به دنبال جمع‌آوری امضا در مخالفت با ازدواج کودکان، تعداد امضاها از مرز ۲۰۰۰ گذشت
۲۲ مرداد ۱۳۹۶
رویکرد جرم‌شناسانه باید رویکرد فرهنگی باشد/ گفتگو با امیر رئیسیان
۹ شهریور ۱۳۹۶

از مهر جا نمانند/ بنفشه جمالی

چند ماه پیش بود که در کارگاهی با زنی ایرانی که همسری افغان داشت آشنا شدم. زنی که به دلیل داشتن همسری غیر ایرانی کودکانش نمی‌توانستند در مدارس دولتی کرج ثبت‌نام کنند چون مدارک اقامتشان مربوط به مشهد بود. کودکان زن دو سه سالی بود که از تحصیل بازمانده بودند و زن به هر دری که زده بود نتوانسته بود کودکانش را در مدارس دولتی ثبت‌نام کند. در آن روز روایت زن و کودکان محروم از تحصیلش را با «عنوان من ساره اربابی یک ایرانی هستم» نوشتم.آن روز زن مدام کارت شناسایی‌اش را نشان می‌داد و می‌گفت چرا فرزندانم نباید بتوانند در کشوری که در آن متولد شده‌ام درس بخوانند. آن روز نوشتم که رنج کودکان بازمانده از تحصیل ساره اربابی رنج هزاران کودک ایرانی و غیر ایرانی است که به خاطر قوانین تبعیض‌آمیز و غیرانسانی که وجود دارد از حق تحصیل بازمانده‌اند. کودکانی که برای فشار آوردن به خانواده‌هایشان گویی به گروگان گرفته‌شده‌اند. نوشتم آیا وقت آن نرسیده است که «حق تحصیل» تمامی کودکان فارغ از ملیتشان به‌عنوان حقوق شهروندی آن‌ها به رسمیت شناخته شود و هیچ کودکی به دلیل قانونی یا غیرقانونی بودن حضور والدینشان در کشور از چرخه آموزش کنار گذاشته نشود؟

آن روز در کمال ناامیدی شماره زن را برای پیگیری وضعیت تحصیل فرزندانش گرفتم. وضعیت کودکان ساره و تمامی کودکان افغانستانی محروم از تحصیلی که دیده بودم مدام جلوی چشمانم بود. دوست عزیزی خانم اشرفی مدیر انجمن حامی که در زمینه حمایت از کودکان و زنان پناهنده فعالیت دارد را معرفی کرد. دورادور در ارتباط با انجمن حامی و فعالیت‌های این انجمن شنیده بودم اما آشنایی نزدیک با این انجمن و فعالیت‌هایش نداشتم. به خانم اشرفی زنگ زدم و وضعیت را شرح دادم. یکبار تلفنی و  یکی دو بار هم تلگرامی. نامه دست‌نوشته ساره را برای انجمن فرستادم و شماره تلفنی جهت پیگیری اوضاع او و همین. چند وقتی گذشت و در این اوضاع نابسامان و عدم قوانین حمایتی راستش امیدی به حل شدن مشکل فرزندان ساره نداشتم تا اینکه چند روز پیش برایش پیغام گذاشتم و از وضعیت تحصیل فرزندانش پرسیدم و در کمال ناباوری دیدم که به دلیل پیگیری‌های انجمن حامی و خانم اشرفی مشکل کودکان بازمانده از تحصیل ساره حل شده است و آن‌ها هم مثل بقیه کودکان اول مهر به مدرسه خواهند رفت. ساره این‌طور نوشته بود:

«آری … از تهران برام زنگ اومد منو تهران خواستند رفتم ازم سوال کرد مشکلت چیه. همه داستان زندگی‌ام را تعریف کردم خواستم تا فرزندانم درس بخوانند آنها برام نامه‌ای دادند تا آموزش پرورش از آمدن بچه‌ها ممانعت نکنند خیلی به راحتی تونستم بچه ها را ثبت نام کنم.»

-->