محدود بودن در خانه توسط پدر…

روایت اول: محدود بودن در خانه توسط پدر، در دانشگاه و بیرون از خانه نگاه مردم آزاردهنده است و طرز برخورد افراد فامیل متفاوت است، رفتار همه با یه زن مطلقه فرق می‌کند و سعی می‌کنند از زن مطلقه سوءاستفاده کنند.

 

روایت دوم: نداشتن اجازه ی اینکه شب جایی بمانم یا رفتن به مسافرت به صورت انفرادی

 

روایت سوم: من در سنین نوجوانی و پیش از ازدواج به دلیل عقاید سنتی و مذهبی خانواده بسیار در زمینه عقاید مذهبی بخصوص رعایت حجاب در شرایط فشار و خشونت بودم. و همیشه پدرم میگفت هروقت ازدواج کردی هرکاری خواستی میتوانی انجام بدهی.

روایت چهارم: دختربچه هفت‌ساله‌ای به دلیل سر کار رفتن مادر پیش دایی خود می‌ماند. پدر نداشت. دایی به این دختر هفت‌ساله تعرض می‌کرد.
اکنون دختر تحت درمان است. بالأخره پس از چند سال مادر از این اتفاق باخبر شد و با برادرش قطع رابطه کرد.

روایت پنجم: هفته پیش که با یک تور به مسافرت رفته بودم با خانمی همسفر شدم که حسابدار شرکتی در تهران بود و دختری ۱۵ ساله داشت. به من میگفت که خیلی دوست داره تورهای چندروزه را بیاد ولی به دلیل اینکه همسرش فوت کرده و ایشون و دخترش پیش پدر و مادرش زندگی میکنند نمیتواند دیر به خانه بر گردد. و یا اینکه شب در جایی بمونه. دخترش میگفت مامانم میخواست ماشین بخره. بهش میگم که خونه بخره تا اینکه ما استقلال پیدا کنیم. به نظرم دخترش خیلی حق داشت.

روایت ششم: خشونت می‌تواند جنسی باشد. بی‌توجهی به این مقوله به خانم‌ها بالأخص خانم‌های خانه‌دار که از نظر جسمی و اقتصادی بیشتر نیاز به مرد خانه دارند.
خشونت نسبت به والدین بالأخص پسرها از طرف پدرها و این عرف که حتماً پدر و پسر رابطه خوبی ندارند. شاید اگر این اتفاق بد بین پدر و پسر نیفتد، پسر آینده که مرد اجتماع است در آرامش بیشتری باشد. در دست داشتن ریاست خانواده و بی‌توجهی به پسر خانواده و نادیده گرفتن قدرت پسر منجر به خشونت او در خارج از خانه می‌شود و اینکه پدرها بها و ارزشی برای پسران خانواده قائل نمی‌شوند.
خشونت به مادر برای فرزندان خانواده صدمه‌زننده است.
داشتن اهرم اقتصاد برای پدر خیلی به او قدرت داده است.

 

روایت هفتم (روایتی از خشونت در جامعه علیه کودکان):کودک ۱۲ ساله (پسر) به من اعتراف کرد که کارفرمایش به او تجاوز کرده و نمی‌داند چگونه از این وضعیت خلاص شود. او در گل‌فروشی کار می‌کرد و کارفرما به زور چاقو به او و دوست دیگرش تعدی می‌کند. با تغییر شغل او را از آن مکان بیرون آوردیم ولی بااین‌وجود این کار عامل خشونت بیمار پدوفیلی در جامعه ما هنوز حضور دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *