متن پیش‌نویس قانون منع خشونت خانگی علیه زنان
۱۸ فروردین ۱۳۹۶
بیانیه در حمایت از کارزار منع خشونت خانوادگی
۱۸ فروردین ۱۳۹۶

دفترچه راهنما

دفترچه راهنما به زبات فارسی

در این دفترچه ضمن توصیف چیستی و نتایج خشونت خانوادگی، نحوه مشارکت در کارزار تشریح شده است، با بازنشر آن در این اقدام جمعی مشارکت کنید.

دانلود دفترچه راهنمای کارزار به زبان فارسی

قادينا قارشي زوراكيليق (دانلود دفترچه راهنمای کارزار به زبان ترکی)

جلد دفترچه راهنما

چرا به قانون خشونت خانوادگی علیه زنان نیاز داریم؟

خشونت خانوادگی از شایع‌ترین انواع خشونت‌های مبتنی بر جنسیت است که در حوزه خصوصی و میان افرادی رخ می‌دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی یا قانونی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. آمار جهانی نشان می‌دهد که از هر سه زن، یک زن خشونت خانوادگی را در طول زندگی خود تجربه می‌کنند. کارزار منع خشونت خانوادگی با تدوین و انتشار این دفترچه راهنما بر آن شده است تا ضمن بیان تعاریف پایه‌ای، آمار و آثار این نوع خشونت، ضرورت شکل‌گیری و نحوه مشارکت در این کارزار را برای مخاطبان تشریح کند تا کسانی که تجربه این نوع خشونت را دارند یا شاهد آن هستند، بتوانند با آگاهی قدم‌های موثری برای مقابله با آن بردارند. شما نیز می‌توانید با بازنشر و پخش این دفترچه، در فرآیند گسترش آگاهی و اهداف دیگر این اقدام جمعی مشارکت داشته باشید.

متن دفترچه راهنما را در ادامه بخوانید.

دفترچه راهنمای

کارزار مانع خشونت خانوادگی

مقدمه

عادتمان داده‌اند وقتی خشونتی در حریم خانه و خانواده رخ می‌دهد، نادیده‌اش بگیریم، کتمانش کنیم، درباره‌اش سکوت کنیم و در نهایت فراموشش کنیم و بدتر از همه اینکه آن را به‌پای مهر و علاقه زیاد طرف مقابل بگذاریم و در نهایت به آن عادت کنیم تا مبادا دیگران از اتفاقات ناخوشایند خانه ما باخبر شوند. اما در نهایت، مشکل همچنان به قوت خود باقی می‌ماند و باز هم ممکن است خشونت جدیدی اتفاق بیفتد، چه بسا شدیدتر از مرتبه پیش.

خشونت صرفاً مسئله‌ای شخصی نیست و ایستادن در برابر آن‌هم به تنهایی ممکن نیست. باید از یکدیگر کمک بگیریم و برای اینکه از هم کمک بگیریم، لازم است همدیگر را مطلع کنیم. درد خشونت را به تنهایی تحمل کردن و داستان را در دل خود نگاه داشتن جز ضعف بیشتر، ثمری ندارد. لازم است با دیگران دردِدل کنیم. بیشتر ما، تجربه‌ها و روایت‌های مختلفی از خشونت داریم؛ خشونتی که بر خودمان یا اطرافیانمان رفته است. گفت‌وشنود درباره این تجربه‌ها قبل از هر چیز به ما در یافتن مشترکات کمک می‌کند و سپس زمینه‌ساز جست‌وجوی چاره‌ای جمعی می‌شود. برای مقابله با خشونت خانوادگی نیازمند اراده‌ای جمعی هستیم.

تعریف خشونت خانوادگی علیه زنان

طبق تعریف سازمان بهداشت جهانی، خشونت عبارت است از «استفاده عامدانه و آگاهانه از قدرت بدنی به صورت عملی یا تهدیدآمیز علیه خود، دیگری یا گروهی از افراد که به جراحت، مرگ، آسیب روحی و روانی، عقب‌ماندگی، فقر یا محرومیت منجر می‌شود.» و هرگونه عمل یا ترک عمل، گفتار تهدیدآمیز، تحقیرآمیز و محدودکننده را از طرف مردان خانواده نسبت به زنان در محیط خانوادگی که موجب زیان جسمی، جنسی، روانی، اقتصادی و اجتماعی آنها شود، خشونت خانوادگی علیه زنان می‌گویند.

انواع خشونت خانوادگی

براساس نوع آسیبی که به فرد خشونت‌دیده می‌رسد؛ خشونت خانوادگی به انواع زیر تقسیم می‌شود:

خشونت جسمی: شامل طیف وسیعی از اعمالی می‌شود که سلامت جسمی زنان را به خطر می‌اندازند مانند کتک زدن، کشیدن مو، ناقص سازی زنان، کشتن زنان (قتل‌های ناموسی) و …

خشونت جنسی: شامل رفتارهایی است مانند تجاوز به محارم، ازدواج در سنین کودکی، ازدواج اجباری، نگاه کردن، لمس کردن و برقراری رابطه جنسی بدون رضایت زن، سقط جنین یا بارداری اجباری، اعمال خشونت علیه تمامیت جنسی زنان از ناقص‌سازی جنسی گرفته تا معاینه اجباری برای بکارت، اجبار به دیدن تصاویر یا صداهایی که بار جنسی دارند و …

خشونت روانی و احساسی: رفتارهایی مانند حبس خانگی، بی‌توجهی، ایجاد احساس ترس و گناه، فحاشی، تحقیر، اجبار به قطع ارتباط با فامیل و دوستان، گرفتن کودکان یا تهدید به آن، ازدواج مجدد یا تهدید به آن، امتناع از طلاق، یارگیری با فرزندان برای تخریب دیگری، برداشتن مدارک شخصی و …

خشونت اقتصادی: محدود کردن دسترسی زنان به منابع و منافع اقتصادی، محروم کردن آن‌ها از استقلال مالی، خرجی ندادن علی‌رغم توانایی مالی، در دست گرفتن اختیار ارث یا پس‌انداز زن، فشارهای مربوط به تهیه جهیزیه، پنهان‌کاری در تصمیم‌های اقتصادی مربوط به زندگی مشترک مثل خریدوفروش خانه و …

خشونت اجتماعی: هرگونه عملی که حق انتخاب سبک و روش زندگی را از زنان سلب کند و مانع انتخاب شغل، رشته تحصیلی و شکل روابط اجتماعی از سوی خودشان شود.

عوامل بروز خشونت خانوادگی

در تبیین علل بروز خشونت می‌توان گفت که انتظارات جامعه از نقش و رفتارهای زن و مرد متفاوت است. رفتارهای پرخاشگرانه برای مردان عادی دانسته می‌شود و جامعه آن را نادیده می‌گیرد. قدرت اقتصادی مردان سبب می‌شود آن‌ها بیشتر عامل خشونت و زنان بیشتر قربانی آن باشند. همین‌جاست که بحث ضرورت وجود یک قانون برای مهار خشونت پیش می‌آید، قانونی که توازن قدرت را بین زنان و مردان رقم بزند و با هرگونه خشونتی علیه زنان با جدیت مقابله کند.

خشونت از اولین نهاد مؤثر، یعنی خانواده، آغاز می‌شود و از طریق نظام آموزش رسمی و غیررسمی استمرار می‌یابد. نظام حقوقی و قوانین تبعیض‌آمیز نیز زمینه‌‌ساز بروز انواع خشونت‌اند و آن را تشدید می‌کنند. طبق قوانین ایران مرد رئیس خانواده و نان‌آور خانه است. در فرهنگ مردسالار، زنان اموال و دارایی مردان محسوب می‌شوند و مردان حق خود می‌دانند که هرگونه رفتار خشونت‌آمیز و تحقیرآمیزی را با زنان داشته باشند. علاوه بر نگرش و رفتار سلطه‌گرایانه، مشکلات اقتصادی، بیماری‌های روانی و اعتیاد به مواد مخدر و الکل به خشونت علیه زنان دامن می‌زنند.

زنان صرف‌نظر از ملیت، مذهب، طبقه اقتصادی و اجتماعی که به آن تعلق دارند با خشونت‌های خانوادگی مواجه‌اند. اما زنان فرودست اقتصادی، زنان متعلق به اقلیت‌های مذهبی و قومی و مهاجران شرایط دشوارتری در مواجهه با خشونت دارند؛ یعنی آن‌ها تنها به دلیل زن بودنشان نیست که مورد خشونت‌ واقع می‌شوند. یکی از آشکارترین پیامدهای این موقعیت این است که دسترسی زنان به منابع ضروری برای اجتناب یا خروج از موقعیت خشونت‌آمیز محدودتر است. عواملی چون دسترسی به وکیل و خدمات مشاوره، زمان کافی و تحصیلات لازم برای پیگیری روندهای طولانی و پیچیده اداری و قضایی، داشتن چشم‌اندازی برای تهیه مسکن و شغل پس از ترک رابطه‌ی خشونت‌آمیز و غیره بر توانایی زنان برای رویارویی با خشونت خانوادگی تأثیر می‌گذارند. علاوه بر این، عواملی همچون تحمیل زبان رسمی بر زنان متعلق به اقلیت‌های زبانی، آن‌ها را به انزوا می‌کشاند و عدم امنیت زنان مهاجر در فضای عمومی جامعه میزبان و هراس از مراجع قضایی یا پلیسی، آن‌ها را در مقابل خشونت بی‌دفاع می‌کند. در مناطقی که بیشتر در محرومیت‌اند و مورد تبعیض قومی، نژادی و مذهبی هستند، محیط خشن‌تر می‌شود و خشونت بر زنان نیز افزایش می‌یابد. مردی که به او ظلم می‌شود این ظلم را به صورت خشونت به خانه منتقل می‌کند و خشونت سلسله‌وار ادامه می‌یابد. آمارهای مربوط به خشونت در این مناطق نیز عمدتا محدود یا جانب‌دارانه است.

آثار خشونت خانوادگی

خشونت سلامت جسمی، روانی و اجتماعی زنان را به خطر می‌اندازد و اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس آنان را از بین می‌برد. افسردگی، اضطراب، بی‌خوابی، سردرد و دردهای شکمی، بیماری‌های مقاربتی، بارداری و سقط جنین ناخواسته، اقدام به خودکشی و همسرکشی از پیامدهای خشونت خانوادگی است. خشونت مانع فعالیت و مشارکت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی زنان می‌شود. در نهایت خشونت یعنی زنان حق ندارند پا را از گلیمشان درازتر کنند. خشونت خانوادگی تنها به زنان آسیب نمی‌رساند و تأثیرات منفی بر رشد و پرورش کودکان دارد و جامعه را برای همه ناامن می‌کند.

آمارهایی از خشونت خانوادگی

آیا می‌دانید براساس آمار بهداشت جهانی، در هر ۱۸ ثانیه یک زن در محیط خانواده مورد حمله یا بدرفتاری قرار می‌گیرد؟ آمارهای بین‌المللی حاکی از آن‌اند که از هر سه زن یک نفر در طول زندگی خود مورد خشونت جنسی یا فیزیکی از سوی همسر یا نزدیکان خود قرار می‌گیرد. در سال ۲۰۱۲ نیمی از زنان مقتول جهان از سوی اعضای خانواده یا نزدیکان خود به قتل رسیده بودند؛ این آمار درباره‌ مردان ۱ نفر از هر ۲۰ نفر بوده است. نتایج پیمایش ملی خشونت علیه زنان سال ۲۰۰۰ در آمریکا گویای این است که سالانه حدود ۴٫۸ میلیون تجاوز جنسی و حمله فیزیکی به زنان رخ می‌دهد[۱].

در ایران آمار منسجمی از خشونت علیه زنان وجود ندارد. تنها مطالعه کشوری انجام شده در ۲۸ مرکز استان انجام شده است که نتایج آن در سال ۱۳۸۳ توسط وزارت کشور به صورت محدود منتشر شد. در این مطالعه ملی، شاخص کلی خشونت خانگی در میان کل پاسخگویان نشان می‌دهد که ۶۶٫۳ درصد از کل افراد مورد مطالعه از ابتدای زندگی مشترکشان تا زمان پژوهش خشونت خانگی را تجربه کرده‌اند[۲]. حدود ۷۰ درصد از آزارهای جنسی به ثبت رسیده در سال ۱۳۸۶ به آزار جنسی دختران اختصاص داشته که فقط ۲۵ درصد آن‌ها از سوی دیگر افراد جامعه و عوامل خارجی، تحت خشونت قرار گرفته بودند و ۷۵ درصد در فضای خانه تجربه شده بود[۳].

از جمله پیامدهای خشونت خانوادگی علیه زنان، اقدام به خودکشی در میان آنان است. یافته‌های تحقیقی در تهران نشان می‌دهد که بین مورد خشونت قرار گرفتن زنان از سوی همسرانشان با تمایل آنان به افکار خودکشی همبستگی وجود دارد[۴]. نتیجه‌ی یک بررسی دیگر که در تهران در میان زنان متأهلی که دست به خودکشی زده بودند صورت گرفته است؛ نشان می‌دهد که بیش از یک‌سوم این زنان، ازدواج اجباری داشته‌اند. همچنین نیمی از اقدام‌کنندگان به خودکشی از شوهران خود می‌ترسیدند و دوسوم آن‌ها مورد خشونت شوهر خود قرار داشتند.[۵]. از موارد دردناک خودکشی زنان، خودسوزی زنان در برخی از مناطق ایران است. در بررسی علل خودسوزی زنان، خشونت خانگی علیه آنان یکی از مهم‌ترین عوامل بوده است. برای نمونه، در تحقیقی که به «بررسی علل اقدام به خودکشی به روش خودسوزی» در خرم‌آباد پرداخته، یافته‌ها نشان داد که مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر خودسوزی، مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفتن و ضرب و شتم توسط همسر و دیگران مطرح شده است.[۶]

کاستی‌ها و پراکندگی قوانین موجود و فقدان قانون جامع منع خشونت خانوادگی

در موارد معدودی از قوانین کشور ما، به برخی از مصادیق خشونت در محیط خانه اشاره شده است.

به عنوان نمونه، در ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی اشاره شده که زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگر هستند که این حسن خلق شامل رفتار و گفتار می‌شود. با این حال مشخص نیست حسن خلق به چه معنی است و اگر کسی این قانون را رعایت نکند، چه اتفاقی می‌افتد. در ماده ۱۱۱۵ نیز آمده است که اگر بودن زن با شوهر در یک خانه مشترک، موجب می‌شود که به زن آسیب جسمی، مالی و یا شرافتی وارد شود، زن می‌تواند در خانه‌ای جدا زندگی کند؛ تا زمانی که شرایط برای بازگشت زن مهیا نشود، نفقه‌ او بر عهده شوهر است. با این حال این ماده‌ قانونی نیز از زن در برابر خشونت محافظت نمی‌کند. تنها فایده اثبات این آسیب‌ها در دادگاه این است که دادگاه زن را مجبور به بازگشت به منزل شوهر نمی‌کند.

طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی نیز درصورتی‌که دوام زوجیت برای زن موجب عسر و حرج (سختی و تنگنا) باشد، او می‌تواند به دادگاه مراجعه و تقاضای طلاق کند. در صورت اثبات عسر و حرج دادگاه مرد را اجبار به طلاق می‌کند. عسر و حرج موضوع این ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را برای زن با مشقت همراه کند و تحمل آن مشکل باشد، مانند ترک زندگی خانوادگی توسط شوهر حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه و ضرب و شتم یا هرگونه سوءرفتار مستمر مرد که برای زن قابل‌تحمل نباشد.

در ماده ۶۲۴ قانون مجازات اسلامی ذکر شده که اگر شوهر با وجود توان مالی، به زن خود نفقه و خرجی ندهد یا از دادن خرجی دیگر افرادی که تحت نفقه‌ او هستند، خودداری کند، دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه به حبس محکوم می‌کند. با این حال اگر مرد ثابت کند که زن از او تمکین یعنی فرمان‌برداری نکرده است؛ مثلا قهر کرده و با پای خود به خانه‌ پدر و مادرش رفته است، دادگاه به نفع مرد حکم خواهد کرد.

