۸ دی ۱۳۹۶

خشونت کلامی گاهی قطع کردن کلام دیگران و اجازه صحبت ندادن است

روایت ارسال شده از تهران به کارزار منع خشونت خانوادگی
۱۲ آذر ۱۳۹۶

زندگی را ادامه می‌دهند…/ مریم رحمانی و سارا صحرانوردفرد

تحلیل محتوای کمّی و کیفی روایت‌های رسیده به کارزار منع خشونت خانوادگی
۲۶ مهر ۱۳۹۶

زن در آن خانه مانند یک شیء است

هیچ‌گاه از او نظری نمی‌پرسد و زن در آن خانه مانند یک شیء است بدون ابراز وجود. این قضیه باعث مشکل روحی این خانم شده
۵ مهر ۱۳۹۶

خشونت‌های ممتد او «محکمه‌پسند» نیست

دوسال غیرمستقیم و دوسال مستقیم تحت شکنجه‌ی روحی یک آدم دوقطبی بودم تا این که دکتر روانپزشک گواهی ناراحتی خلقی شدید برای او صادر کرد. او […]
۴ مهر ۱۳۹۶

فهمیدم که زندگی سهم من نیز هست

الان نمیدونم میخوام اینجا چی بنویسم. اصلا چرا باید شروع کنم به نوشتن. شاید بخاطر اینکه با دیدن این کانال حس کردم دنیا خیلی هم جای […]
۳۱ تیر ۱۳۹۶

این اضطراب میوه خشونتی است که از کودکی شاهدش بودم

حالا هر سه ما، هریک به نحوی، در حال مبارزه با آنیم. سالهاست در تلاشیم آسیب‌های ناشی از خشونت را از تنمان پاک کنیم.
۲۱ خرداد ۱۳۹۶

عمرم رفت تا طلاق گرفتم

چقد کتک دم دادگاه می‌خوردم از خانواده پسر چون رای دادگاه به نفع من بود. مارکِ اینکه با قاضی بودم بهم می‌زدند. سه سال و نیم از بهترین دوران عمرم در مسیر دادگاه تموم شد.
۳ خرداد ۱۳۹۶

به اجبار خانواده با مردی هم‌سن پدرش ازدواج موقت کرد و فرار کرد

با دیدن بی‌قیدی همسرش که او هم سن کمی داشت، راه او را پیش گرفت. روزها خانه را به همراه دخترش ترک می‌کرد و شب‌ها می‌آمد.
۱ خرداد ۱۳۹۶

خشونت پدر براش عادی شده بود

خشونت پدر براش عادی شده بود. الان هم با پسری دوست شده که به نظر خودش مرد هست و با مسئولیت و به نظر من پر از خشونت‌های کلامی!
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

خشونت به هر شکلی نازیباست

تحقیر جلوی بچه‌ها و خانواده‌ام و در عوض از خانم‌های دیگر تعریف و تمجید می‌کرد و مرتب بهم می‌گفت یاد بگیر.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶

جرئت حرف زدن با دیگران را ندارم…

خشونت‌های زیادی دیدم از خشونت کلامی، روانی و جسمی و غیره. ولی جرئت حرف زدن در مورد آن را با دیگران ندارم چون...
۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

کسی حرف‌های زن را باور نمی‌کند چون…

متاسفانه هیچ خشونت فیزیکی نیست و آن مرد چون یک آدم تحصیل کرده است و دارای یک شغل خوب، هیچ کس حرف‌های زن را باور نمی‌کند.