۳ مهر ۱۳۹۶

من رو هم مثل این مورچه‌ها از خونه‌ات بیرون کردی

به یکسال نرسید که به خاطر مشاجره‌ها و خشونت‌های شوهرش طلاق گرفت. دختر ۱۴ ساله خوشحالی که در عرض یک سال با دنیای عجیبی روبرو شد.
۳ مهر ۱۳۹۶

این یک روایت ناتمام است

فردای آن روز باز هم درگیر شده بودند و یاسر با لولهٔ جاروبرقی سر او را شکست و بعد از این اتفاق بود که فائزه سوار ماشین شد و با همان سر شکسته به کرج و پیش خانواده‌اش رفته.
۳ مهر ۱۳۹۶

متوجه شد باید برای محضر، پدر حضور داشته باشد

با پسری در دانشگاه آشنا شد و روند ازدواج آن دو نفر شروع شد. اما در هنگام عقد متوجه شد که باید برای محضر، پدر حضور داشته باشد.
۳ مهر ۱۳۹۶

خشونت اول از خانواده شروع می‌شود

عصبی بودن، بدرفتاری كردن، حرف نزدن و ناديده گرفته شدن، و وقتی حمايت نباشه و اصلن ندونی اينا خشونته و يك وقت به خودت بيای و احساس كنی كه ديگه بسه.
۳ مهر ۱۳۹۶

از دست‌های پدرم می‌ترسم

اولين باري بود كه مرا كتك زده بود. قبل‌تر هم خشمش را ديده بودم اما تنها آن روز فهميدم كه خشم او چقدر مي‌تواند آسيب‌زننده باشد.
۱۶ شهریور ۱۳۹۶

۱۳ ساله بودم که به زور خانواده ازدواج کردم

روایت ارسالی از ورامین به کارزار منع خشونت خانوادگی
۱۶ شهریور ۱۳۹۶

بعد از دو سال زندگی مشترک، سرطان سینه گرفتم

بعد از دو سال زندگی مشترک، سرطان سینه گرفتم. تمام مدت تحت درمان بودم.
۱۶ شهریور ۱۳۹۶

تحمیل کلیشه‌های جنسیتی، یکی از خشونت‌های اعمال شده

به طور مثال تعاریف کلیشه‌ای برای رفتارها و طرز فکر یک زن که در جامعه وجود دارد. در صورتی که خیلی از این رفتارها و طرز فکرها رو من هرگز نداشتم.
۱۶ شهریور ۱۳۹۶

زمانی که در خانه است نمی‌توانم درس بخوانم

از ترس او، زمانی که در خانه است نمی‌توانم درس بخوانم. فقط مواقعی که او سر کار است به دور از چشم او درس می‌خوانم و مجبور هستم که کتاب‌هایم را از او پنهان کنم.
۱۶ شهریور ۱۳۹۶

حالا زن برای دادن خرج زن دوم هم کتک می‌خورد

دایی‌ام را می‌بینم، می‌گوید مرد زن را هل داده، سرش به زمین خورده و مرده.
۱۹ مرداد ۱۳۹۶

داستانی از فرهنگ خشونت خانوادگی/ برگردان: شمیم شرافت

پلیس برای من توضیح داد که نوع ازدواج من با پادما متفاوت است و می‌پرسید: «شما به چه جامعه‌ای تعلق دارید؟» و پیشنهاد داد: «بگذارید که ما به آن‌ها مشاوره بدهیم و بفرستیمشان خانه».
۳ مرداد ۱۳۹۶

داستان منصوره

مدام بهش تهمت می‌زنند. محدودش می‌کنند. و حتی اجازه نداره تا تو حیاط خونه بره. چون فکر می‌کنند به خاطر مرد همسایه تو حیاط می‌ره.