مردان و کارزار منع خشونت خانوادگی

گفتگو با روزبه علیپور از فعالان کارزار در گیلان/ شمیم شرافت

 

یک سال از فعالیت کارزار منع خشونت خانوادگی می گذرد. در این یک سال فعالین کارزار در حد وسع و توان خود توانسته اند در چند شهر ایران به فعالیت بپردازند از جمله در برخی شهرهای گیلان. علاوه بر آن حضور مردانی که به برابری زنان و مردان معتقدند و خشونت علیه زنان را نکوهش و برای رفع آن تلاش می کنند قابل تقدیر است؛ چرا که مبارزه مردان در این عرضه امری ضروری است. در همین خصوص با روزبه علیپور از کنشگران کارزار منع خشونت خانوادگی، اهل مازندران و ساکن یکی از روستاهای توابع رشت به گفتگو نشسته‌ایم تا تجربه او را در این زمینه جویا شویم.

 

روزبه علیپور

چطور به کارزار پیوستید؟

توسط یکی از دوستان نزدیک که از روزهای اول تشکیل کارزار مشارکت داشت با کارزار و اهداف آن آشنا شدم و با دعوت او در کارگاهی تحت عنوان منع خشونت خانوادگی علیه زنان شرکت کردم.

مطالبی که در کارگاه مطرح شد و بحث و گفتگوهایی که پیرامون مطالب مطروحه شکل گرفت برایم جالب بود. مثل تعریف خشونت و مخصوصا معرفی انواع خشونت‌ها که این قسمت تلنگری بود برای من! چون قبل از شرکت در آن کارگاه، در زندگی شخصی‌ام، اقداماتی انجام می‌دادم یا جملاتی به کار می‌بردم و حتی رفتارهایی داشتم که هرچند عمدی برای رفتار و گفتار و اقدامی خشونت‌آمیز از سوی من در کار نبود، اما در آن کارگاه متوجه شدم که حتی بعضی از شوخی‌های روزمره و گاهی لبخند زدن در مقابل جمله‌ای که مخصوصا زنان را مخاطب قرار می‌دهد و تمسخر می‌کند هم نوعی خشونت محسوب می‌شود و نباید چنین اتفاقی رخ دهد.

علاقه‌مند به همکاری و فعالیت در کنار دیگر دوستان شدم تا در این زمینه فرهنگ‌سازی درستی صورت پذیرد و قسمتی از بار فشارهایی که در جامعه ما روی زنان است،کاسته شود و حتی در جاهایی اعتماد به نفس از دست رفته زنان جامعه ما، تحت همین فشارهای روانی، با مشاهده مردان در کنار خودشان و درواقع با مشاهده حمایت مردان، برگردد. همچنین، زنان با توان بیشتر و روحیه بهتری به سمت تغییر وضعیت موجود و سوق دادن اوضاع به سمت برابری حقوق زنان و مردان حرکت کنند.

بخاطر دلایلی که گفته شد، تصمیم گرفتم که به جمع فعالین کارزار منع خشونت خانوادگی علیه زنان بپیوندم و در این زمینه در حد توان خودم تلاش و همکاری کنم.

 

در منطقه خودتان با چه نوع خشونت هایی علیه زنان  مواجه هستید؟

متاسفانه در جامعه ای زندگی می‌کنیم که به دلیل کم‌کاری و بی‌عملی دولت در قبال مردم و عدم رسیدگی بموقع دولت به مشکلات مختلف مردم، فشارهای مختلفی روی مردم قرار دارد و بنظرم خشونت‌های مختلفی که از سوی افراد جامعه دیده می‌شود، بی‌ارتباط با انواع فشارها و عدم فرهنگ‌سازی درست از سوی دولت‌ها نیست.

