای به کیفررساندن رفتار و گفتار خشن غیرقانونی است. همچنان که یافتن و ساختن رویکرد قانونی به خشونت خانگی نیازمند پژوهش و بررسی روشمند و بی‌طرفانه و آگاهانه است، برگزیدن «جرم‌انگاری» و فراتر از آن «سازوکار قانونیِ پیش‌گیری از خشونت و ساخته شدن چرخه تولید رفتار و گفتار خشن» –که به سخن دیگر در آن به داغ و درفش و برخورد با بکارگیری ضمانت اجراهای کاهنده آزادی فرد و آسیب‌زننده به جسم و روح گرایش باشد- می‌تواند تنها بخشی از سامانه از میان برنده خشونت باشد. در جامعه‌ای که همچنان خانواده با گزینشی به معنای «هندوانه دربسته» پا می‌گیرد! نمی‌توان سرنوشت هزاران و بلکه میلیون‌ها نهاد ناشناخته و برآمده از رویکردی بر پایه آزمون و خطا و نه شناخت، را با شتاب و بدون پایش همه‌جانبه کنش‌ها و واکنش‌ها، مطالعه دستاوردهای قانونی و راهکارهای انسانی رودررویی با خشونت و کرامت انسانی و تمامیت جسمی و روانی شهروندان، ترسیم و تعیین کرد. پس تندروی و افراط در تکیه کردن به جرم‌انگاری همانند کنار نهادن آن می‌تواند بسیار ناگوار و ناسودمند باشد.

 

پیش‌نویس لایحه منع خشونت خانگی علیه زنان، چه نقاط مثبت و نقایصی به نظر شما دارد؟ در کل قانون چگونه می‌تواند مانع از بروز خشونت خانوادگي شود؟ چطور می‌تواند از خشونت‌دیده حمايت كند؟ و به نظر شما راه برخورد با بزهكارِ خشونت خانوادگي چيست؟ سهم نهادهاي مختلف در چنين قانوني چيست و به نظر شما هرکدام از نهادها بايد چه وظايفي داشته باشند؟

نقاط قوت آن «تعریف خشونت و ریزبینی و دسته‌بندی مفاهیم»، «تشکیل نهادهای بالادستی ستادی میان سازمانی» و «کمیته‌ها و واحدهای منع خشونت در استان و شهرستان»، «پیش‌بینی قرارهای حمایتی قضایی» و «تعیین شرح وظایف و بایسته بودن همکاری و پشتیبانی» آنها از سوی سازمان‌های عمومی و دولتی است.

کاستی آشکار آن در مهلت طولانی تدوین آئین‌نامه‌هایی است که برای اجرا نیاز است و مانند موارد همسان زمان بیشتری برای تدوین و تصویب آن صرف می‌شود و انتظار طولانی! درحالی‌که از هم‌اکنون باید در اندیشه و بررسی ساختار و محتوای آن بود.

قانون بازدارندگی و تنبیه هر دو را در بردارد و باید چنین رویکردی داشته، با اجرای آن به چنین ویژگی‌هایی رهنمون شود. قرارهای حمایتی مندرج در این پیش‌نویس – که می‌تواند روزآمد و کارآمد شود- نهاد مناسبی است که بسیاری از دشواری‌های کنونی و ناتوانی عملکرد ضابط‌ها، پلیس و حتی دادرسان و قضات را در تصمیم‌گیری و اجرا و اقدامات حمایتی و پیش‌گیرانه از میان می‌برد.

بدیهی است راه برخورد با بزهکار، تنها کیفر رساندن و سلب آزادی او نیست. گرچه در بودن کیفر با دادرسی عادلانه، برخورداری متهم و بزهکار از حقوق قانونی کامل خود و شفافیت و بی‌طرفی در دادرسی تردید ندارم. اما رویکرد پیش‌گیرانه و بازدارنده، پالایش اندیشه بزهکار و امکان اصلاح و بازپروری متهم و پشتیبانی از بزه‌دیده و زیان‌دیده از خشونت، هر دو در کنار هم و با مطالعه و پایش پژوهشگران و دانشوران کاردان روان‌شناس، روانکاو، حقوق‌دان، جامعه‌شناس و روان‌پزشک کمترین پیش‌نیاز است.

باید وظایف و بایسته‌هایی هر نهاد و بخش عمومی و دولتی و غیردولتی دراین‌باره نوشته شود و به همگان و بیش از آن به دست‌اندرکاران این بخش‌ها و زیربخش‌ها آموخته شود. باید برای اجرای قانون علیه خشونت خانگی تفاهم و هم‌گرایی شناختی و اقناع وجدانی در میان همه شهروندان و اداره‌کنندگان کشور پدیدار شود.

 

در ایران به دلایل مختلف از جمله خلأهای قانونی در زمینه حمایت از زنان خشونت‌دیده، قربانیان خشونت خانگی تمایل چندانی به گزارش خشونت و شکایت و پیگیری حقوقی نشان نمی‌دهند. با توجه به اینکه این مسئله در کشورهایی که قانونی برای منع خشونت علیه زنان وجود دارد نیز صادق است البته با شدت کمتر، فکر می‌کنید در صورت تصویب قانون تا چه حد زنان برای مقابله با خشونت خانوادگی به قانون مراجعه کنند؟ با توجه به اینکه حوزه خانوادگی حوزه خصوصی انگاشته می‌شود چگونه می‌توان زنان را به‌خصوص در شهرهای کوچک یا روستاها مجاب به مراجعه به قانون مصوب کرد؟

بدون آگاه‌سازی و آموزش و به باور و سخن امروزین «فرهنگ ساری و همگانی‌شدن داده‌های روشنگر»، هر کوششی کاستی دارد و دستاوردی کم و هزینه‌ای بالا. بنابراین باید هم شبکه فراگیر برای آگاهی‌یابی و اطمینان از اطلاعات درست و اعتماد به پشتیبانی و یاری سازمان‌ها یا مراکز پرشمار یاری‌رسان مانند خانه‌های امن با دسترسی فوری به آن‌ها در دسترس همه باشد. هم مدیریت این بخش‌ها به دست کسانی با آگاهی و دانش کافی و بردباری فراوان سپرده شود به‌گونه‌ای که همواره امکان نظارت و آسیب‌شناسی و بهسازی باشد.

 

یکی از پیچیدگی‌های برخورد قضایی با مسئله خشونت خانوادگی رخ دادن آن در حوزه‌ای خصوصی و احساسی است. منتقدان شیوه کیفری می‌گویند زن در چنین شرایط احساسی‌ای اگر شکایت کند و قانون برخورد کیفری با خشونت‌گر داشته باشد ممکن است بیشتر به سکوت تمایل داشته باشد، مردی که با چنین شیوه‌ای مجازات می‌شود و به خانه بازمی‌گردد خشن‌تر از گذشته برخورد خواهد کرد. از سوی دیگر منتقدان رویکرد ترمیمی (همچون پنل‌های گفت‌و‌گو میان خشونت‌دیدگان و خشونت‌گرانی که همدیگر را نمی‌شناسند یا میانجیگری) می‌گویند زنان خشونت‌دیده به دلیل قدرت پایین‌تری که در مقابل مردان خشونت‌گر دارند ممکن است بار دیگر قربانی شوند یا مقصر قلمداد شوند. شما فکر می‌کنید چطور می‌شود با چنین چالشی در قانون برخورد کرد طوری که قانون خود به قربانی شدن ثانویه خشونت‌دیدگان کمک نکند؟

این پرسش‌ها پاسخ‌های گسترده‌ای در هر جامعه و گروه زیستی دارد که خوشبختانه هم اینک پرشمار و در دسترس هستند. گرچه برگزیدن یک یا چند شیوه و راه‌کار با اطمینان از کارآمدی آن در کشور ما آسان نیست. اما برآورد و پیش‌بینی دانش‌مدار بر پایه شیوه‌های بررسی میدانی، نمونه‌برداری‌های دقیق و گردآوری داده‌های راستی آزمایی شده، می‌تواند به یافتن و درانداختن بهترین راه‌کارهای ممکن برسد.

به سخن دقیق و رسا باید برخورداری هر زن از همراهی یک وکیل، روانکاو، درمانگر، محل خواب و سکونت، دسترسی به پلیس و دادرسی فوری و عادلانه تضمین و بامطالعه کافی، امنیت و حیثیت و آرامش هر قربانی و یا هر کسی که در مظان و یا در معرض و تهدید هر آسیب در خانواده، محل کار، تحصیل و تفریح یا هر محل دیگری است، پیش‌بینی، تأمین و تضمین شود. سنجش و تثبیت میزان احساس امنیت و فراهم‌سازی آن شدنی است و دشوار نیست.

با تشکر – کارزار منع خشونت خانوادگی

گردآوری نظرات درباره «پیش نویس قانون منع خشونت خانگی علیه زنان»

خانه اغلب به‌عنوان پناهگاه امن تلقی می‌شود، اما خشونت خانوادگی بخشی از تجربه اغلب زنان است. بر اساس نتایج یک پیمایش ملی که در ۲۸ مرکز استان کشور انجام شد، ۶۶ درصد زنان ایرانی، از ابتدای زندگی مشترکشان حداقل یک‌بار مورد خشونت قرار گرفته‏اند.
خشونت سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زنان را به خطر می‌اندازد و اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس آنان را از بین می‌برد. افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی، سردرد و دردهای شکمی، بیماری‌های مقاربتی، بارداری و سقط جنین ناخواسته، اقدام به خودکشی و همسرکشی از پیامدهای خشونت خانوادگی است. خشونت مانع فعالیت و مشارکت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زنان می‌شود.
هم‌اکنون در بسیاری از کشورهای آسیایی از جمله پاکستان، لبنان، افغانستان، مالزی، بنگلادش، فیلیپین، اندونزی، هند، کامبوج، تایلند و ... قانون خاصی برای مقابله با خشونت خانوادگی علیه زنان به تصویب رسیده است. اما در ایران هنوز قانونی برای پیشگیری از خشونت خانوادگی و حمایت از زنان خشونت‌دیده وجود ندارد. از همین رو، جمعی از وکلای دادگستری در تحقیقی بر روی قوانین ۱۸ کشور و بررسی برخی پرونده‌ها و شواهد خشونت خانوادگی در ایران، «پیش‌نویس قانون منع خشونت خانگی علیه زنان» را تهیه کرده‌اند.

در این برگه، برخی سرفصل‌های مهم این پیش‌نویس را نوشته‌ایم. از شما می‌خواهیم تا پیشنهاد خود را در کادرهای مشخص شده، عنوان کنید. بنویسید اگر شما یک زن خشونت‌دیده بودید قانون چطور می‌توانست از شما حمایت کند؟ قانون چطور می‌تواند از زنان خشونت‌دیده ای که شما شاهد اعمال خشونت بر آن‌ها بوده‌اید یا شنیده‌اید محافظت کند؟

تعریف خشونت خانگی

هر نوع آسیب یا صدمه به زنان در رابطه خانوادگی که به دلیل زن بودن فرد رخ دهد.

پیشنهاد شما چیست:

انواع خشونت خانگی

خشونت فیزیکی (جسمی) مانند کتک زدن، پرت کردن اجسام، سوزاندن و هر عملی که به بدن آسیب وارد کند.
خشونت جنسی مانند برقراری رابطه جنسی بدون رضایت یا به اجبار یا با افراد زیر ۱۸ سال و ...
خشونت روانی مانند هرگونه توهین، مسخره کردن، تحقیر، تهمت زدن، تهدید، شکاکی و بدبینی، افشای اطلاعات خصوصی و ...
خشونت اقتصادی مانند محروم کردن زن از مالی که متعلق به زن است یا به‌صورت مشترک است، ندادن نفقه و ...
خشونت اجتماعی به معنای ایجاد محدودیت برای زنان در فعالیت اجتماعی، اشتغال، تحصیل و رفت و آمد یا تصمیم‌گیری به جای فرد برای ازدواج و ...
خشونت‌های عرفی: به جا آوردن سنت‌هایی که به فرد آسیب می‌رساند مانند خون‌بس، ناف‌بری، زن به زن، قَسم طلاق یا هر گونه خشونتی که به نام شرف و ناموس و آبرو صورت می‌گیرد.

پیشنهاد شما چیست:

انواع مجازات

در قانون پیشنهادی انواع مجازات برای کسی که خشونت گرفته است در نظر گرفته شده است که شامل زندان، جریمه مالی، الزام خشونت گر برای شرکت در جلسات مشاوره و همچنین جبران خسارت وارده بر خشونت‌دیده. از طرف دیگر در این پیش‌نویس قانون، در صورت بروز خشونت خانگی زن می‌تواند درخواست طلاق بدهد و به عنوان دلیلی موجه برای طلاق از سوی او در نظر گرفته شود.

پیشنهاد شما چیست:

نحوه رسیدگی

نحوه رسیدگی به خشونت خانگی، با شکایت شفاهی یا کتبی یا تلفنی توسط خشونت‌دیده یا مطلعین از خشونت شروع می‌شود. همچنین رسیدگی سریع و بدون هزینه دادرسی شروع می‌شود. در مرحله رسیدگی قاضی یا بازپرس زن باید حضور داشته باشد. همچنین حضور شاهد الزامی نیست. پلیس در جمع‌آوری مدارک و ادله به خشونت‌دیده کمک می‌کند. حضور مددکار در دادگاه برای همراهی خشونت‌دیده در نظر گرفته شده است.

پیشنهاد شما چیست:

مرجع رسیدگی

دادگاه ویژه با حضور قاضی زن آموزش دیده به عنوان مرجع رسیدگی به خشونت خانگی در نظر گرفته شده است.

پیشنهاد شما چیست:

اختیارات و اقدامات پلیس

در درجه اول واحد ویژه رسیدگی به خشونت خانگی در اداره‌های پلیس وجود داشته باشد. پلیس بدون آنکه نیاز باشد تا حکم قضایی دریافت کند می‌تواند دستورهای حفاظتی را صادر و اجرا کند. از جمله آنکه خشونت گر را بازداشت و از محل زندگی خشونت‌دیده دور کند. در صورت وجود خطر از سوی آزاررسان دستور منع ورود او به خانه یا محل کار یا سایر مکان‌هایی که آزاردیده به آن رفت و آمد ثابت دارد را صادر کند. اگر باز هم خطری برای خشونت‌دیده و فرزندان یا خانواده وی وجود داشت آن‌ها را به خانه‌های امن معرفی و همراهی کند.
از جمله اقدامات دیگر، معرفی خشونت‌دیده به مراکز مشاوره و درمانی و مددکاری،‌ انجام تحقیقات فوری و جمع‌آوری دلایل و شواهد، همراهی خشونت‌دیده در جمع‌آوری وسایل شخصی، حمایت از شهود، فراهم کردن امکان کمک مالی برای خشونت‌دیده (توسط اجبار آزاررسان به پرداخت هزینه‌های خشونت‌دیده یا تأمین آن از طرف صندوق دولتی)، ممانعت از تخریب اموال مشترک خشونت‌دیده است.

پیشنهاد شما چیست:

خانه امن

تهیه خانه امن مستقل که پلیس از آن محافظت می‌کند. آدرس خانه امن مخفی است و پلیس خشونت‌دیده را به آن مرکز معرفی می‌کند.

پیشنهاد شما چیست:

سایر پیشنهاد‌ها:


«درصورتی که تمایل دارید تا نتیجه نظرسنجی به شما اعلام شود ایمیل خود را وارد کنید»

[recaptcha]

خشونت‌های ممتد او «محکمه‌پسند» نیست

دوسال غیرمستقیم و دوسال مستقیم تحت شکنجه‌ی روحی یک آدم دوقطبی بودم تا این که دکتر روانپزشک گواهی ناراحتی خلقی شدید برای او صادر کرد. او پنج ماه گواهی استراحت در منزل داشت ولی داروها را مصرف نمی‌کرد.

ماه‌ها با من قهربود و دو سال تمام خرجی خانه را نمی‌داد. مدام به من می‌گفت احساسی به من ندارد و می‌خواهد از او طلاق بگیرم. ولی خانواده‌ام می‌گفتند چون ازدواج دومت است تحمل کن.
با این که کارمند بودم حتی حق خرید لباس هم نداشتم. وقتی دید کوه می‌روم و لذت می‌برم مرا از کوه و پیاده‌روی هم محروم کرد طوری‌که از عید ۹۵ تا تیر حتی خاتواده‌ام هم حق آمدن به خانه را نداشتند و من از صبح تا شب تنها سرمی‌کردم. بخصوص که مدرسه هم تعطیل می‌شد، واقعا تنهایی و سکوت منزل عذاب‌آور بود.

۱۵ آذر ۹۵ خودش مرا از خانه بیرون کرد. بارها مرا از خانه بیرون می‌کرد و من دوباره با خفت‌ و خواری برمی‌گشتم. حتی شاهد هرزگی‌هایش هم بودم. دیگر از هیچ‌چیز ابا نداشت. می‌دانست من تحمل می‌کنم.

این دفعه دیگر بازنگشتم، جالب است بدانید که او رفته و حکم عدم تمکین هم گرفته. در جلسه دادگاه با ارائه‌ی دلیل از طرف من و حتی این‌که کلید خانه را هم عوض کرده، باز رای به نفع او صادر شد. تمام اسناد و مدارک مرا دزدیده و فقط مقداری که از روی فیش حقوقی من کم شده بود توانستم پس بگیرم که هنوز کمی مانده و حالا این منم منتظر در پی طلاق. طلاقی که حق اوست. ولی …

الان هم قهرهای ممتد او «محکمه‌پسند» نیست، ضرب و شتم و فحاشی او در حضور شوهرخواهرم و …


روایت رسیده از گیلان به کانال کارزار منع خشونت خانوادگی https://t.me/pdvcir

?? شما می‎توانید تجربیات خود را به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com  یا ادمین کانال تلگرام کارزار https://t.me/pdvci به دستمان برسانید یا آنها را با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنید.

محدثه هادی: باید پیشگیری را به درمان، مقدم بدانیم

کارزار منع خشونت خانوادگی: مقابله با خشونت علیه زنان به‌ویژه خشونت خانوادگی که بیشتر در محیط بسته و خصوصی خانواده صورت می‌گیرد، تقریبا در همه‌ی نقاط جهان با پیچیدگی‌های بسیاری مواجه است؛ حتی در کشورهایی که قوانین حمایتی برای خشونت‌دیدگان وجود دارد. اما در ایران و کشورهایی نظیر ایران که از طرفی خلاء قانونی برای حمایت از زنان خشونت‌دیده وجود دارد و قوانین موجود به‌ویژه در خانواده حق زنان را با مردان برابر نمی‌داند، این پیچیدگی چند برابر می‌شود. از همین رو در سال‌های گذشته شاهد اقدامات جامعه مدنی برای تغییر قوانین بوده‌ایم، از تلاش های جمعی نظیر کارزار منع خشونت خانوادگی گرفته تا تلاش های فردی نظیر مشاوره های تلفنی و برگزاری کارگاه های حقوقی رایگان توسط وکلایی نظیر محدثه هادی. وی دانشجوی کارشناسی ارشد جزا و جرم شناسی، مدرس کارگاه های رایگان حقوقی و فعال مدنی و حوزه زنان است. او حدود دوازده سال است که عضو کانون وکلای اصفهان است و تجربه ی در زمینه های مختلف حقوقی و کیفری را دارد اما تمرکز وی بر پرونده های خانواده بوده و هست. با این وکیل دادگستری به گفتگو نشستیم تا دیدگاهشان را در رابطه با خشونت خانوادگی و نگاه قانون‌گذار در ایران به این مسئله جویا شویم.

 

کارزار: مراجعان شما بیشتر برای چه مواردی از خشونت خانگی به شما مراجعه می کنند؟ در خواست شان چیست؟

محدثه هادی: شکایت مراجعان بیشتر و در رتبه اول از خشونت فیزیکی و به عبارتی ضرب و جرح است. در مرحله بعد خشونت‌های کلامی و روانی و اقتصادی و همچنین خشونت جنسی.

متاسفانه از آنجا که اکثر خانم‌ها یا تعریف آبرو و حیا را به غلط درک کرده‌اند یا ملاحظات خاص داشتند، گواهی‌های مثبتِ ادعا مبنی بر وجود و وقوع خشونت خانگی از مراجع ذیربط ندارند و انتظارشان این است که یا وکیل، کار خارق العاده‌ای برای کمک به آنها انجام دهد یا قاضی، صرف ادعای آنها را بپذیرد که هر دو غیر ممکن است.

 

کارزار: تییجه پرونده‌های خشونت خانگی معمولا به چه سمت و سویی می‌رود؟ در کدام یک از پرونده‌ها و چطور و با استفاده از کدام مفاد قانونی توانستید به قربانی خشونت به لحاظ حقوقی کمک کنید و نتیجه برایتان رضایت بخش بوده؟

هادی: درصورت وجود گواهی‌های پزشکی قانونی یا ادای شهادت توسط شهود، معمولا پرونده‌ها به سمت صدور رأی به نفع زوجه پیش خواهد رفت. در غیر این صورت بخاطر فقدان دلیل محکمه پسند، گاهی خانم‌ها مجبور به بذل بخش اعظم حقوق قانونی و گاهی کل حقوق‌شان برای نشان دادن صدق ادعاهای‌شان در قبال صدور حکم طلاق می‌شوند.

اما باید توجه داشت دسته‌ای از خشونت‌ها از جمله خشونت‌های جنسی و روانی، یا نمود و اثر خارجی قابل اثبات ندارند یا حوزه وقوع آن بسیار خصوصی است و قابل اثبات به طریق شهادت و گواهی نیست یا خشونت دیده با توجیه شرم و حیا حاضر نیست که به پزشک مراجعه کند.

در برخی موارد هم زنان به صرف شکایت و اخذ دیه بسنده می‌کنند. گاهی حتی در حین رسیدگی، گذشت می‌کنند و به دلایل متعدد بازهم به آن زندگی ناامن برمی‌گردند!

 

کارزار: رویکرد پلیس و مراجع قضایی در این زمینه چطور است؟

هادی: در خصوص عملکرد پلیس و مراجع قضایی باید قائل به تفکیک باشیم. مقام قضایی بدون وجود ادله نمی‌تواند اظهارات شاکی یا خواهان را بپذیرد و مطابق قوانین، بار اثبات به عهده مدعی است. اما متاسفانه مواردی دیده شده که مأمورینی که به درخواست شخص قربانی خشونت در محل، حاضر می‌شوند صورت‌جلسه‌های دقیق بر اساس مشاهدات و شواهد تنظیم نمی‌کنند. توجیه آنها نیز این است که دعوای زن و شوهری است و نباید به آن دامن زد!

لذا در پرونده‌های متعددی با اینکه خشونت فیزیکی به دفعات، تکرار شده اما سوابقی برای آن موجود نیست.

 

کارزار: فکر می‌کنید رویکرد نظام تقنینی ایران در زمینه خشونت خانگی چگونه است و چه نواقصی دارد؟ رویکرد مراجع قضایی چگونه باید باشد؟

هادی: قطعا جای مواد قانونی خاص خشونت‌های خانگی جهت حمایت از قربانیان در قوانین مدون کشورمان خالیست. آمار روز افزون مراجعان دفاتر وکالت و مشاوران روانشناس و روانپزشکان، می‌طلبد که حقوقدانان و فعالان حوزه زنان به یاری هم این نقص آسیب‌زا را هرچه سریع‌تر برطرف کنند.

در خصوص نظام تقنینی و مجریان آن باید گفت که قضات عادل دانا با توجه به شرایط و اوضاع و احوال هر پرونده و دعوا و نیز با علم به اینکه حقوق قانونی و انسانی زنان در قانون فعلی آن چنان که شایسته است رعایت نشده و نقایص زیادی در این باب به چشم می‌خورد، میتوانند با رعایت هرچه بیشتر انصاف و استناد به کلیه اصول حقوق بشری که تضاد و منافاتی نیز با شرع مقدس ندارد و کشورمان نیز به آنها ملحق و پایبند است و همچنین با جلب نظر قضات مشاور و دخیل کردن حداکثری آنها در پرونده‌های خانواده به دادنامه‌ عادلانه‌تر قلم بزنند.

 

کارزار: شما چه راهکاری برای مقابله با خشونت خانگی توصیه می کنید؟ به نظر شما جرم‌انگاری و تصویب قانونی در این زمینه تا چه حد می تواند برای مقابله با خشونت خانگی موثر باشد؟

هادی: پیشنهاد و توصیه من برای مقابله با خشونت خانگی این است: آگاهی، آگاهی و آگاهی.

اگر زنان به عزت نفس خود احترام بگذارند و اعتماد به نفس‌شان را تقویت کنند و توانمند باشند، در مقابل خشونت کوتاه نمی‌آیند و برای آن توجیه و تفسیر نمی‌تراشند.

برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی و ارتقای سطح دانش حقوقی هم کمک کننده خواهد بود. آموزش‌های تخصصی مهارتی قبل از ازدواج نیز بسیار الزامی است. درواقع باید پیشگیری را به درمان، مقدم بدانیم و برای آن سرمایه‌گذاری کنیم.

جرم‌انگاری خشونت خانگی و تصویب قانون خاص، هرچند لازم است ولی تا زمانی که زنان به این باور نرسند که جنس دوم نیستند و برای اطاعت خلق نشده‌اند و رفع اختلافات خانوادگی، روش‌های علمی مسالمت‌آمیز دارد و هرگز نباید به خشونت فیزیکی یا جنسی یا کلامی منجر شود، حتی قانون هم نمی‌تواند نظم و اخلاق حسنه را حاکم کند. کمااینکه فی‌الحال نیز مواد قانونی در حمایت از زنان داریم که خود آنها بعضا به دلایل زیرساختی فرهنگی و عرفی و… از آن استفاده نمی‌کنند.

 

کارزار: پیش‌نویس لایحه منع خشونت خانگی علیه زنان، چه نقاط مثبت و نقایصی به نظر شما دارد؟ در کل قانون چگونه مي تواند مانع از بروز خشونت خانوادگي شود؟

هادی: اقدام و همت همکاران شریف و عالیقدر من در تهیه متن این پیش‌نویس جای تقدیر و تبریک دارد. بی‌تردید این بزرگواران، پیش قراولان اجرای عدالت هستند و خرسندم که آقایان وکیل در تنظیم پیش نویس، دوشادوش بانوان حقوقدان بوده‌اند. طی این مسیر بدون همراهی ایشان، دشوار می‌نماید.

ذکر این نکته و تذکر به‌نظر من ضروری است که برای بهبود هرچه بیشتر و بهتر شرایط فعلی، ابتدائا باید قانون حاکم از برخی تعاریف موجود، فاصله بگیرد.

برداشت من به عنوان یک وکیل از برخی مواد قانونی و شیوه انشای قانون‌گذار این است که قانون ما شوربختانه نفس خشونت را پذیرفته است و فقط برای آن، تعیین سطح نموده!

مثال روشن آنجاست که از مصادیق عسر و حرج یکی را «ضرب و شتم و سوء رفتار غیر قابل تحمل و مستمر زوج» بیان می‌دارد. پس ظاهرا ضرب و شتم قابل تحمل، خالی از اشکال است!

پرواضح است که نمونه‌های این تعابیر با کرامت انسانی و اصول حقوق بشری در تضاد است و ضرورت اصلاح و بازنگری در آن از بدیهیات است.

 

کارزار: یکی از پیچیدگی‌های برخورد قضایی با مسئله خشونت خانوادگی رخ دادن آن در حوزه‌ای خصوصی و احساسی است. منتقدان شیوه کیفری می‌گویند زن در چنین شرایط احساسی‌ای اگر شکایت کند و قانون برخورد کیفری با خشونت‌گر داشته باشد ممکن است بیشتر به سکوت تمایل داشته باشد، مردی که با چنین شیوه‌ای مجازات می‌شود و به خانه باز می‌گردد خشن‌تر از گذشته برخورد خواهد کرد. از سوی دیگر منتقدان رویکرد ترمیمی می‌گویند زنان خشونت دیده به دلیل قدرت پایین‌تری که در مقابل مردان خشونت‌گر دارند ممکن است بار دیگر قربانی شوند یا مقصر قلمداد شوند. شما فکر می‌کنید چطور می‌شود با چنین چالشی در قانون برخورد کرد طوری که  قانون خود به قربانی شدن ثانویه خشونت‌دیدگان کمک نکند؟

هادی: بسیار از این بابت متاسفم اگر که منتقدین شیوه کیفری به زنی که قربانی خشونت خانگی است و جهت احقاق حق و دفاع از نفس خود به قانون پناه می‌برد، برچسب احساساتی بودن می‌زنند! اگر زنی بخواهد به ابزار قانونی برای دفع خشونت متوسل شود احساساتی است؟ پس چرا در تلاش برای تصویب قانون خاص هستیم؟ صرفا می‌خواهیم تشریفات و دکور به قانون فعلی اضافه کنیم تا بتوانیم با قانون خاص‌مان پز بدهیم؟

من همیشه و همیشه گفته‌ام که در رابطه زناشویی، اخلاق‌مداری و مدیریت بحران خارج از دادگاه به کمک چند متخصص مسلما برتر از فشار با اهرم قانون است. اما نه به این معنا که زنان مرتبا و مکررا تحت خشونت باشند و هربار هم به دلیلی از حق قانونی‌شان بگذرند و اگر هم بلاخره خواستند قانون را به یاری بطلبند، برچسب‌های رنگارنگ بخورند!

قانون برای استفاده و اجراست. اما تکرار می‌کنم: اقدام قانونی با لحاظ شرایط در هر مورد خاص، ممکن است آخرین راه‌حل پیشنهادی باشد.

پیشنهاد من، بهره‌وری از یک سیستم مختلط کیفری-ترمیمی است. به این صورت که زن قربانی خشونت اگر از راه‌های مسالمت‌آمیز قادر به حل بحران نشد، آنقدر از نظر حمایت قانونی، احساس امنیت کند که به آسودگی خیال، تظلم و دادخواهی خود را به مرجع قضا ببرد و در ادامه، سیستم قضایی نه فقط با کیفر و مجازات بلکه با فشار اهرم قانون، خشونت‌گر را ارجاع به مشاوره و روان‌درمانی کند. به عبارتی در کنار حکم به مجازات، به عنوان یک روش تکمیلی و الزامی از تیم متخصصان روانشناس و روانپزشک یاری بگیرد و خشونت‌گر ملزم به ارائه گواهی‌های درمانی در دوره‌های مشخص به مرجع قضایی باشد.

 

کارزار: به عنوان فعال حوزه زنان و وکیل مدافع حقوق زنان با چه موانع یا برخوردهای منفی روبرو هستید؟

هادی: من سالهاست که با تراژدی غریب «زنان علیه زنان» مواجهم. در برگزاری کارگاه‌های شرایط ضمن عقد، مادران زیادی معترض به آموزش‌های نوین هستند و این مباحث را بدآموزی می‌دانند! و دختران زیادی نیز همچنان طرفدار مهریه و نفقه و جهیزیه بجای حقوق برابر انسانی و شراکت حقیقی در زندگی زناشویی هستند.

از سوی دیگر، تعداد کثیری از آقایان نیز می‌اندیشند که این آموزش‌ها، جایگاه سنتی و قدرت آنها را متزلزل می‌کند و بناباین قلبا با آن مخالفند.

نگاه کلی جامعه هم هنوز بیشتر به کفه سنت گرایش دارد تا مدرنیته. تا آنجا که گاه من شخصا برچسب‌های رنگارنگ غیرمنصفانه از سمت برخی دوستان می‌خورم!

به طور مثال همین چند روز قبل، کلیپ روایت زندگی یکی از خانم‌های مراجعم که سالها تحت خشونت خانگی بوده را با اجازه خود ایشان در گروه‌های تلگرام به اشتراک گذاشتم و نظر یکی از آقایان تحصیل‌کرده همشهری در مورد من این بود که یک کلیپ ساختگی را به مراجعم نسبت داده‌ام و با پخش آن، همسو با رسانه‌های ضد ایرانی، سعی در ترویج طلاق و نمایش چهره‌ای وحشی و دیوانه از مرد ایرانی دارم!

برای من که تصمیم به تغییر و اصلاح سیستم موجود گرفته‌ام، این برچسب‌های ناعادلانه کمترین هزینه‌ای است که باید پرداخت کنم و از آن هراسی ندارم.

در مقابل جا دارد که از همه کسانی که طی این سال‌ها مشوق و همراهم بودند قدردانی کنم. به ویژه تعدادی از موسسات فرهنگی و مذهبی شهرمان که همیشه با آغوش باز پذیرای من بوده‌اند.

کارزار: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید

بعد از دو سال زندگی مشترک، سرطان سینه گرفتم

بعد از دو سال زندگی مشترک، سرطان سینه گرفتم. تمام مدت تحت درمان بودم. در نهایت جراحی کردم و یکی از سینه‌هایم برداشته شد. تقریبا بهبود پیدا کردم اما چاق شده بودم، بدنم بهم ریخته بود و یک سینه هم نداشتم. شوهرم و مادرش به خاطر بدنم تحقیرم می‌کردند. شوهرم ول کن نبود. می‌گفت تو چه هستی آخر. من یک زن سالم می‌خواهم که اندامش بی‌عیب باشد. جلوی من فیلم‌های سکسی می‌گذاشت و می‌گفت: «ببین اندام‌هایشان را.»

کم کم دوست‌دختر گرفت و من باید تحمل می‌کردم‌‌. به خاطر دختر کوچکم نمی‌توانستم طلاق بگیرم. دوست دخترش را حتی به خانه هم آورد چند ماه آخر و من صبوری کردم. در آخر من را  به دلیل بیماری و ناتوانی در تمکین رابطه جنسی طلاق داد. حالا با یک زن دیگر ازدواج کرده است.

 


روایت رسیده از  تهران به کارزار منع خشونت خانوادگی، https://t.me/pdvcir

??شما می‎توانید تجربیات خود را به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل pdvc.ir@gmail.com  یا ادمین کانالک تلگرام کارزار https://t.me/pdvci به دستمان برسانید یا این‌که با هشتگ کارزار منع خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشرشان کنید.

قاضی شاهد می‌خواهد اما شاهدی برای خشونت خانگی نیست

گفتگو با محمود خمامی مستقیم، وکیل دادگستری در گیلان

 

مقابله با خشونت علیه زنان به‌ویژه خشونت خانوادگی که بیشتر در محیط بسته و خصوصی خانواده صورت می‌گیرد، تقریبا در همه‌ی نقاط جهان با پیچیدگی‌های بسیاری مواجه است؛ حتی در کشورهایی که قوانین حمایتی برای خشونت‌دیدگان وجود دارد. اما در ایران و کشورهایی نظیر ایران که از طرفی خلاء قانونی برای حمایت از زنان خشونت‌دیده وجود دارد و قوانین موجود به‌ویژه در خانواده حق زنان را با مردان برابر نمی‌داند، این پیچیدگی چند برابر می‌شود. از همین رو در سال‌های گذشته شاهد اقدامات جامعه مدنی برای تغییر قوانین بوده‌ایم، تلاشی که گاه با رسالت برخی از زمامداران حساس به مسئله زنان نیز هم‌راستا بوده است. یکی از این اقدامات به راه‌اندازی «کارزار منع خشونت خانوادگی» توسط جمعی از کنشگران حقوق زنان بوده است. هدف از راه‌اندازی این کارزار تلاش برای تصویب قانون مقابله با خشونت خانوادگی علیه زنان از طریق آگاهی‌رسانی عمومی و رسیدن به اجماع در جامعه مدنی است.

در همین رابطه با محمود خمامی مستقیم، وکیل دادگستری در گیلان به گفتگو نشستیم تا نظر ایشان را در رابطه با خشونت خانوادگی و نگاه قانون‌گذار در ایران به این مسئله جویا شویم.

از وی درباره تجربه‌اش در زمینه‌ی پرونده‌های خشونت خانگی پرسیدیم. به گفته خمامی در این زمینه دست و پای وکلا و حتی در مواقعی قاضی، بسته است. وی با برشمردن ادله اثبات دعوا در قوانین ایران؛ اقرار، اسناد، شهادت و امارات قضایی (که علم قاضی از این دست است)، می‌گوید از آنجا که در بسیاری از مواقع فرد اقرار نمی‌کند و ممکن است سندی دال بر اتفاق نباشد شهادت مهم‌ترین ادله است چرا که علم قاضی هم چندان با معیارهای حقوق بشر همخوانی ندارد. خمامی به پرونده‌ای اشاره می‌کند که در آن مرد که معتاد هم بوده برای به نام درآوردن زمین، چاقو بر گلوی همسرش گذاشته بود و او را تهدید به مرگ کرده بود، زن هم تا پیش از این به دلیل حفظ آبرو به کسی نگفته بود که در خانه چه می‌گذرد. در شکایتی که از سوی زن انجام می‌شود قاضی شاهد می‌خواهد و چون خشونت در خانه رخ داده است، شاهدی وجود ندارد. از سویی خانواده هم به‌عنوان شاهد پذیرفته نمی‌شوند که گرچه این مورد در آیین دادرسی جدید حذف شده است اما همچنان با توجه به رویه قضایی عملی دادگاه‌ها عمل می‌کنند. بنابراین در این پرونده قرار منع تعقیب صادر می‌شود چون موارد استفاده از علم قاضی و قسامه[۱] در این‌گونه موارد کم است. این وکیل دادگستری دلیل این امر را ابتدا نبود شجاعت قضایی و دوم جامعه مردسالار ما عنوان می‌کند، جامعه‌ای که حق خود می‌داند زن را تادیب کند.

وی به پرونده دیگر خود اشاره می‌کند: پرونده‌ای بود که تقاضای طلاق کرده بودیم. زن قبلا کتک خورده بود و برای شکایت به پزشکی قانونی مراجعه کرده بود، پزشکی قانونی هم یک‌دهم دیه را معین کرده بود. وقتی برای طلاق آمد به استناد همان ضرب‌وجرح عمومی وارد شدیم و خانواده هم شاهدش بودند. درخواست طلاق را دادیم اما شعبه بدوی درخواست را رد کرد که این میزان دیه برای عسروحرج کفایت نمی‌کند. درنهایت به استناد نظر مشورتی خود قوه قضاییه که «مشت نشانه خروار است» (اگر یک‌بار زده که یک‌دهم دیه برای آن تعیین‌شده ممکن است بارهای دیگری هم زده باشد)، دادگاه تجدیدنظر اتهام را پذیرفت. دیوان عالی هم تایید کرد. اما در بیشتر مواقع این‌طور نیست.

از خمامی پرسیدیم با توجه به مشکلاتی که به آن اشاره کردند چه راهکارهایی وجود دارد و چه اقداماتی می‌توان انجام داد. به اعتقاد وی مهم‌ترین مسئله زنان معیشت است که همین باعث می‌شود زن در خشونت بماند. بنابراین بهتر است قوانین به‌گونه‌ای تغییر کند که به‌جای اینکه زن در شرط عقد مهریه سنگین بنویسد، بیمه شود. در این صورت مرد مکلف می‌شود تا زمان علقه‌ی زوجیت، ماهانه حق بیمه زن را بپردازد. در این صورت اگر بین این دو مشکلی پیش آمد بیمه از زن حمایت می‌کند. مردی هم که تخلف بیمه نکرده باشد و بیمه را مرتب پرداخته باشد هرسال از تخفیف بیمه بهره‌مند می‌شود.

وی همچنین به این اشاره می‌کند که لازم است مردانی که خشونت می‌کنند درمان شوند. وی در این زمینه به یکی از پرونده‌های حقوقی خود اشاره می‌کند: در دادگاه مشخص بود که مرد واقعا مشکل عصبی دارد و نیازمند درمان است. قاضی نیز به او گفت به مشاوره برود. بعد از چندین جلسه رفتار مرد تغییر کرد و روحیه‌اش عوض شد. با یک جعبه شیرینی به همراه همسرش به دفتر من آمد و گفت آمده‌ام اینجا برای صبح. من هم گفتم به همین راحتی نیست و از او تعهداتی گرفتم از جمله آنکه خانه را به نام زنش بزند و وکالت بلاعزل برای طلاق به او بدهد.

 

پی نوشت:

 

 [۱] قسامه یکی از موارد اثبات قتل و صدمات بدني است. در صورتي‌كه قرائن و دلايل براي اثبات وقوع جرم كافي نباشد ولي ظن به راست بودن آن وجود داشته باشد (لوث) مثل شهادت كودك، مي‌شود از قسامه استفاده كرد. براي اقامه قسامه (سوگند خوردن) ٥٠ نفر از بستگان پدري ذكور مدعي وقوع جرم بايد قسم بخورند.

رویکرد جرم‌شناسانه باید رویکرد فرهنگی باشد/ گفتگو با امیر رئیسیان

«کارزار منع خشونت خانوادگی» توسط جمعی از کنشگران حقوق زنان هم‌زمان با روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان راه‌اندازی شده است. هدف از راه‌اندازی این کارزار تلاش برای تصویب قانون مقابله با خشونت خانوادگی علیه زنان از طریق آگاهی‌رسانی عمومی و رسیدن به اجماع در جامعه مدنی است. با امیر رئیسیان، وکیل پایه یک دادگستری در خصوص ضرورت تصویب قانون جامع منع خشونت خانوادگی گفت‌وگویی داشته‌ایم.

او معتقد است مهم‌تر از جرم‌انگاری خشونت خانگی، رویکرد جرم‌شناسانه است که باید رویکرد فرهنگی باشد. به گفته وی از مهم‌ترین مشکلات ما این است که خشونت خانگی مسئله‌ای «عادی» است و همین‌که این موضوع از پستوی خانه به صحن مجلس آورده شود خود یک دستاورد است.

قوانین کیفری ایران تا چه اندازه خشونت خانگی را به رسمیت شناخته است؟ رویکرد نظام تقنینی ما در این زمینه چیست و این رویکرد با چه ایرادات و پیامدهای منفیای روبه‌رو است؟

حقیقت این است که شاید بشود گفت قوانین کیفری ایران در کمترین حد ممکن به موضوع خشونت خانگی پرداخته است. شاهد این امر این است که در حقیقت هر مصداقی که در رابطه بین زوجین جرم‌انگاری شده است، در رابطه بین دو فرد بدون رابطه سببی هم جرم شناخته می‌شود. در مورد خویشاوندان نَسَبی چون والدین که این بحران عمیق‌تر است و برخی مواردی که اساساً جرم‌انگاری شده است در مورد آنان جرم نیست. از این رو باید گفت در حقیقت نظام تقنینی ما در مورد خشونت خانگی اصلا رویکردی نداشته است جز دنباله‌روی از سنت‌های ملی یا محلی و یا برداشت‌هایی غلط از دین که با سنت‌های غیرعقلانی توأم شده است. چرا قانون مدنی بیان می‌دارد ریاست خانواده با مرد است؟ چون هنگامی‌که هیچ نگاه حقوقی وجود ندارد فقط به عرف جامعه نگاه می‌کنیم و نتیجه هم می‌شود انعکاس عرف غلط در قانون. همین دنباله‌روی از وضعیت فعلی جامعه هم باعث خواهد شد وضع موجود تثبیت و تحکیم شود و البته که این تثبیت و تحکیم فقط در دادگاه‌ها و مراجع رسمی انجام می‌شود، اما مردم با توجه به ابزارها و امکانات و آگاهی‌های جدید از این سنت‌ها و از این رویکردِ حاکم عبور کرده‌اند و بسیاری رفتارها را به‌عنوان ناهنجاری شناسایی می‌کنند. این فاصله میان رویکرد حاکم و برداشت مردم موجب می‌شود که ما دچار دو پدیده بحران‌زا شویم. اول خلأ قانونی در ارتباط با پدیده‌های اجتماعی جدید و ارزش‌ها و هنجارهای امروزی و دوم قوانین متروک و ناکارآمد سابق. هر دوی این بحران‌ها الان در جامعه ما هست و ضرورت دارد قانون‌گذار عقب‌ماندگی خود را جبران کند.

رویکرد پلیس و مراجع قضایی چطور؟ تا چه اندازه در زمینه حمایت از خشونت‌دیدگان موفق بوده‌اند؟ چرا در عمل تنها تعداد معدودی از عاملین خشونت خانگی مجازات می‌شوند؟

در ارتباط با پلیس مهم‌ترین مشکل ما عدم آموزش نیروهای پلیس است. یک نیروی انتظامی با نتیجه بی‌توجهی خودش آشنا نیست. با نتیجه رها کردن بزهکار خانگی آشنا نیست. با شیوه کنترل وضعیت جرم‌زا و مستعد جرم آشنا نیست. با حقوق اعضای خانواده آشنا نیست. امکانات خود را نمی‌شناسد. امکانات پلیس را در حد اسلحه و دستبند و صورت‌جلسه می‌داند. این‌ها یعنی پلیس ما با ژاندارم ۷۰ سال پیش تفاوتی نکرده است. از سوی دیگر پلیس در کشور ما با پدیده‌های مجرمانه بسیاری روبرو است اما چون متوجه اهمیت جرایم مرتبط با خشونت خانگی نیست گمان می‌کند جرایمی مثل سرقت و زورگیری و امثالهم مهم‌تر هستند. حال آنکه در یک خشونت خانگی ممکن است آینده یک انسان به نابودی بیفتد اما در یک سرقت مثلا ضبط خودرو چه ابعادی غیر از بعد اقتصادی نهفته است؟! اما به وضوح می‌بینیم در اداره آگاهی برای این موضوعات شعب ویژه و در کلانتری‌ها برای سرقت ماموران تمام‌وقت گمارده می‌شود ولی برای جرم مهم‌تری مثل خشونت خانگی نه. گرچه شاید اگر جرم‌انگاری شود این رویه اصلاح شود.

اینکه تعداد کمی از موارد خشونت خانگی به مجازات منتهی می‌شود البته دلایل متعددی دارد. برای مثال بسیاری از این پرونده‌ها در مرحله خفیف به رضایت و مصالحه منجر می‌شود که معایبی هم دارد اما در هر حال شاید برای حفظ خانواده انتخاب بهتری باشد.

اینکه قربانیان خشونت خانگی تمایل چندانی به گزارش خشونت و شکایت و پیگیری حقوقی نشان نمی‌دهند تا چه اندازه ناشی از خلأهای قانونی و قضایی است؟

طبیعتاً علل مختلفی دارد اما خلأ قانونی هم از این نظر مهم است که مراجعین به دادگستری یا نیروهای انتظامی همیشه نیم‌نگاهی به نتیجه شکایتشان و سنجش هزینه و فایده این پیگیری قضایی دارند. روشن است که وقتی قانون نتایجی را برای دادخواهان به ارمغان نیاورد آن‌ها نیز به فکر دادخواهی نمی‌افتند.

پیش‌نویس لایحه منع خشونت خانگی، به‌عنوان یک پیشنهاد، آیا می‌تواند این‌ خلأها را پر کند؟ نقاط مثبت و نقایص این پیش‌نویس از نظر شما چیست؟

بسیاری از این خلأهای قانونی با قانون شدن این پیش‌نویس از بین خواهد رفت و از نقاط قوت این قانون شناسایی کردن برخی مصادیق خشونت خانگی است، از سوی دیگر اینکه این موضوع از پستوی خانه به صحن مجلس آورده شود به خودی خود دستاورد است. همین‌طور نهادسازی‌ای که در این متن پیشنهادی صورت گرفته است باعث خواهد شد که تبدیل به قانون تزئینی و متروک نشود. توجه این متن به جامعه مدنی هم ستودنی است. این‌ها برخی از نقاط قوت است. اما به نظرم برای بودجه باید تدارک‌های واقعی‌تری در نظر گرفته شود. به‌ویژه در مورد خانه‌های امن. با وضع فعلی و با بودجه‌های امروزی باید گفت سرنوشت این خانه‌های امن چیزی فراتر از پناهگاه‌های افراد بی‌خانمان که توسط شهرداری‌ها اداره می‌شود نخواهد شد. به طور کلی در موضوعات این‌چنینی به نظر من با توجه به استقبال مردم از کمک به سمن‌ها، باید مقرراتی وضع شود که شهروندان بتوانند مالیات خود را از طریق کمک به سمن‌ها بپردازند و این مبالغ دریافتی توسط سمن‌ها در موضوعات مرتبط با فعالیت آن‌ها هزینه شود. این کار هم باعث توسعه و ترویج کار مدنی سمن‌ها و نقش فعال آن‌ها خواهد شد. هم مالیات مردم هدفمند خواهد شد و در زمینه‌های بی‌اهمیت مصروف نمی‌شود و هم مردم در مورد پرداخت مالیات انگیزه بیشتری پیدا خواهند کرد و ممکن است اساساً مجموع مالیات پرداختی مردم بیشتر از گذشته شود. در این مورد هم پیشنهاد می‌کنم سمن‌هایی که حداقل ۵ سال عملکرد مالی شفاف و ضابطه‌مند داشته‌اند از دولت مجوز بگیرند که خانه‌های امن تاسیس کنند و منابع مالی را از شهروندان دریافت کنند و در این راه هزینه کنند. طبیعتاً همچنان که سازمان بازرسی کل کشور بر امور مالی نهادهای دولتی نظارت می‌کند بر امور مالی این سمن‌ها هم به نمایندگی از جامعه نظارت باید بکنند.

جرم‌انگاری و تصویب قانون جامع منع خشونت خانگی در ایران چقدر اهمیت دارد؟ آیا راهکاری موثر برای مقابله با خشونت خانگی است؟

جرم‌انگاری بی‌اهمیت نیست اما رویکرد جرم‌شناسانه باید رویکرد فرهنگی باشد. از مهم‌ترین مشکلات ما این است که خشونت خانگی «عادی» است. به نظر بنده یکی از مواردی که در این لایحه باید مورد توجه قرار گیرد ایجاد امکانات رسانه‌ای برای تقبیح این اعمال و غیرعادی نشان دادن آن در کنار شعب ویژه قضایی است. تصور کنید اگر مثل موضوع پرونده آتنا اصلانی توجه مردم و افکار عمومی جلب شود (گرچه بدون احساسات و هیجانات این موضوع) اثر فرهنگی و بازدارنده آن چقدر بیشتر از یک حکم حبس مثلا ۶ ماهه است؟! در برخی جرایم که این‌گونه شیوع می‌یابد مثل موضوع مواد مخدر، همین رویکرد مهم‌ترین راه ماست. باید عادی بودن این جرایم از بین برود و تنها راه مجازات نیست. الان در مورد صدور چک بلامحل ما مجازات حبس داریم اما چقدر این جرم غیرعادی است؟ چقدر قانون پیشگیرانه است؟ تقریباً هیچ.

علی‌رغم وفور موارد خشونت خانگی، موانع تصویب چنین قانونی در ایران چیست؟

مهم‌ترین مانع این است که این موضوع در نظر مسئولان هم «عادی» است. مسئولان و متولیان قانون‌گذاری هم متوجه اهمیت موضوع نیستند. رویکرد فرهنگی که در جرم‌شناسی عرض کردم اینجا در اقناع نمایندگان مجلس هم لازم است. مانع دیگر هم بحث بودجه و تامین مالی این قانون است. تردید نکنید که مجلس موافقت نخواهد کرد ۵% بودجه شهرداری‌ها به این موضوع اختصاص یابد. اما حتما راه‌هایی برای تامین مالی هست، چنانکه عرض کردم. لذا اگر این دو موضوع حل شود مشکل حاد دیگری نیست. برخی نگاه‌های ایدئولوژیک هم ممکن است مانع‌تراشی کنند اما اولا بدنه کلی مجلس با بحران‌های واقعی آشناست و در ثانی این مخالفت‌های ایدئولوژیک ریشه در جهل دارد و با کمترین توضیحاتی مرتفع خواهد شد.

به دنبال جمع‌آوری امضا در مخالفت با ازدواج کودکان، تعداد امضاها از مرز ۲۰۰۰ گذشت

جمعی از فعالان مدنی، کنش‌گران حوزه زنان و کودکان از هفته‌ی گذشته با انتشار بیانیه‌ی مشترکی  ازدواج کودکان زیر ۱۸ را نقض حقوق کودکان به‌ویژه دختربچه‌ها دانستند و خواستار منع قانونی آن در ایران شدند.

آنها در این بیانیه که تاکنون به امضای  بیش از ۲۰۰۰ نفر رسیده است به پیامدهای کودک-همسری از جمله تولد بیش از ۹۰ هزار نوزاد از مادران زیر سن ۱۹ سال و ۱۵۱۱ نوزاد از مادران زیر ۱۵ سال در سال ۱۳۹۴ و همچنین طلاق بیش از ۹۵ هزار دختر زیر ۱۹ سال و ۵۷۶۰ دختر زیر ۱۵ در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴، اشاره کردند و خواستار افزایش سن ازدواج دختران و پسران به ۱۸ سال تمام، ممنوعیت و جُرم‌انگاری ازدواج بزرگسالان با کودکان زیر ۱۸ سال و جُرم‌انگاری ازدواج‌های ثبت نشده کودکان شدند.

 

برای امضای بیانیه به این آدرس مراجعه کنید: http://goo.gl/Cx5RG7

متن کامل بیانیه به همراه اسامی امضا کنندگان:

 

به ازدواج کودکان پایان دهید

 

ازدواج در سنین پایین یکی از مصادیق کودک‌آزاری و نقض حقوق کودک به‌ویژه دختربچه‌هاست که اکنون در سراسر ایران از آذربایجان شرقی تا سیستان و بلوچستان و از خراسان رضوی تا خوزستان شیوع نگران‌کننده‌ای یافته و قانون مدنی فعلی با نادیده گرفتن عواقب چنین پدیده‌ای به آن رسمیت بخشیده و تداوم ازدواج کودکان را امکان‌پذیر ساخته است. رجوع به آمار موجود نشان می‌دهد، در سال ۹۴ تعداد دختران و پسران ۱۴-۱۰ ساله ازدواج کرده به ترتیب ۴۸۵۱۹ و ۱۴۰۷۱ نفر بوده، و نیز ازدواج دختران زیر پانزده سال از ۴.۵۵ درصد در سال ۹۰ به ۵.۴۱ درصد در سال ۹۴ افزایش یافته که در بعضی استان‌ها مانند استان زنجان شیوع آن به ۱۲.۵ درصد رسیده است. همچنین جدیدترین آمار از ثبت ۲۹۷۱۰ مورد ازدواج دختران زیر ۱۵ سال در نُه ماهه اول سال ۱۳۹۵ در سراسر ایران خبر می‌دهد.

 

داده‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهد ازدواج کودکان پدیده‌ای است که در زمینه فقر، محرومیت و توسعه‌نیافتگی  اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی رخ می‌دهد. واقعیت آن است که کودکان گرفتار مسأله‌ کودک-همسری برخاسته از طبقات فرودست و اقشار حاشیه‌ای و بی‌دفاع‌ترین و بی‌پناه‌ترین بخش جامعه هستند و با تأیید قانون و سکوت وجدان عمومی، قربانی شرایط اقتصادی نامطلوب و سنت‌های پوسیده‌ای می‌شوند که کودکی و حقوق انسانی را از آن‌ها سلب و به ورطه‌ای می‌افکند که آسیب‌های آن بر کسی پوشیده نیست.

 

آسیب‌های جسمی و روانی مثل بارداری در سن کمتر از ۱۸ سال که خطر عفونت، خونریزی و مرگ‌ومیر مادران نوجوان را به دنبال دارد، اضطراب، افسردگی و اقدام به خودکشی؛ در کنار آسیب‌های اجتماعی همچون طلاق در سنین نوجوانی، محرومیت از تحصیل، افزایش خشونت خانوادگی و تداوم چرخه محرومیت از عمده‌ترین پیامدهای پدیده کودک-همسری هستند که سلامت و حیات فردی و اجتماعی کودکان را به خطر می‌اندازند. آمار منتشر شده توسط مراجع دولتی نشان می‌دهد پیامدهای ازدواج کودکان در سکوت و خاموشی در حال رخ دادن است که از جمله آن‌ها می‌توان به ۹۷۸۶۲ مورد واقعه ولادت نوزادان با مادران زیر سن ۱۹ سال در سال ۱۳۹۴ اشاره کرد که از این تعداد ۱۵۱۱ مادر کمتر از۱۵ سال سن داشته‌اند. همچنین مطابق آمار منتشر شده، بیش از ۹۵ هزار مورد طلاق زنان زیر ۱۹ سال در فاصله سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۴ ثبت شده که ۵۷۶۰ مورد از این وقایع طلاق در مورد دختران زیر ۱۵ سال رخ داده است. آسیب های ازدواج در کودکی نه تنها دختران، بلکه زندگی فردی و اجتماعی پسران را هم تحت تأثیر قرار می دهد و بازماندن از تحصیل، اشتغال نامناسب و نیز طلاق را در برخواهد داشت، به طوریکه در سال ۹۴، جمعیت پسران  زیر ۱۹ سال طلاق گرفته ۲۱۵۱ نفر بوده که حدود هفتصد مورد آن مربوط به طلاق پسران در سن ۱۰ تا ۱۴ سالگی است.

 

ما امضا کنندگان این بیانیه برای پایان بخشیدن به پدیده آسیب‌زای کودک-همسری و صیانت و پاسداری از حقوق انسانی کودکان، خواستار تغییر ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی، افزایش سن ازدواج دختران و پسران به ۱۸ سال تمام و حذف امکان عقد نکاح کودکان با اجازه ولیّ از این ماده قانونی؛ ممنوعیت و جُرم‌انگاری ازدواج بزرگسالان با کودکان زیر ۱۸ سال، و جُرم‌انگاری ازدواج‌های ثبت نشده کودکان هستیم و از قانون‌گذاران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتظار داریم به وظایف و تکالیف خود در قبال شهروندان به‌ویژه کودکان که نیازمند حمایت و توجه قانون هستند، عمل کرده و هر چه سریع‌تر در جهت تغییر قانون سن ازدواج اقدام نمایند. افزون بر این، اگر چه تغییر قانون حداقل سن ازدواج یک اقدام ضروری و نخستین گام در مسیر مقابله با پدیده‌ی ازدواج کودکان است، اما به تنهایی کافی نبوده و لازم است با توجه به زمینه‌ها و بسترهای مساعدکننده کودک-همسری، اقدامات پیشگیرانه‌ای همچون تلاش در راه توسعه اقتصادی و فرهنگی و گسترش عدالت اجتماعی، برداشتن موانع تحصیلی کودکان مناطق محروم و طبقات فرودست، آموزش و ارتقاء سطح آگاهی جامعه در خصوص آسیب‌های ازدواج در کودکی در دستور کار و کانون توجه دولت و اداره‌کنندگان دستگاه‌های دولتی قرار گیرند.

 

اسامی امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:

 

آبان عبدی/ آتنا کامل/ آتوسا محمدی مزینانی/ آتیه یوسفی مقدم/ آذر اخضری/ آذر اکنده/ آذر سلیمانی/ آذر قورچی/ آذیتا داوران/ آذین رضاییان/ آرام فرزین یاسمی/ آرام قاسم پور/ آرتا اسماعیلی/ آرزو چراغی/ آرزو ذاکری/ آرزو همام/ آرش احدی مطلق/ آرش امیرخانی/ آرش گنجی/ آرش محمدی/ آرش مینهاس/ آرش همپای/ آرش واحد/ آرش یوسف زاده/ آرشام تاجور/ آرمان اسماعیلی/ آرمان براری/ آرمینا اسفندیارى/ آریا سروشی/ آریا عارف/ آریا فرهنگ/ آزاد مرادیان/ آزاده ابراهیمی/ آزاده اخلاقی‌نیا/ آزاده بهكیش/ آزاده بیزارگیتی/ آزاده پورزند/ آزاده ثبوت/ آزاده حجتی/ آزاده خرازی/ آزاده دهقان پور/ آزاده شارقی/ آزاده شعبانی/ آزاده صابری/ آزاده صراحتی/ آزاده فخرایی/ آزاده فریدون پور/ آزاده قهرمان/ آزاده قهوئی/ آزاده مالکی/ آزاده مهری/ آزاده موسویانی/ آزاده هدایتی/ آزاده یمینی/ آسیه ابولپور/ آصفه كامرانی/ آفاق یاوری/ آفرین کرمی/ آكاشا كیقباد/ آمنه خادم/ آمنه طالبی/ آمنه مشایخ/ آناهیتا پهلوان/ آناهیتا هندی/ آناهید اوهانیان/ آهو ناصری/ آوا امینی/ آوا آویشن/ آوا ایروانی/ آیدا پهلوان/ آیدا دانشمند/ آیدا روستا/ آيدا لايق/ آیسان مشتاق/ آیلی فرجی/ آیه کیاور/

 

ابراهیم جانانی/ ابراهیم روشن روان/ ابراهیم سجادی/ ابوالفضل (پرویز) زندی‌ نیا/ ابوالفضل خوش نما/ ابوالفضل فخری/ ابولفضل وطنی/ ابولقاسم گلستانی/ احترام بنی هاشمی/ احسان آئینه/ احسان باباتبار/ احسان خلیلی/ احسان قاضی/ احمد پورمندی/ احمد جواهریان/ احمد حر/ احمد زاهدی/ احمد غلامی/ احمد فرهادی/ احمد فشخورانی/ احمد منتظری (حجت الاسلام)/ احمد نجاتی/ احمدرضا احمدپور/ احمدرضا نظری/ ارشیا لقمانی/ ارغوان لسانی بحری/ اژدر بهنام/ اسدالله فخیمی/ اسماعیل ابراهیم زاده/ اسماعیل خطایی/ اسماعیل رحمانی خواه/ اسماعیل زرگریان/ اسماعیل قنواتی/ اشرف علوی/ اشرف ميرهاشمی/ اشکان اسکندری/ اعظم اكبرزاده/ اعظم السادت میرحسینی/ اعظم بهرامی/ اعظم شامحمدی/ اعظم فرهاد/ افخم صباغ/ افروز بهروزی/ افسانه ثمره مقدم/ افسانه خواجوی/ افسانه درویش/ افسانه دریابر/ افسانه عزیزی/ افسانه قادری/ افسانه مراتی/ افسانه وارسته فر/ افسانە بهشتی زادە/ افسر موموندی کاظمی/ افسون ابراهیمی/ افسون معرفت/ افشین عبدالهی نژاد/ افشین علیمیری/ اقدس جعفری/ اکبر مهدی/ اکتای قلیوند/ اکرم احقاقی/ اکرم بایه/ اکرم کاشانی/ اکرم میرزایی/ اکرم نصیریان/ اكرم رحیم پور/ الشن باقرزادگان/ المیرا  محبی نژاد / المیرا ابدی/ المیرا محبی نژاد/ المیرا محمدی خواه/ المیرا مهدی پور آراسته/ الناز تجریشی/ الناز جلیلیان/ الناز صالحی/ الناز فلاحی/ الناز مصلحی/ الناز واحدی/ الهام اربابی/ الهام اسماعیل زاده/ الهام باباخانی/ الهام ذاكرى/ الهام رسولی/ الهام سادات رفیعی/ الهام سلطانی/ الهام عابد عبادی/ الهام عابدینی/ الهام عباسی/ الهام فخرایی/ الهام فربود/ الهام فروغی/ الهام لشگری پور/ الهام محمدی/ الهام مشعوفی/ الهام مصطفایی/ الهام مصلحی/ الهام نائینی/ الهام هومین فر/ الهه امانی/ الهه ایرانی/ الهه باقری/ الهه زائریان/ الهه صدر/ الهه عابدینی/ الهه عرب/ الهه علی اکبری/ الهه فراهانی/ الهه كاظم زاده/ زهرا ممبینی/  الهه محمدی فرانی/ الهه محمدی واریانی/ الهه مقدمی/ الهه مقدمی/ الیناز نیكان مهر/ الیوسات جمشیدی/ ام هانی خلاقدوست/ امجد ساعدی/ امنه سلطانی/ امید اقدمی/ امید امین/ امید شمس/ امید نعیمی/ امیر اسماعیلی/ امیر اسمخانی/ امیر بارانی/ امیر برازنده/ امیر پریزاد/ امیر چمنی/ امیر خلیلی/ امیر ذاکری/ امیر ذوالفعلی/ امیر شریفی/ امیر عزیزی/ امیر علی مرادی/ امیر یوسفی/ اميرحسين بهبودی/ امیرحسین پورشمسی/ امیرحسین علیپور/ امیرحسین محمدی فرد/ امیرحسین نیکویی/ امیرحسین یزدانی/ امیرخسرو ناظری/ امیررضا زنگویى/ امیرعباس ساری اصلانی/ امیرعلی رستم داودپور/ زهرا ممبینی/ امین عارف زاده/ امین عاشوری/ امین فرخی/ امین فرزان/ امین کیائی راد/ امین مرادى/ امین مهدوی/ امین همتی/ انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی كاشان/ انسیه صدرایی/ انسیه نوریان/ انسیه یزدانیان/ انعام دهواری/ اهدا دباغ/ اوات ابراهیم زاده/ ایده عدالتی شمس/ ایران مهر/ ایرج نیری/ ایرج واحدی پور/ ایرن رضا/ ائلناز سرداری نیا/ ایلیا سکنایی/ ایمن جلیلى/

 

بابک اجلالی/ بابک جهانگیری/ بابک نوید/ بابک نیستانکی/ باقر برزگر/ بنفشه جمالی/ بنفشه میرعربشاهی/ بهادر حکیمی/ بهار حاتمی/ بهار علینقی/ بهار معینی/ بهار موسوى/ بهار هاشمی/ بهاران پوراحمدی/ بهاره باقری/ بهاره بنی اسدی/ بهاره خانی/ بهاره رییسی/ بهاره سادات صادقی/ به‌آفرین باتمان قلیچ/ بهامین بدیهی/ بهجت شیخ الاسلامی/ بهرام امامی/ بهرام عباسی/ بهران بیگدلی/ بهرنگ طالبی/ بهروز اصانلو/ بهروز بیات/ بهروز خلیق/ بهروز ستوده/ بهروز فائقیان/ بهروز نارمكی/ بهزاد کریمی/ بهمن افشاری/ بهمن بختیاری/ بهمن دیوان مهر/ بهمن عطایی/ بهمن علیپناهی/ بهمن معصومی نژاد/ بهمن نمازی/ بهناز كوهسارى/ بهناز گازرانی/ بهنازپناهیان/ بهنازمهردوست/ بهنام ابراهیم زاده/ بهنام ثقفی/ بی‌بی کسرایی/ بیتا اكبرى/ بیتا امیدی/ بیتا براهویی/ بیتا حاج صادقی/ بیتا زهتابچی/ بیتا سنگستانی/ بیتا طاهباز/ بی‌تا مدنی/ بیتا منصوری/ بیتا میلانلو/ بیژن اقدسی/ بیژن پیرزاده/

 

پارسا دادارى/ پارسا ریگی/ پارسا کرمانجیان/ پارمیس مجاهددینی/ پانته‌آ بازغی/ پانیذ نوربخش/ پدرام پورعباس/ پرتو برهانپور/ پرتو نوری علا/ پردیس برومند/ پردیس عامری/ پردیس قره بگلو/ پردیس قندهاری/ پرستو دوکوهکی/ پرستو شیرازی/ پرستو فاطمی/ پرستو فروهر/ پرستو قربانی/ پرستو کلامی/ پرستو ماسیری/ پرستو میرزابیگی/ پروانه اسانلو/ پروانه بندپی/ پروانه حسینی/ پروانه سجودی/ پروانه شیعه/ پروانه قاسمیان/ پروانه کمالی دهکردی/ پروانه متینی/ پروانه مجیدیان/ پرویز ریگی/ پرویز مختاری/ پرویز موسوی/ پرویز نویدی/ پروین توکلی/ پروین ثمری/ پروین خشنودفر/ پروین ذبیحی/ پروین سلیمانی/ پروین شکوری/ پروین مصطفی زاده/ پروین مقدم/ پروین ملک/ پروین نخستین/ پری نشاط/ پریا ماهانی/ پريچهرنعمانی/ پریزاد سلطانی/ پریسا امینیان/ پریسا بهرامی/ پریسا ترابی/ پریسا رضوی/ پریسا صادقی/ پریسا قاسمی/ پریسا کازرونی/ پریسا کریم پور/ پریسا مراقی/ پریسا مصحفی/ پریسا نعمتی/ پریناز نعیمی/ پژمان پرویزی/ پژی غفاری/ پطرس راد/ پگاه اسپری/ پگاه تایکندی/ پگاه حق شمار/ پوریا تیموری/ پونه رمضانی/ پونه طاهری/ پونه یزدانی/ پویا جگروند/ پویا عزیزی/ پویش عزیزالدین/ پیمان اسماعیلی/ پیمان سالم/ پیمان منصوری/ پیمانه نامدار/

 

تارا مظاهری/ تانیا شعفی/ ترانه میلادی/ تكتم شفائی/ تهمینه آقاجری/ توحیده انصاری/ توران پوری/ توران همتی/ تورج پارسی/ توفیق سهرابی/ تینا رشیدایی/

 

ثریا دالغین/ ثریا عزیزپناه/ ثریا یوسفی/ ثمین رنجبر/ ثمین قائدی/

 

جاویدان زرگری/ جعفر حسین زاده/ جعفر عظیم زاده/ جعفر مرتضوی/ جعفر هدایتی/ جلوه جواهری/ جلیل عطارزاده/ جمال عاملی/ جمال لیل نهاری/ جمال یوسفی/ جمشید دهدار/ جمشید شهرکی/ جمشید نعمتی/ جمشید وحیدا/ جمعه محمدزایی/ جهانشاه جاوید/ جهانگیر هدایتی/ جواد جعفری/ جواد خاتمی/ جواد سرگلزایی/ جواد مداح صفائی/

 

چیمن حمدی ملایی/ چیمن خسروی/

 

حافظ فاضلی/ حامد بهادر/ حامد شمس/ حامد علیزاده/ حامد فرمند/ حانیه صوفیانی/ حبیب الله حیدری مالستانی/ حجت نارنجی/ حدیث آقایی/ حدیث اكبری/ حسام مناهجی/ حسن اکبری نیا/ حسن بهاری/ حسن جعفری/ حسن دلیجانی/ حسن زهتاب/ حسن شیخ اسداله/ حسن محمدزایی/ حسن مستانه/ حسن منوچهری/ حسن نایب هاشم/ حسن یوسفی اشکوری/ حسنیه نجفی/ حسین پورجانکی/ حسین جهاندیده/ حسین راشدی/ حسین شاهکرمی راد/ حسین شجاعی فر/ حسین شریفی خراسانی/ حسین شهریاری/ حسین شیرزادی/ حسین عباسی اقدم/ حسین عیسی پور/ حسین غلامی/ حسین فرهادی/ حسین کالجی/ حسین گنجی/ حسین متقی/ حسین مدرسی/ حسین مرادی/ حسین معصومی / حکمت علی قیزی/ حمید احمدزاده/ حمید امینی/ حمید بیدار/ حمید پورافضل/ حمید تاجیك/ حمید حسینی/ حمید حق جو/ حمید خسروی/ حمید زنگنه/ حمید طباطبایی/ حمید قاسمی/ حمید کوثری/ حمید محیط/ حمید مهدی پور/ حمید میرزائی/ حمید نظری/ حمیدرضا عنایتی/ حمیدرضا كامیابفر/ حمیدرضا مسعودیان/ حمیدرضا واشقانی فراهانی/ حمیدرضا یزدانی/ حمیده پارسائیان/ حمیده گلزاری/حمیرا نونهالی/ حنانه جیلانی/ حوارى نسب خلیل/ حورا سپهر/ حورا کیخسروی/ حوریه فخیمی/ حوریه فرج زاده طارانی/ حوریه میری/

