۱۸ دی ۱۳۹۶

این خاطرات را نمی‌توانم فراموش کنم

روایت‌های کوتاه خشونت خانوادگی از کرج
۷ دی ۱۳۹۶

اینکه یک زن در خانه آزادی پوشش و آزادی بیان نداشته باشد…

روایت ارسال شده از گیلان به کارزار منع خشونت خانوادگی
۷ دی ۱۳۹۶

مردی که در خانواده بهش توجهی نشده

روایت ارسال شده از گیلان به کارزار منع خشونت خانوادگی
۷ دی ۱۳۹۶

خشونت معنای زیادی می‌تونه داشته باشه

یازده روایت کوتاه از خشونت خانگی از گیلان
۱ دی ۱۳۹۶

شوهرم زنی جوان را صیغه کرده است…

روایت‌های کوتاه از خشونت خانگی،‌ تهران
۱ دی ۱۳۹۶

محدود بودن در خانه توسط پدر…

چند روایت کوتاه از خشونت خانگی، کرج
۱۲ آذر ۱۳۹۶

زندگی را ادامه می‌دهند…/ مریم رحمانی و سارا صحرانوردفرد

تحلیل محتوای کمّی و کیفی روایت‌های رسیده به کارزار منع خشونت خانوادگی
۲۰ آبان ۱۳۹۶

می‌گفت حقوق تو مال من است

وسیله‌ی منزل نمی‌توانستم بخرم حتی با پول خودم و با حقوق خودم.
۲۰ آبان ۱۳۹۶

تعریفی از خشونت نداشتم

?روایت ارسال شده از #گیلان به کارزار منع خشونت خانوادگی ?? من خودم هرگز نمی‌دانستم که سالها مورد خشونت هستم چون تعریفی از خشونت نداشتم و […]
۲۰ آبان ۱۳۹۶

همسرم نمی‌گذاشت پشت ماشین بشینم

? روایت ارسال شده از #تهران به کارزار منع خشونت خانوادگی خانمی هستم ۴۵ ساله که حدود ۱۲ سال ازدواج کردیم. از ۲۰ سالگی گواهینامه رانندگی […]
۹ آبان ۱۳۹۶

مدیریت شرکت موافقت کرد که خانم در محل کار بماند

همکارم درحال جدا شدن از همسرش بود . همسرش به محل کارخانه می‌آمد که زنم اجازه کار کردن ندارد. مدیریت شرکت موافقت کرد که خانم در […]
۹ آبان ۱۳۹۶

همسرش برای داشتن موقعیت شغلی بهتر محل زندگی‌اش را به طور کامل تغییر داد

همسر دوستم برای داشتن موقعیت شغلی بهتر (ارتقا شغلی) بدون رضایت همسرش محل زندگی‌اش را به طور کامل تغییر داد که این کار منجر به از […]