مثلا در بسیاری از مواقع دلیل خشونت اقتصادی را می‌توان بخاطر نبود شغلی مناسب، وجود بیکاری در جامعه و عدم توانایی در تامین هزینه‌ها دانست که ایجاد شغل و درآمدزایی در جامعه به عهده دولت است. اگر شغلی نباشد، درآمدی هم وجود ندارد و در نتیجه منجر به محدود شدن یا قطع پرداختی‌ها از سوی سرپرست خانوار به دیگر اعضای خانواده‌ها می‌شود، که این امر نوعی خشونت اقتصادی محسوب می‌شود و در ادامه این روند بصورت طبیعی خشونت روانی را نیز می‌تواند به همراه داشته باشد و در مواقعی به خشونت کلامی و فیزیکی هم تبدیل می‌شود!

اعمال خشونت‌های کلامی، فیزیکی، اقتصادی و جنسی می‌توانند بطور طبیعی خشونت روانی را به همراه داشته باشند. بنابراین بنظرم خشونت روانی بالاترین میزان آمار در بین خشونت‌های خانوادگی دارد.

 

کارزار در شهر شما چه نقشی ایفا کرده و تا چه حد موثر بوده؟

باید بگویم که این کارزار برای گسترش محدوده فعالیت خود که لازمه نتیجه بخش بودن این فعالیت نیز هست، ارتباطات زیادی بین مردم و فعالین شهرها و استان‌های مختلف ایجاد کرده که امید آن می‌رود تا در آینده‌ای نه چندان دور، گستره این ارتباطات وسیعتر شود. باید به این نکته مهم توجه داشت که باید مدیریت و سازماندهی جهت حفظ نیروهایی که به این کارزار پیوستند انجام گیرد و تقویت و توانمندسازی افراد و گروه‌ها در شهرهای مختلف باید توسط افرادی که توانایی انتقال و بیان مطالب را دارند، صورت گیرد تا از پتانسیل‌های موجود و درواقع از منابع موجود، به بهترین شکل استفاده شود؛ جهت ترویج فرهنگ درست و فشار بر دولت با حداکثر توان و جهت تصویب یا لغو قوانینی در راستای منع خشونت خانوادگی علیه زنان.

کارزار منع خشونت خانوادگی ضمن ایجاد ارتباطات بین افراد مختلف شهر رشت و فعالین حاضر در این شهر، در برجسته کردن عدم وجود قوانین حمایتی کارآمد برای خانم‌ها، نقش مهمی ایفا می‌کند و با وجود ایجاد محدودیت‌هایی از سوی دولت جهت برگزاری یا حتی تبلیغ آزادانه برای پیوستن مردم به این کارزار یا حتی برگزاری کارگاه‌ها و کلاس‌هایی برای ترویج فرهنگ درست بین مردم در راستای منع خشونت خانوادگی علیه زنان، تا به این جای کار، تاثیر مثبتی داشته. تا جایی که اکثر مخاطبین در کارگاه‌ها و یا در ارتباطات مختلف در همین راستا، اعلام می‌کنند که این اطلاعات تا کنون از کانال ارتباطی دیگری به آنها منتقل نشده بود و حتی گاهی ابراز خوشحالی و حس رهایی و پاره کردن پوسته کاذب سکوت که آن‌ها را احاطه کرده بود، برایشان معنا می‌شود.

 

خشونت‌های خاصی که در شهر یا روستای خود با آن مواجه شدید؛ چه بوده‌اند؟

من چندین سال در روستاهای مختلف زندگی کرده‌ام و هم اکنون هم در روستا زندگی می‌کنیم. بیشترین خشونتی که در این مناطق وجود دارد، خشونت کلامی و خشونت روانی است.

بنظرم بیشتر بخاطر وجود افکار سنتی و در بعضی مواقع هم تفاوت فاحش بین نگاه روستانشینان نسبت به شهرنشینان یا جامعه‌ای بزرگتر، فشار و قصد کنترل بر زن، در روستا بیشتر است. حتی در بسیاری از موارد، این کنترل توام با فحاشی و تهدید صورت می‌گیرد، که باز هم بصورت طبیعی، خشونت فیزیکی با چنین افکار محدود کننده‌ای دور از انتظار نیست و در ادامه خشونت روانی را نیز به دنبال خواهد داشت.

خشونت فیزیکی و خشونت کلامی در روستاها نسبت به شهرها بیشتر دیده می‌شوند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *