۱۸ دی ۱۳۹۶

این خاطرات را نمی‌توانم فراموش کنم

روایت‌های کوتاه خشونت خانوادگی از کرج
۱۷ دی ۱۳۹۶

دخترم انگیزه و هدف من برای پاکی است

من مادری که داد بزند را نمی‌خواهم. من مادر معتاد نمی‌خوام. من تو را پاک می‌خواهم.
۷ دی ۱۳۹۶

لطفا مسائل حساس و خطرناک زندگی مشترکتون رو از پدر مادرهاتون مخفی نکنید

روایت ارسال شده از تبریز
۳ مرداد ۱۳۹۶

باید محکم باشم و به بچه‌هام امید بدم در حالی‌که خودم کم آوردم

دختر ۱۳ ساله‌ام هم به افسردگی مبتلا شده از این همه بی‌محبتی و سردی خونه.
۳ خرداد ۱۳۹۶

رهایی از چرخه خشونت امکان‌پذیر است اگر اراده کنیم

روایت زنی که با خشونت خانگی و سوءمصرف الکل و مواد مواجه است و موفق می‌شود بر هر دو غلبه کند
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

با سیم برق کتکم می‌زد

شش خواهر بودیم و همه بدبخت بودیم. زود ازدواج کردیم. یکی مان مُرده. دومین بچه‌اش را تو خونه زایمان کرد. خانه سرد بود. از سرما خودش […]
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶

آبروی دخترانم همیشه دلیل انکار من بوده است

چندین بار تصمیم گرفتم از او شکایت کنم یا به پزشکی قانونی بروم ولی آبروی دخترانم همیشه دلیل انکار من بوده است.