۱۸ دی ۱۳۹۶

این خاطرات را نمی‌توانم فراموش کنم

روایت‌های کوتاه خشونت خانوادگی از کرج
۷ دی ۱۳۹۶

همسری که عاشقانه دوستش داشت

روایت ارسال شده از گیلان به کارزار منع خشونت خانوادگی
۷ دی ۱۳۹۶

خشونت معنای زیادی می‌تونه داشته باشه

یازده روایت کوتاه از خشونت خانگی از گیلان
۱ دی ۱۳۹۶

محدود بودن در خانه توسط پدر…

چند روایت کوتاه از خشونت خانگی، کرج
۱۲ آذر ۱۳۹۶

زندگی را ادامه می‌دهند…/ مریم رحمانی و سارا صحرانوردفرد

تحلیل محتوای کمّی و کیفی روایت‌های رسیده به کارزار منع خشونت خانوادگی
۲۰ آبان ۱۳۹۶

جرم عدم تمکین از شوهر

روزی یکی از دوستان نزدیکم پیش من اومد و خیلی ناراحت گفت ...
۲۰ آبان ۱۳۹۶

خشونت می‌تواند جنسی باشد

روایت ارسال شده از #کرج به کارزار منع خشونت خانوادگی خشونت می‌تواند جنسی باشد. بی‌توجهی به این مقوله به خانم‌ها بالأخص خانم‌های خانه‌دار که از نظر […]
۱۶ مهر ۱۳۹۶

روایت یك پزشك از شرح حال یكی از بیمارانش

به علتِ فراوانی سكس مقعدی دنبالچه‌اش شكسته بود، همچنین دچار هموروئید (بواسیر) و فیشر (زخم مقعد) نیز شده بود. می‌گفت طی این سال‌ها همیشه ناچار بوده به خواسته‌ی همسرش تن بدهد.
۴ مهر ۱۳۹۶

مجبور به بارداری‌های اجباری شد تا شاید پسر به دنیا بیاورد

زهرا نام دختر زیبارویی است که کار طاقت‌فرسای روستا چشمان آبی‌رنگ و گونه‌های برجسته او را چنان پوشانده بود که باید وقتی از نزدیک با او […]
۴ مهر ۱۳۹۶

چهار بچهٔ دیگر را سقط کرده است

زنی زیبا و تحصیلکرده است؛ می‌گویم تحصیلکرده چون گاهی اصلن تصور نمی‌کنیم که ممکن است برای آن‌ها هم اتفاق بیفتد. در بیست و یکی دو سالگی […]
۴ مهر ۱۳۹۶

روح او هیچ‌گاه التیام نیافت

چه کسی می‌تواند بگوید دختر ۱۵ ساله‌ی چشم و گوش بسته‌ی یک روستای مذهبی-سنتی، در ازدواج زودهنگامش با تجاوز مواجه نمی‌شود
۳ مهر ۱۳۹۶

یک بار این جرأت را به خودم دادم و تا دادگاه رفتم

من با خشونت فیزیکی یک بار به طور جدی برخورد کردم. اول می‌ترسیدم که دادگاه برم ولی یک بار این جرأت را به خودم دادم و […]