داستان دایره‌ها
۲۷ فروردین ۱۳۹۶
دل‌نوشته یک زن: چرا به قانون منع…
۲۷ فروردین ۱۳۹۶

خشونت علیه زنان جدی گرفته نمی‌شود

 می‌گل هشترودی

روز گذشته ۸ مارس و روز جهانی زن بود. روز جهانی زنان که در گذشته روزجهانیِ زنانِ کارگر نامیده می‌شد، بزرگداشتی است که هر ساله در روز ۸ مارس برگزار می‌شود. این روز، روزِ بزرگِ برپایی جشن‌هایی برای زنان در سراسرِ جهان است. اما نکته قابل توجه این است که زنانی در همین کشورهای مدعی دموکراسی، از ۱۵ سالگی آغاز خشونت‌های جسمی و جنسی خود را باید جشن بگیرند و این موضوعی است که سازمان‌های بین‌المللی آمارهای  وحشتناک آن را بارها و بارها بیان کرده اند.
آمارهای جهانی گواه ادعاهای مختلف است، به عنوان نمونه آژانس حقوق اساسی اتحادیه اروپا (FRA) پرسش‌هایی را درباره خشونت علیه زنان از ۴۲ هزار زن در فاصله سنی ۱۸ تا ۷۴ سال در ۲۸ کشور اروپایی پرسیده است که پاسخ‌های تأسف بار آن قابل تأمل است. ۳۳ درصد از زنان از زمانی که به سن ۱۵ سالگی رسیده‌اند، دست‌کم یک ‌بار به صورت فیزیکی یا جنسی با آنها خشونت‌آمیز رفتار شده است. این موضوع زمانی اهمیت می‌یابد که بدانیم جمعیت افراد در این فاصله سنی ۶۱/ ۳ میلیون نفر است. گردآورندگان این گزارش اعلام کردند که حداقل ۸۳ میلیون زن در اتحادیه اروپا از ۱۵ سالگی یک بار مورد خشونت جنسی قرار گرفته‌اند و ۱۸ درصد نیز گفته‌اند که برای آنها مزاحمت ایجاد شده است.  با همه‌ این اوصاف باید پرسید ۸ مارس و روز جهانی زن را برای چه جشن می‌گیرید وقتی هنوز حقوق اولیه زنان در اروپایی‌ترین و پیشرفته‌ترین کشور‌های دنیا هم به آن‌ها تعلق نگرفته است.
خشونت علیه زنان در سراسر جهان وجود دارد و بدترین موضوع این است که این خشونت‌ها وجهه‌ای طبیعی پیدا کرده و دیگر پرداختن به آن یک امر مهم و حیاتی به‌حساب نمی‌آید. حتی در کشور‌های پیشرفته نیزبارها شاهد آن بودیم که زنان مورد انواع خشونت‌ها قرار گرفته‌اند؛ این موضوع به صورتی است که حتی در فیلم‌های هالیوودی نیز می‌تواند دید. اما همچنان خشونت علیه زنان امری عادی تلقی می‌شود. در ایران نیز به دلیل دید مرد سالارانه و سنتی که از قدیم وجود دارد و این‌که به زنان به عنوان مایملک مرد نگاه می‌شود خشونت نیز امر طبیعی تلقی شده و به راحتی از کنار آن می‌گذرند، بد‌تر این‌که زنان جامعه ما نیز به این خود باوری نرسیده‌اند که اعمال خشونت حق آن‌ها نبوده و هرگز نباید مورد این خشونت‌ها قرار بگیرند. ابعاد مختلف خشونت علیه زنان به گونه‌ای گسترده است که تاثیرات آن را در جامعه به خوبی می‌توان حس کرد اما موضوعی که مورد تامل است این است که چرا مقامات قضایی فکری به حال این موضوع نمی‌کنند. در این باره با  سیمین کاظمی پزشک و جامعه‌شناس اجتماعی به گفتگو پرداختیم تا ابعاد و عواقب خشونت علیه زنان را مورد بررسی قرار دهیم.
***
چرا در ایران آن‌طور که باید به مسئله خشونت علیه زنان پرداخته نمی‌شود؟
چون در ایران قوانین خاصی در رابطه با خشونت علیه زنان وجود ندارد. این موضوع تا به حال یک موضوع فراموش شده  بوده  ولی در سایر کشورها حتی سایر کشورهای اسلامی قوانینی در این باره وجود دارد که قربانیان این گونه خشونت‌ها به تنهایی رها نشوند. در خصوص این گونه مشکلات کمپین‌هایی با هدف پیشگیری از خشونت علیه زنان و حمایت قربانی‌های این گونه خشونت‌ها تشکیل شده است.
در ایران چه اقداماتی برای این زنان صورت می‌گیرد؟
در ایران کمپین‌هایی تحت عنوان کمپین «نه به خشونت علیه زنان» وجود دارد که مطالبه‌ اصلی آن‌ها‌ تصویب قوانینی به نفع زنان قربانی و پیشگیری از خشونت در جامعه است.‌ می‌توان گفت هدف اصلی این کمپین‌ها آگاه‌سازی و حساس‌سازی جامعه و همچنین به نوعی جلب توجه جامعه به این موضوع تلقی می‌شود.
این کمپین‌ها چه تاثیری می‌تواند در جامعه داشته باشد؟
کمپین‌های «نه به خشونت علیه زنان» می‌تواند در جامعه تاثیربسیاری داشته باشد، در حال حاضر میزان خشونت به ویژه خشونت علیه زنان و کودکان در جامعه ما بسیار است اما این‌گونه خشونت‌ها  چون حریم خصوصی افراد به حساب می‌آید و کسی اجازه‌‌ ورود به حریم شخصی افراد را ندارد، در نتیجه این موضوع یک خشونت به حال خود رها شده است و به عنوان یک امر طبیعی شمرده می‌شود.
آیا کمپین‌های نه به خشونت علیه زنان تحت نظر ارگان یا سازمان خاصی است؟
خیر، این کمپین‌ها کاملا مردمی بوده و به‌صورت سمن عمل خواهند کرد، به همین دلیل ایجاد یک خانه‌‌ امن برای زنان آسیب دیده یا در اختیار قرار دادن وکیل برای رسیدگی به پرونده قربانیان از توان این سمن‌ها خارج است.
در این کمپین‌ها چه اقداماتی صورت می‌گیرد؟ چگونه به زنان آسیب دیده کمک می‌کنند؟
جمعی از افراد حقوقدان، جامعه‌شناس، جرم‌شناس و همچنین تمامی رشته‌های مرتبط به موضوع خشونت علیه زنان، برای رسیدگی به امور زنان قربانی  در این کمپین‌ها فعالیت دارند که در حال تهیه پیش نویس قانونی برای منع خشونت علیه زنان هستند که به دولت تقدیم شود تا در مجلس به تصویب برسد. وظیفه‌ این کمپین‌ها مطالبه‌ قوانینی پیرامون بر حقوق زنان مورد خشونت واقع شده است، ممکن است این پیش نویس در برخی موارد هم‌سویی‌هایی با لایجه‌ ارجاع شده به مجلس در این خصوص داشته باشد ولی بحث تعریف خشونت و اعمال آن در این پیش‌نویس مبحثی مجزا خواهد بود.
کمی درباره ابعاد خشونت در کشور توضیح دهید.
خشونت خانگی در کشور شیوع بسیار بالایی داشته و ابعاد خشونت فیزیکی  در این موارد بیشتر دیده می‌شود به طوری‌که  ۲۰درصد تخمین جامعه را به خود اختصاص می‌دهد یعنی از هر پنج زن یک نفر مورد خشونت خانگی قرار می‌گیرد. ابعاد دیگر خشونت در انواع خشونت کلامی، خشونت عاطفی و خشونت جنسی خلاصه می‌شود که خیلی از افراد جامعه از این موضوع اطلاع کافی ندارند. مطالعات زیادی در این حوزه انجام شده که آمارهای به‌دست آمده حاکی از آن است که بین ۶۶ تا ۷۰ درصد زن‌ها در جامعه امروز مورد انواع خشونت‌ها قرار می‌گیرند و همین امر ضرورت مداخله در این باره را نشان می‌دهد.
عواقب خشونت علیه زنان در جامعه چیست؟
این موضوع در جامعه برای زنان  عواقب بسیاری دارد و یکی از بزرگترین عواقب آن در جامعه تداوم خشونت است. این‌که خشونت اعمال شده به زن در ‌تربیت فرزندان بسیار تاثیر گذار بوده و گذشته از آن به‌نوعی باعث نشر خشونت درجامعه می‌شود. فرزندان نیز وقتی اعمال خشونت به مادرشان را می‌بینند مسلما در برخورد با آن‌ها اثرات منفی این مسئله را می‌توان احساس کرد.
راهکار‌های پیشنهادی شما برای مقابله با این موضوع چیست؟
راهکارهای مقابله با خشونت علیه زنان این است که در ابتدا قوانینی برای مقابله با آن تنظیم شود که طی آن اعمال هر‌گونه خشونت علیه زنان به ویژه خشونت‌های خانگی جرم محسوب شده و فرد مرتکب خشونت مجرم محسوب شود و همچنین برای رسیدگی به آن شورایی وجود داشته باشد که طی آن نهاد‌های فرهنگی و ارگان‌های دولتی که توانایی رسیدگی به این مساله را دارند در این شورا با یکدیگردر ارتباط باشند و نقش خود را در این خصوص ایفا کنند. با این تفاسیر نه تنها شخص قربانی مورد حمایت قرار خواهد گرفت بلکه مانع وقوع این گونه جرم‌ها نیز خواهد شد.
چرا اکثر زنان قربانی به پزشکی قانونی مراجعه نکرده و شکایت نمی‌کنند؟
چون این گونه موارد جدی گرفته نمی‌شود، معمولا خط اول این‌گونه مراجعت‌ها که پلیس یا بیمارستان است، آن را حریم خصوصی افراد می‌داند و اجازه‌ ورود و حتی توانایی برخورد با این گونه مسائل را ندارد،  همچنین می‌توان به مسائل فرهنگی نیز اشاره کرد که مانع از بیان این مساله توسط قربانیان خشونت می‌شود زیرا زن قربانی احساس می‌کند با بیان این مساله مورد قضاوت قرار گرفته، عزت نفس او از بین رفته و مورد تحقیر قرار می‌گیرد.
همین عوامل باعث می‌شود که خشونت علیه زنان به ویژه خشونت‌های خانگی در جامعه ما حتی توسط زنانی که از سطح بالای تحصیلات و آگاهی نیز برخوردار هستند مطرح نشود.
چگونه می‌توان با این موضوع مقابله کرد که فرد آسیب دیده از بیان خشونت حاصله دچار‌ترس نشود؟
آگاهی رساندن به زنان و بیان این مساله که خشونت یک امر مردانه نیست و همچنین خودباوری زنان در این باره و این‌که بدانند مستحق خشونت نیستند، می‌تواند زنان را به‌سمت و سوی ابراز این موضوع سوق دهد.

منبع: روزنامه بهار

-->