 

خاطره قصابیان/ خالق ابراهیم زاده/ خانزاد ابراهیم زاده/ خدیجه نبوره/ خسرو ازوجى/ خسرو خدری/ خسرو صادقی بروجنی/ خلیل پورشمسیان/ خلیل حواری نسب/

 

داریوش پارسا/ داریوش زند/ داریوش فریدونی/ دانیال اسلامی/ دانیال ایمانی/ دانیال حسینی/ دانیال خاکبان/ دانیال فرج پور/ داوود خسروی/ داوود ذاكری/ داوود فرهاد پور/ دایره ایرانی شبکه بینا فرهنگی زنان/ دلارام علی/ دلارام مقدم/ دنیا راد/ دنیا نمازیان/ دومان رادمهر/

 

راحله بهشتی/ راحله تارانی/ راحله راحمی پور/ راحله کافیه/ راحله محمودی/ راحیل مشکوری/ راضیه رئیسی/ راضیه زیدی/ راضیه عبدی/ راضیه علیزاده زکریا/ رامش حبیبی/ رامین صفی یاری/ رامین قلی وند/ رایحه مظفریان/ ربابه حسینی/ ربابه قلی زاده/ رحمان ابراهیم زاده/ رحمت اله امیراحمدی/ رحمت گرگیج/ رحمن محمدی/ رز بانی/ رزا نخجوانی/ رسول رفعت نیا/ رشیده معماریان/ رضا امیرپناه/ رضا انصاری/ رضا بهرنگ/ رضا جعفری/ رضا حضرتی/ رضا خباز/ رضا دهقان/ رضا سهرابى/ رضا شاهمرادی/ رضا عالی نیا/ رضا عبدی/ رضا علوی/ رضا علیجانی/ رضا قریشی/ رضا قیصری/ رضا لرنی/ رضا معبادی/ رضا منصوری/ رضوان مقدم/ رضوان وطن خواه/ رعنا جوادی/ رعنا شمس/ رقیه رضائی/ رقیه کبیری/ رکسانا رحمتی/ رکسانا گل محمدی/ رهام گیلاسیان/ روبینا کیکشیان/ روح الله قطبی/ روح اله حق‌شناس/ روح انگیز حسن زاده/ روح انگیز کراچی/ روزبه آقاجری/ روزبه اکرادی کرماشانی/ روزبه علی پور/ روژیا فروهر آباده/ روژین جعفرزاده/ روژین محمدى/ روژین معماریان/ روژینا صفایی/ روفیا دولت آبادی/ رومینا الیکایی/ رومینا براتی/ رومینا فیروزی/ رومینا محسنی رجایی/ رومینا مهربد/ روناک رضایی/ رویا اسدالهی/ رویا دارابی/ رویا ریحاندوست فومنی/ رویا کاشفی/ ریحانه روحی/ ریحانه سیف الدین/ ریحانه میرجهانی/

 

زارا امجدیان/ زاریا متوسل/ زبیده حاجی زاده/ زری منصوری/ زکیه طیبی/ زهرا آزادفلاح/ زهرا اسکندری/ زهرا اسماعیلی/ زهرا افتخارزاده/ زهرا افرازیان/ زهرا آموری/ زهرا امیدی/ زهرا امیر/ زهرا امینی/ زهرا باقری/ زهرا بلقان آبادی/ زهرا بهنام/ زهرا جهانبانی/ زهرا حسین زاده/ زهرا حسینی/ زهرا خسروی/ زهرا دبستانی/ زهرا دریانی/ زهرا دل پیشه/ زهرا دولتی/ زهرا ربانی املشی/ زهرا رجائی/ زهرا رحیمی خامنه/ زهرا رونق/ زهرا رئیسی/ زهرا زواره/ زهرا سادات ابراهیمی/ زهرا شفیعی/ زهرا شهبازی/ زهرا عباسی/ زهرا عزتی/ زهرا عزیزی/ زهرا علیزاده/ زهرا عیوضی/ زهرا فرازپای/ زهرا قائمی/ زهرا قنبری نسب/ زهرا ماهری/ زهرا محدث/ زهرا محمدنیا/ زهرا مدرسی/ زهرا مراقی/ زهرا معینی/ زهرا ممبینی/ زهرا منتظر/ زهرا مهاجر/ زهرا میر/ زهرا نوعی/ زهرا واحدی/ زهرا ولی زاده/ زهرا یوحنایی/ زهره ارزنی/ زهره اسدپور/ زهره بهادرى/ زهره تاجیک/ زهره حیدری/ زهره دهقان/ زهره سامانی/ زهره شاه نظری/ زهره شرافت/ زهره صابری/ زهره صیادی/ زهره قهری صارمی/ زهره گلدار/ زهره گلستانی/ زهره مختاری/ زهره مهرابادی/ زهره میرعابدینی/ زهره یوسفی/ زویا ابراهیمی/ زیبا جلالی/ زیبا چراغی/ زینب آژیراک/ زینب بینش/ زینب حاج ملاعلی/ زینب مختاری/ زینب معصومی‌زاده/ زینب وکیل/

 

ژاله تبریزی/ ژیلا بنی یعقوب/ ژیلا گلعنبر/ ژیلا مکوندی/

 

ساجده انت/ سارا آزاد/ سارا اسمی زاده/ سارا اصانلو/ سارا افتخارى/ سارا امیدی/ سارا بازپرس/ سارا باقری/ سارا بهرامی/ سارا بوشهری/ سارا پژوهش/ سارا پورنیک دست/ سارا ترابی/ سارا تردست/ سارا جمال آبادی/ سارا حكیمى/ سارا خسروی/ سارا زارع/ سارا ساعی/ سارا شباهنگ/ سارا صحرا نورد فرد/ سارا فلاح/ سارا قنبرعلی اصل/ سارا كریمى/ سارا کمالی مقدم/ سارا گلستانی/ سارا لقایی/ سارا ملک زاده/ سارا موسوی طبالوندانی/ سارا میرزایی/ سارا نظری ولاشجردی/ سارا یوسفی مشهور/ ساره مختاری/ ساسان سلیمانی/ ساغر غیاثی/ سالومه رحیمی/ سامان یوسفوند/ ساناز اعتمادی/ ساناز امینی/ ساناز دهقانفرد/ ساناز رحیمی/ ساناز گنجی/ ساناز محسن پور/ ساناز موذنی/ سایناز ضرابی/ سایه صادقی/ سبا شاهمرادی/ سپیده ابوذری/ سپیده پژوهش/ سپیده جدیری/ سپیده جمشیدی/ سپیده حجتی/ سپیده صادقی/ سپیده صدفی/ سپيده كهريزى/ سپیده کهندانی/ سپینود ناجیان/ ستاره صدیق/ ستاره کی سر/ ستاره لعل/ ستاره هاشمی/ سجاد سپهدوست/ سجاد یوسفی/ سحر آریا/ سحر تقی پور/ سحر تیام/ سحر حدیدی/ سحر دهخدایی/ سحر زارع/ سحر سلطانی/ سحر شوقى/ سحر صدیق/ سحر طبیب زاده/ سحر عابدی/ سحر عباسپور/ سحر عباسی/ سحر عسکری/ سحرسلطانی/ سروش جوادی/ سروه مام‌قادری/ سروین ناجی/ سریه اردبیلی/ سعدیه میرکی/ سعید ارجمندی/ سعید رحمانی/ سعید رستمی/ سعید لطفی/ سعید مدنی/ سعید ورمزیاری/ سعیده احمدی/ سعیده جعفرپور/ سعیده سلطانی/ سعیده کهندانی/ سعیده مختارزاده/ سعیده مرادخانی/ سعیده میرزایی/ سعیده نوری/ سكینه اخروی/ سکینه کوچک/ سلماز عمارلو/ سلمان توسلی/ سلیمان عارف/ سلیمان مدرسی/ سمانه (سوگند) ابراهیم نژاد/ سمانه ابولپور/ سمانه امینی/ سمانه حق شناس/ سمانه حیدری/ سمانه خادمی/ سمانه سادات حسینی/ سمانه طهماسبی/ سمانه عابدینی/ سمانه عبدیان/ سمانه عزیزی/ سمانه عصری/ سمانه فخاریان/ سمانه فضلی/ سمن اللهویسی/ سمیرا امینی/ سمیرا بابایی/ سميرا جمالي/ سمیرا حاتمى/ سمیرا خادم/ سمیرا رشیدپور/ سمیرا رضازاده/ سمیرا زمانی منفرد/ سمیرا شاکر/ سمیرا طهماسبی/ سمیرا غفارخانی/ سمیرا کامرانی موسوی/ سمیرا یمینی/ سمیراپوریحیی/ سمیه اخوان/ سمیه رستم پور/ سميه ذاكري نيا/ سمیه رئوفی فرد/ سمیه شجاعی زاده/ سمیه شهریسوند/ سمیه کشاورز/ سمیه ملکی / سمیه هراتی/ سهیلا اتاماژورى/ سهیلا ارجمند/ سهیلا تنباکوزاده فرد/ سهیلا دالوند/ سهیلا سیاوشی/ سهیلا عبدالهی/ سهیلا گلشاهی/ سهیلا ملیانیان/ سهیلا نامنویس/ سهیلا هومن/ سهیلا وحدتی/ سودا پایدار/ سودا پورغفار/ سودابه تقی زاده زنوز/ سودابه دانش/ سودابه فرخ نیا/ سودابه میلانلویی/ سورنا اعظم زنگنه/ سورنا عمیدی/ سوری ابراهیمی/ سوری کعبی نژادیان/ سوری یوسفی/ سوسن ابراهیمی/ سوسن امینی/ سوسن شاهماری/ سوگل شقاقی/ سوگل شوقی نیا/ سولماز باقری/ سولماز علیمحمدی/ سولماز قزیل احمدی/ سونیا حسین زاده/ سونیا فراستی/ سیامك فرید/ سیامک بختیاری/ سیامک بهاری/ سیامک سلطانی/ سیامک کلهر/ سیامند عبدی/ سید امین هندی/ سید جواد متولی/ سید حمید خرم/ سید علی اكبر موسوی/ سید علی جلالی/ سید علی حسینی/ سید محمد صدرا حسینی/ سید مسعود صدرالاشرافی/ سید مهدی سعید/ سیدامیرحسین مدرس موسوی/ سیدقاسم بغلانی/ سیده سارا حسینی/ سیدهادی روح الامینی/ سیروس کسرائیان/ سیروس مددی/ سیروس مرسلپور/ سیما احسان خواه/ سیما جمال آبادی/ سیما سلطانی پور/ سیما شاه عباسی/ سیما غفاری/ سیما فرخ نژاد/ سیما نمازی/ سیمین آذرباد/ سیمین دخت شاهسواری/ سیمین رادمهر/ سیمین زارع/ سیمین ستایش/ سیمین سلطانی پور/ سیمین صابری/ سیمین فروهر/ سیمین كریمی/ سیمین کاظمی/ سینا احمدپور/ سینا اسدی/ سینا چالشگر/ سینا رجبی/ سینا سلیمانی/ سینا صداقت نژاد/ سینا غفاری/

 

شادی انصاری/ شادی حدادی/ شادی دانش/ شادی دهقان/ شادی ملكی/ شادی ولی زاده/ شاهپور نوید/ شاهرخ ابراهیم زاده/ شاهین انزلی/ شاهین باقری/ شاهین میلانی/ شایان ژله دوست/ شایان صباحی/ شایسته دارابیگی/ شبگیر حسنی/ شبنم ادراکی/ شبنم اسدی نژاد/ شبنم بهارفر/ شبنم خضرى/ شبنم سلمانی ساحلی/ شبنم عزیززاده/ شبنم لوعليان/ شبنم هدایتی/ شبنم ورد/ شراره آکسته/ شراره سادات ناصری/ شراره کاوندی/ شراره مدرس سعیدی/ شرمینه نادری/ شری نجفی/ شریف غفران/ شعله زمینی/ شعله محیط/ شفق رحمانی/ شفیقه بختیاری/  شقایق امینی/ شقایق بهرنگ/ شقایق درنشان/ شقایق دستخوش راد/ شقایق دهقان/ شقایق زعفری/ شقایق کمالی/ شقایق کیخسروی/ شقایق معماریان/ شقایق نوری/ شقایق وحیدی/ شكوه فرشیدفر/ شكیب نصرالله/ شلیر شبلى/ شمیلا كوهی/ شمیم شرافت/ شهاب حبیبی/ شهاب طهماسبی/ شهاب مومنی/ شهپر بامداد/ شهپر معرفت/ شهرام پارسا/ شهرام رادمهر/ شهرام نادری/ شهربانو قادرنیا/ شهربانو نیکی نژاد/ شهرزاد باباپوری/ شهرزاد مهیار/ شهره زبیری/ شهره سیامکی/ شهره عشقی/ شهره مختاری/ شهروز فروتن کیا/ شهریر نواختر/ شهلا اعزازی/ شهلا انتصاری/ شهلا بهاردوست/ شهلا فاتحی/ شهلا هویدا/ شهناز اکملی/ شهناز بختیاری/ شهناز فراهانی/ شهیده مهاجر/ شهین امیری/ شهین غلامی/ شوكا حسینى/ شوکت مهدی نیا/ شوگار فاتحی/ شیدا ستوده/ شیدا صدری/ شیدا یگانه‌منش/ شیرین آذرى/ شیرین اصانلو/ شیرین تقی نژاد/ شیرین حدادپور/ شیرین علیزاده/ شیرین فامیلی/ شیرین نجفى/ شیرین‌دخت دقیقیان/ شیفته سلطانی/ شيلا نوچيان/ شیما احمدی/ شیما آزادی/ شیما بابایی/ شیما پرهیزگار/ شیماحامدیان/  شیما ساعدى/ شیما کاشی/ شیما محیطی/ شیما معصومی/ شیوا امیری/ شیوا باغستانی/ شیوا تقوی/ شیوا خدیویان/ شیوا روح‌الامینی/ شیوا روحی/ شیوا شریف‌زاد/ شیوا شریفی/ شیوا طالبی/ شیوا نظرآهاری/

 

صابر فرشباف/ صادق ستوان/ صادق عبدی/ صادق فلاح پور/ صادق کار/ صادق کارگر/ صادق مدیری/ صالح شهرکی/ صالح فرهادی/ صبا کیهان/ صبا مولوی شیرازی/ صبا ناصری مهر/ صبری نجفی/ صبور کبیری/ صحرا اکرامی/ صدف حیدری/ صدیقه پاك ضمیر/ صدیقه فخرآبادی/ صدیقه ولیزاده ایلخچی/ صفیه ابراهیم زاده/ صفیه شجاعی گورادل/ صنم علم/ صهبا سپهر/ صونا رهبر فرزامی حق/

 

ضحی امیری/

 

طاهره باقری/ طاهره بختیاری/ طاهره طاطی/ طاهره فاضلی/ طاهره مختاری/ طاهره مهرپورشاد/ طاهره ولیزاده ایلخچی/ طلا ابراهیمی/ طناز عسكرى/ طیبه بابایی/ طیبه راحلی/ طیبه ملک محمدی/ طیبه مولانا/

 

عابد توانچه/ عاتكه الاشتی/ عادل یکیتا/ عادله محتاط/ عارفه الیاسی/ عارفه طالبی/ عارفه عطامنش/ عاطفه الهامی/ عاطفه چوپانی/ عاطفه حقگو/ عاطفه سادات موسوی/ عاطفه صفرابادی فراهانی/ عاطفه طلوعی/ عالیه شکربیگی/ عالیه مطلب زاده/ عایشه مدرسی/ عباس غفاری/ عباس کده‌ای/ عباس محقق/ عبدالجلیل ملک زاده/ عبدالحمید معصومی تهرانی/ عبدالغفور پیش دار/ عبدالله وطن‌خواه/ عبداله حراسی/ عثمان محمودی/ عذرا محمدی/ عرفان دارابی/ عرفان میری/ عزت دولت آبادی/ عسگر آهنین/ عسل خانساری/ عسل محمدی/ عسل نعمتی/ عصمت بیژنى/ عصمت صوفیه/ عصمت عامری/ عظیمه ستاری/ عفت احمدزاده/ عفت مهدی نیا/ علی ابراهیمی/ علی اسدپور/ علی اسدی/ علی اصغر کلاته/ علی اقبالی/ علی امیرحشچی/ علی امینی/ علی پورنقوی/ علی چشم خاوری/ علی حجتی/ علی دانشمند/ علی ذوالقدر/ علی رضا اردبیلی/ علی سکاک/ علی شاکری/ علی شهرکی/ علی صمد/ علی طایفی/ علی فاتحی/ علی فتوتی/ علی قاسمی/ علی قدمی/ علی قنبری/ علی كاغذچی/ علی کافی/ علی کریم‌زاده/ علی کلائی/ علی مختاری/ علی مسعودی نیا/ علی میرزایی/ علی نصیری/ علی نوروزی/ علی نیکویی/ علی هویدی/ علی وفایی/ علی یزدانی/ علی‌اکبر امینی/ علیرضا اخوان/ علیرضا آزاد/ علیرضا آزادی/ علیرضا پرویز/ علیرضا خزائی/ علیرضا رحیمی اسبویی/ علیرضا رنجبر/ علیرضا شریفی/ علیرضا شناور/ علیرضا عادل کیا/ علیرضا فخری/ علیرضا کاویانی/ علی‌محمد یزدانی/ عماد رجحانی/ عمار مهرابی/ عنایت وثوقی/ عیسی ابراهیم زاده/ عیصمت ابراهیم زاده/

 

غزال محسن پور/ غزال مرادی/ غزاله شادرام/ غزاله نجار/ غزل معصوم شاهی / غلامرضا رحمتی/ غنچه قوامی

 

فاران حسامی/ فارن نخستین/ فاضل اسماعیلی/ فاطمه ابراهیمی/ فاطمه اتراکی/ فاطمه احمدنژاد/ فاطمه ازگلی/ فاطمه اصانلو/ فاطمه السادات میرحسینی/ فاطمه باقرزاده/ فاطمه باقری توچایی/ فاطمه بهزادی/ فاطمه بیگلی/ فاطمه تیتكان/ فاطمه جهانگیری/ فاطمه جهانگیری نوجانی/ فاطمه چهرگان/ فاطمه حمصیان/ فاطمه حیدری/ فاطمه دادرس/ فاطمه رستمی دره ساری/ فاطمه رسولی/ فاطمه روزگرد/ فاطمه ریاحی/ فاطمه ساعد/ فاطمه سرچاهی/ فاطمه شالچی/ فاطمه شاه نظری/ فاطمه شهبازی/ فاطمه صفری/ فاطمه عابدی/ فاطمه علیزاده/ فاطمه فرخی/ فاطمه فرهنگ خواه/ فاطمه قانع/ فاطمه قمی/ فاطمه كریمی/ فاطمه گوارایی/ فاطمه محمدی/ فاطمه محمدیان/ فاطمه مسعودیان/ فاطمه معماری/ فاطمه ملکوتی/ فاطمه منتظر/ فاطمه موسوی/ فاطمه موسوی میرک/ فاطمه موسوی ویایه/ فاطمه ناهیدی/ فاطمه نجفی/ فاطمه نصر/ فاطمه نصیرپور/ فاطمه نظرزاده/ فاطمه همدانیان/ فاطمه یگانه/ فاطیما مومنی/  فائز رضوانی/ فائزه اشرافی/ فائزه افشارنیا/ فائزه بهزادی/ فائزه پناهنده/ فائزه جاوید/ فائزه جوادزاده/ فائزه خابوری/ فائزه رضازاده/ فائزه سادات قطبی/ فائزه سجودى/ فائزه کاظمی/ فائزه کرمی/ فائزه ملکوتی/ فائزه موسوی/ فائقه رفیعی/ فائقه كردستانى/ فائقه ملك محمدی/ فتانه عظیمی/ فخری شادفر/ فرامرز فرزاد/ فران اسدی/ فرانك سعیدی/ فرانک جواهری/ فرانک حیدری/ فرانک سامانی/ فرانک فرید/ فربد جوان/ فرح کمانگر/ فرحروز رنجبر/ فرحناز شاه نظری/ فرحناز محمدی/ فرخنده جبارزادگان/ فرخنده قربانی/ فردوس جمشیدی رودباری/ فردوس شیخ الاسلام/ فرزاد بهرام نژاد/ فرزاد فروغی راد/ فرزانه برزگر/ فرزانه تنگستانی/ فرزانه جوادی/ فرزانه جوان/ فرزانه دشتی/ فرزانه رحمانی/ فرزانه سادات جعفری موسوی/ فرزانه علیرضازاده/ فرزانه فرشادی/ فرزانه موسوی/ فرشاد فلاح نجم‌آبادی/ فرشاد قره‌داغی/ فرشته توکل امید/ فرشته زرندی/ فرشته سلیمانی/ فرشته شریعتی پو/ فرشته كریمان/ فرشته محمدی/ فرشته مقیمی/ فرشته نمدکلاهی/ فرشید تركاشوند/ فرشید یزدانی/ فرناز فر رخ همدانی/ فرنگیس بیات/ فرنگیس مرادی/ فرنوش سرتنگستانی/ فرهاد حسینی/ فرهاد فرجاد/ فرهاد مسیبی/ فرهاد نیك فكر/ فرهاد یگانه/ فرهنگ رضایی/ فروزان فروغی/ فروغ احمدی/ فروغ افشار/ فروغ رفیع/ فروغ زارع/ فروغ سمیع نیا/ فروغ عزیزی/ فروغ طیاری/ فروه ریاحی/ فریبا الماسی/ فریبا خضری/ فریبا داودی مهاجر/ فریبا رستمیان/ فریبا فرسام/ فریبا مرادی پور/ فریبامطلب زاده/ فریبرز مسعودی/ فرید اشکان/ فرید اطهری/ فرید کلانتری/ فریده آژیر/ فریده بیوكیان/ فریده حمیدی/ فریده حمیدیان/ فریده رونق/ فریده شب/ فریده عباسی/ فریده كریم بیگی داریان/ فریده مرادخانی/ فریده میرآخوری/ فریدون احمدی/ فریدون حامدی/ فریدە یزدان پناە/ فریما آقاپور/ فریناز ابراهیمی/ فریناز زارع/ فهيمه بهزادي/ فهیمه شریعتی پور/ فهیمه مدرسی/ فهیمه مصطفالو/ فیروزه فیروز/ فیروزه کیا/

 

قاسم حسنی/ قدرت الله تحریری/ قمر تکاوران/ قمرالسادات انتظارمهدی

 

كاظم رستمى/ كاوه حیدری/ كريم قنواتى/ كمال ارس/ كمال حسینی/ كورش فرودى/ كوروش سرمدی/ كیانا حسینى/ كیاندخت بشیری/ كیمیا كیهانى فر/ كیومرث مظفری/ کارن جواهری/ کامران امیری/ کامران طاهباز/ کامیل احمدی/ کانون کوشا/ کاوه اقتصادی/ کاوه مظفری/ کبری اکبرپورفرد/ کبری سلطانی لرگانی/ کبری واعظی/ کمال ارس/ کوثرالسادات معصومی زاده/ کوشا اثیمی زیده سرایی/ کیارش اقبالی/ کیدیانا کاپُلا/  کیان عباسی/ کیان عرفا/ کیان کیانیان/ کیانا خوی نژاد/ کیانا لباف خانیکی/ کیمیا بیگیان/ کیمیا زرکش/ کیمیا معزّی/ کیمیا مهدی پور/ کیوان ملکی/ گل آسا طاهری/ گل سونا عیدی/ گلنسا امینی/ گلنوش دهقانپور/ گلی ابراهیمی/ گلیتا حسین پور اصفهانی/ گودرز اقتداری/ گوهر تقوی/ گوهر طاهری/ گیتا طاهباز/ گیتا عسگری/ گیتا مشایخی/ گیتا هارپا/ گیتی خزاعی/ گیلدا دیگان/

 

لادن دشتبان/ لادن زحمت کش/ لاله دانش/ لاله درختی/ لاله دهقان پور/ لاله عنبری/ لعیا جعفری/ لعیا عالی‌نیا/ لیدا جعفری/ لیدا عابدپور/ لیلا اباذری/ لی‌لا الوندیان/ لیلا الیکایی/ لیلا آیت اللهی/ لیلا بارگاهی/ لیلا بهرامی/ لیلا جعفریان/ لیلا حصاری/ لیلا خزایی/ لیلا دشتبان/ لیلا رحمانی/ لیلا رحیمی بهمنی/ لیلا سلیمی/ لیلا صحرای/ لیلا عبدی/ لیلا عنصری/ لیلا فلاحی سرابی/ لیلا كریمی/ لیلا گودرزی/ لیلا یوسف آذر/ ليلى محسنى/ لیلی پارساپور/ لیلی فاضلی عارف/

 

مارال اشرفیان/ مارال نژادآذر/ مازیار بهمنش/ ماندانا جعفریان/ مانی رضوی‌زاده/ مانی فرخی/ ماهان حیدری/ ماهان محمدی/ ماهان منصوری/ ماهدخت سلطانی/ ماهرخ روستایی/ مائده خیری/ مائده سلیمی/ مائده شهبازی‌زاده / مبینا سعادت/ متین یزدانی/ مجتبی دعایی/ مجتبی شیری/ مجتبی کفَشگر/ مجتبی مرادی/ مجتبی نجفی/ مجید ترابی/ مجید تقوی/ مجید حسینی/ مجید فراهانی/ مجید فرجی مهیاری/ مجید کسرایی پور/ مجید مجد/ محبوبه جلالی/ محبوبه حمیدی/ محبوبه رحیمی/ محدثه امیریان/ محدثه سپهری/ محدثه مشتاق/ محدثه منتظری/ محسن ایمانى/ محسن خوشبین/ محسن مالکی/ محسن نظیری/ محسن نقیب/ محمد امین گل محمدی/ محمد بابکی/ محمد باقر عزیزی/ محمد باقری/ محمد برجی/ محمد پوردوایی/ محمد پورهاشمی/ محمد جهانشاهی/ محمد جواد طواف/ محمد چراغی/ محمد حسام کلانتری/ محمد حسن محقق معین/ محمد حسین رفیعی/ محمد خلیلی/ محمد رضا پارسا/ محمد رضا شوشتری نژاد/ محمد زینالی اناری/ محمد ساسانی/ محمد سعیدی/ محمد صادق علی اصغری/ محمد صالحی/ محمد صفاری/ محمد عثمان حسین بر/ محمد عرفان/ محمد عسگری/ محمد قاسمی/ محمد كریم بیگی/ محمد کریم آسایش/ محمد کریمی/ محمد کلانتری/ محمد لطفی/ محمد لوایی/ محمد معینی/ محمد مقدری پور/ محمد ملکی/ محمد مهدی برزگر/ محمد مهدی پور/ محمد مهدی رحمتی/ محمد نعیمی/ محمدحسین آبادی/ محمدرضا اسکندری/ محمدرضا بدخش/ محمدرضا حمیدی/ محمدرضا رحمتی/ محمدرضا رمضانی/ محمدرضا ریگی/ محمدرضا شفیع زاده/ محمدرضا علی حسینی/ محمدرضا قلی پور/ محمدرضا گلستانی/ محمدرضا هادی پور/ محمدعلی خندان/ محمود جهانشاهلو/ محمود درخشنده/ محمود رضوان/ محمود روحانی/ محمود علیمرادیان/ محمود مراد خانی/ محمود معما نژاد/ محیا بهرامی/ محیا دری/ مختومقلى داورى/ مدینه راستگو/ مراد روحی/ مرتضی تقی پور/ مرتضی چرخ زرین/ مرتضی صادقی/ مرتضی ضرابی/ مرتضی قدرتی/ مرتضی مرادی/ مرتضی نیکی/ مرجان حامدی/ مرجان میر حبیبی/ مرجان نمازی/ مرضیه امیری/ مرضیه بشارتی فر/ مرضیه پورتسوجی/ مرضیه سلیمانی نژاد/ مرضیه شاهی/ مرضیه فارسی/ مرضیه کریم زاده/ مرضیه لهراسبی/ مرمر قریب/ مریم احمدی/ مریم استادنیا/ مریم اسماعیلی/ مریم افرافراز/ مریم اکبری/ مریم اهری/ مريم بابايي/ مریم باقری/ مریم بحرانی/ مریم بهاری/ مریم بهشتی/ مریم پورنصیری/ مریم تنگستانی/ مریم جلالی فراهانی/ مریم جودت/ مریم خلت/ مریم دهکردی/ مریم رحمانی/ مریم رفیعی/ مریم روحی/ مریم رودباری/ مریم زندی/ مریم سلیمانی/ مریم سید حاتمی/ مريم شامحمدی/ مریم شیخانیان/ مریم صالحی/ مریم صیامی نمین/ مریم ظهیرالاسلام/ مریم عسکری رنانی/ مریم عیدی/ مریم غفارخانی/ مریم فرجی/ مریم فرزانه/ مریم قاسم زایی/ مریم کرم پور/ مریم کریم بیگی/ مریم کمالیان/ مریم گرابیان/ مریم گل محمدی افخم/ مریم مالك/ مریم محمد/ مریم محمودیان/ مریم مسندی/ مریم ملایی/ مریم منتظر/ مریم میران/ مریم میرزانژاد/ مریم میرزایی/ مریم ناس/ مریم ناظری/ مریم نریمانی/ مریم نظری/ مریم نوبخت/ مریم نورائی نژاد / مریم نوربخش/ مریم نورعلی/ مریم نیکخو/ مریم هاشمی نسب/ مژده طوچایی/ مژگان شجاعی/ مژگان فراهانی/ مژگان قطان/ مژگان کریمخانی/ مسعود ابراهیم نیا/ مسعود امیدی/ مسعود بهاور/ مسعود توکلی صابر/ مسعود حاجیان/ مسعود حبیبی/ مسعود خورشیدی/ مسعود سلطانی/ مسعود شب افروز/ مسعود فراز/ مسعود کاوه/ مسعود نعمتی/ مسعوده خلیلی/ مصطفی اكبری/ مصطفی شاه حسینی/ مصطفی لك قمی/ مصطفی مدرسی/ مصطفی مرادی/ مصلح مدرسی/ معصومه اسمعیلی/ معصومه بازگیر/ معصومه بیگی/ معصومه دریسی/ معصومه زمانی/ معصومه عالی نیا/ معصومه عباسی/ معصومه فردوسی زاده/ معصومه محمودی/ معصومه نوری/ معصومه وطنی/ معین كامرانی/ ملاحت مداحی/ ملاحت نصیری/ ملک عالمی/ ملوک عزیززاده/ ملوک مستقل/ ملیحه زبیری/ ملیحه مزین/ ملیحه یک کلام تاش/ ملیسا ملكوتی/ ملیكا حسن پور/ ملیکا نام‌آور/ ملیکا یدالهی/ ملیکا یزدچی/ منا پیشیار/ منا خاکزادان/ منا نراقی/ مناف عماری/ منصور اسانلو/ منصور فرهنگ/ منصور منصورنژاد/ منصور یاسایی/ منصوره بهکیش/ منصوره شجاعی / منصوره فرح‌زادی/ منصوره کیمیاگری/ منصوره مرد آزما/ منصوره معین الدینی/ منصوره موسوی/ منصوره نورعلی/ منظر بهرامی/ منوچهر گلشن/ منوچهر مقصودنیا/ منوچهر مقصودنیا/ منیر جعفری/ منیره برادران/ منیره رضایی راد/ منیره كاظمى/ منیره محبی مقدم/ منیره محمد طاهری کرهروی/ منیژه رستمی/ منیژه شکری نژاد/ منیژه قصابی/ منیژه نجم عراقی/ مهتاب ثابت/ مهتاب حسن نیا/ مهتاب دادارصفت محبوب/ مهتاب قبادی/ مهتاب یاراحمدی/ مهدخت صنعتی/ مهدخت محمدی/ مهدی ابراهیم زاده/ مهدی ابراهیمی/ مهدی آریایی/ مهدی پرویز/ مهدی جمشیدیان/ مهدی جهانشاهلوراد/ مهدی حاجتی/ مهدی حقی/ مهدی حمیدی شفیق/ مهدی داداشی/ مهدی رستمی/ مهدی رضایی نژاد بختیار/ مهدی سلیمی/ مهدی فتاپور/ مهدی فتوره چی/ مهدی فخرزاده/ مهدی فرشی/ مهدی فعلی/ مهدی قنواتيان/ مهدی قوامی پور/ مهدی میرابیان/ مهدی نعمتی/ مهدی نیک اختر/ مهدیار جهانگیری/ مهدیس رستم‌زاده/ مهدیه ابراهیمی/ مهدیه جلیلی/ مهدیه حسینی/ مهدیه حلوانی/ مهدیه سلطانی / مهدیه شهرابی/ مهدیه گلرو/ مهدیه محمدی / مهدیه میررحیمی/ مهران اسعد/ مهران حسین نیا/ مهران عضدی/ مهران میرزایی/ مهرداد آریانپور/ مهرداد امیررحیمی/ مهرداد بهارآرا/ مهرداد توحیدی/ مهرداد فلاحی/ مهرداد گریوانی/ مهرزاد علیپورحسینی/ مهرک کمالی/ مهرگان ملکی/ مهرناز شیرازی عدل/ مهرناز مرادی/ مهرنوش قائم مقامی/ مه‌رو ژف/ مهری امیرافشاری/ مهری جعفری/ مهری قاسمی زاده/ مهزاد علیجانىى/ مهسا آستانه/ مهسا اصغری/ مهسا اقتصاد/ مهسا دارابی/ مهسا دهقان/ مهسا سعیدی/ مهسا شهبازی/ مهسا شهشهانی/ مهسا صابری/ مهسا صباغی/ مهسا فیاضی/ مھسا قریب/ مهسا لطفی/ مهسا مهدیزاده/ مهسا نادری/ مهسا نژادآذر/ مهساسادات میراحمدی/ مهسان نورعلی/ مهشید ابراهیمی مالکی/ مهشید باقری/ مهشید پگاهی/ مهشید خسروی/ مهشید دارابی/ مهشید ذاکر/ مهشید زیدی/ مهشید شبانی/ مهشید شریعت/ مهشید شهیدی/ مهشید شیخی/ مهشید طباطبایی/ مهشید فارسیجانی/ مهشید مسندی/ مهکامه طاعتی/ مهناز ادیرش/ مهناز بهروز/ مهناز چمنی/ مهناز دقیق نیا/ مهناز شریعتی/ مهناز شریعتی نژاد/ مهناز نژادقرایى/ مهین پرهیزکاری/ موسی ابراهیم زاده/ مونا اسکافی/ مونا بابایی جدیدی/ مونا زمانخانی/ مونا غلامی/ مونا هردانیان/ میترا ابراهیمی/ میترا اختر/ میترا ارژنگ/ میترا آزرم/ میترا پازوكی/ میترا پورشاهی/ میترا جوشنی/ میترا حسن آبادی/ میترا عسلی/ میترا علی پاشا/ میترا غفاریان/ میترا مهریار/ میثاق میرزاپناه/ میثم حاجی شیخی/ میثم رضوانى/ میثم صالحی/ میثم غفوریان/ میلاد جنت/ میلاد طالبی/ میلاد ملک/ میلاد موسوی/ میلاد هماپور/ مینا احمدی/ مینا اصلانى/ مینا افشین/ مینا براتی/ مینا خراسانى/ مینا رضایی فرخ/ مینا سخامهر/ مینا شجاعی/ مینا عزیزی/ مینا فریس/ مینا كشاورز/ مینا محرابی/ مینو حسنی/ مینو شب/ مینو صابری/ مینو صالحی/ مینو میلانی/ مینو ولی پور/

 

نابغه قیاسوند/ نادیا  عنبری/ نازلی ابراهیمی/ نازلی فرخی/ نازلی قریب/نازنين حسن زاده/  نازنین رضایی/ نازنین سالاری/ نازنین سبز اندیش/ نازنین کاظمی/ نازنین لیراوی/ نازیلا شهبازی/ نازیلا عباسی/ ناصر اشجاری/ ناصر پسانیده/ ناصر دیه جی/ ناصر رضوی/ ناصر فتحی/ ناصر فعلی/ ناصر قاضی زاده/ ناهید احمدی/ ناهید بهرامی/ ناهید پیام/ ناهید توسلی/ ناهید خیرابی/ ناهید ستاری/ ناهید شکری/ ناهید علی پور/ ناهید فرهاد/ ناهید میرحاج/ ناهید نوروزی/ ناهیده تقیان/ نجما رحمانی/ نجمالدین یخچالی/ نجمه اصغرى/ نجمه سلیمانی/ نجمه شهبازی/ نجمه همت یار/ نجمه واحدی/ ندا اسدی/ ندا اسکندری/ ندا اصغری/ ندا حقیقی صابر/ ندا خلیلی/ ندا صوفى/ ندا عزیزی/ ندا غفاری/ ندا ناجی/ ندا نادرپور/ ندا نفریه/ نرجس موسوی/ نرگس ایمانی/ نرگس جهانبخت/ نرگس حلمی/  نرگس دیناکانی/ نرگس رضایی/ نرگس صحرانورد/ نرگس محمدزاده/ نرگس یزدی/ نژلا رضوی/ نسترن زمانی/ نسترن شقاقى/ نسترن طارسی/ نسرین افضلی/ نسرین بلوچزهی/ نسرین جوادی/ نسرین خرمن دار/ نسرین سلطانخواه/ نسرین عاقلی/ نسیبه گودرزی/ نسیم بنی‌کمالی/ نسیم سخاوت/ نسیم صنیعی منفرد/ نسیم قدسی/ نسیم گل محمدی افخم/ نسیم گلبان/ نعیم ریگی جلایی/ نغمه خدیوی/ نغمه رستگار/ نغمه گچپزان/ نفیسه آزاد/ نفیسه بی‌همتا/ نفیسه حقیقت جوان/ نفیسه علاقه بند/ نفیسه محمدپور/ نفیسه موسوی/ نفیسه میرائی/ نفیسه نادری/ نگار آریا/ نگار آشتیانی/ نگار بی‌غم/ نگار خلج/ نگار رزاقی/ نگار مسرورى/ نگار منفرد/ نگار نورمحمدی/ نگار واعظ زاده/ نگین باقری/ نگین نوری/ نهدیه امیرگل/ نورمحمد رئیسی/ نوشابه امیری/ نوشین آتشگاهی/ نونا  عصفوری نژاد / نوید امن زاده قپچاق/ نوید وزوایی/ نیره توحیدی/ نیره توکلی/ نیکی فرزان/ نیلگون حمیدیان/ نیلوفر ابوعلی/ نیلوفر بهین/ نیلوفر رضوی/ نیلوفر شکوهی/ نیلوفر شهسواریان/ نیلوفر صمیمی/ نیلوفر غلامی/ نیلوفر قاسمزایی/ نیلوفر کاظمی سبزوار/ نیلوفر لهراسبی/ نیلوفر مرادی/ نیلوفر وحدت/ نیما حمیدیان/ نیما شهرابی/ نیما صابری/ نيما صفار سفلايي/ نینا زارعیان/ نیوشا حاجیان/

 

والا مدنی/ وانیا نصر/ وجیهه خواجه/ وجیهه كامل/ وحید حسین گو/ وحید حسینی/ وحید رستگار/ وحید رضوان/ وحید زایری/ وحید صباغی/ وحید عالمی/ وحید قاسمی برقی/ وحید قوشخانه‌ای/ وحید گلدرزهی/ وحید یاوری/ وفا الماسی/ وهاب انصاری/ ویدا آبشیری/ ویدا قدس طینت/

 

هاجر افتخاری/ هاجر كبیری/ هاجر گیلانی/ هاجر منتظری/ هادی ابراهیمی/ هادی آقاجانزاده/ هادی خردمندپور/ هادی رحیمی/ هادی شیر/ هادی طلاکوب/ هادی مقدسی/ هادی مهرآیین/ هادی نعمتی/ هاله جهانشاهلو/ هاله رحمانپور/ هاله میرمیری/ هانیه اخوان/ هانیه عنصری/ هانیه فکری/ هانیه کازرانی/ هانیه مجتهد/ هایده پورشیرازی/ هایده سیدی/ هدا امین/ هدا رخ/ هدی دفتری/ هدی عمید/ هدی لواسانی/ هدیه توتونی/ هدیه خرمی/ هدیه شمسی/ هدیه مدنی/ هژار محمدی نکو/ هستی احمدی زاده/ هستی اعلایی/ هستی شریفی/ هستی وحدت/ هلیا عسگرى/ هما نوری/ هنگامه بهادر/ هنگامه محمدی/ هنگامه هدایتی/ هنگامه هیربد/ هوتن میثاقی/ هوشیار انصاری‌فر/ هیراد رضاعی/

 

یاسمن  نیلفروشان/ یاسمن آرنگ/ یاسمن آشوری/ یاسمن انوریه/ یاسمن خزاعی کوهپر/ یاسمن کاظمی/ یاسمن محمدی جنیدی/ یاسمین احمدیه/ یاشار كاظمی/ یداله بلدی/ یزدان شهدایی/ یسنا جاوید/ یگانه ملك محمدی/ یلدا ابتهاج/ یلدا خاکباز/ یلدا دنیائی مبرز/ یلدا رستمی/ یوسف ابراهیم زاده/ یوسف کریمی/ یوسوپ کنعانی/ یونس فلاحی/

 

قوانینی در باب محافظت زنان در برابر خشونت خانوادگی

در کتابچه و فایل پیش رو، قوانین ۲۰ کشور در رابطه با پیشگیری از خشونت خانوادگی یا به طور کل خشونت علیه زنان آمده است.

قوانین کشورها: ترکیه، افغانستان، لبنان، پاکستان، هند، بنگلادش، مالزی، اندونزی، کامبوج، غنا، آفریقای جنوبی، بوسنی و هرزگوین، لهستان، فرانسه، اتریش، نپال،‌ فیلیپین و تایلند

در فایل پیش رو اطلاعاتی درباره قانون حمایت در برابر خشونت آلمان در مورد خشونت خانگی آمده است.

اطلاعاتی درباره قانون حمایت در برابر خشونت خانگی آلمان

برخی از این متن ها تصویب نشده است از جمله در افغانستان، برخی بیشتر جنبه آموزش دارد از جمله اتریش، برخی آیین نامه ای است از جمله فرانسه. ولی همگی مفادی از قانون را دربردارند که به زنان خشونت دیده کمک کرده و آنها را مورد حمایت قانون قرار می دهند.

 

 

کلیه این قوانین در سایت خشونت بس www.basast.com منتشر شده است.