قوانین فعلی در بسیاری موارد به‌راحتی به نفع خشونت‌گران تفسیر می‌شوند و بسیاری از زنان در همان مراحل اولیه، از پیگیری صرف‌نظر می‌کنند. قانون نه تنها برای کسانی که به دلیل خشونت خانگی در معرض آسیب جسمی و روانی و نیازمند حمایت فوری‌اند، فکری نکرده است بلکه زنان اغلب سال‌ها حتی برای گرفتن طلاق از همسرانشان در راهروهای دادگاه‌ها تنها و سرگردان‌اند. در قوانین موجود حتی از واژه‌ی خشونت استفاده نشده و به موارد مختلفی که مصداق خشونت تلقی می‌شوند، اشاره‌ای نشده است. از سوی دیگر، تغییراتی که در الگوهای زیست جامعه صورت گرفته ضرورت تدوین قوانین مناسب و رفع خلأها و روزآمدسازی قوانین را بیش‌ازپیش برجسته می‌سازد.

رویکرد قانون پیشنهادی و ویژگی‌های آن

«چهاردیواری اختیاری نیست»

قوانین منع خشونت خانوادگی به این دلیل وضع می‌شوند که خانه برخلاف آنچه بسیاری می‌پندارند، برای همه جای امنی نیست. مردان، زنان، کودکان و سالمندان در خانواده به یک اندازه قدرت ندارند. مهم‌ترین چیزی که قانون منع خشونت خانوادگی به ما می‌گوید همین است که خشونت ممکن است از جانب نزدیک‌ترین اقوام زن مانند پدر، برادر، همسر و غیره نسبت به او اعمال شود و زنان در مقابل این خشونت به حمایت نیاز دارند. وقتی برای منع خشونت خانوادگی قانون تصویب می‌کنیم به معنی این است که هر چیزی که در «چهاردیواری‌ها» اتفاق می‌افتد، نباید «اختیاری» باشد.

در قانون پیشنهادی نه‌تنها کتک زدن زن یک عمل مجرمانه است؛ بلکه توهین، تحقیر و تهمت زدن به او نیز؛ نه یک اتفاق کوچک بلکه عملی مجرمانه است. این‌که کسی دائم دیگری را تحت نظر بگیرد و تعقیب کند، نشانه‌ دوست داشتن نیست و خشونت محسوب می‌شود. قانون منع خشونت خانوادگی می‌گوید: آزار جنسی فقط از سوی غریبه‌ها نیست و اینکه زن و مردی با یکدیگر ازدواج کرده‌اند، به این معنی نیست که مرد حق دارد بدون رضایت زن هر رفتار جنسی‌ای با او داشته باشد. نه تنها محروم کردن زن از دسترسی به اموال یا پول خودش خشونت است، بلکه ممکن است خانه‌ای که زن با مرد در آن زندگی می‌کند، به‌اصطلاح به نام زن خریده یا اجاره نشده باشد ولی مرد حق ندارد او را از خانه بیرون کند و اگر این کار را کند، طبق قانون منع خشونت خانوادگی مرتکب خشونت اقتصادی شده است. زنان هم مانند مردان حق دارند هر وقت بخواهند برای کار، تحصیل، دیدن دوستان یا بستگان و هر منظور دیگری از خانه خارج شوند و محروم کردن آن‌ها از این حق طبق این قانون جرم محسوب خواهد شد. این‌همه مثال‌هایی از پنج دسته خشونت جسمی، روانی، جنسی، اقتصادی و اجتماعی است که در قانون پیشنهادی آمده است.

قانونی برای «مراقبت» از خشونت‌دیده

قربانی خشونت خانوادگی مانند کسی نیست که در یک دعوا در خیابان کتک خورده باشد. او از طرف نزدیکانش؛ کسانی که قرار است به او احساس شادی و آرامش دهند و خیلی اوقات در خانه‌اش، جایی که قرار است احساس امنیت کند، مورد خشونت قرار گرفته است. این‌همه باعث می‌شود او به‌شدت احساس ناامنی کند. خشونت‌دیده ممکن است برای پیگیری حقوق خود خجالت بکشد یا خود را نابلد بپندارد یا چیزهایی را فراموش کند. قانون، نهادها و اشخاصی را مشخص می‌کند که در این شرایط به‌طور رایگان به او کمک کنند. لازم است او از حقوق قانونی خود کاملاً آگاه شود و کسی همراهش باشد تا به او مشورت دهد و در بازگویی خشونت به او کمک کند. سازمان‌های مسئول باید برای رسیدگی به موارد خشونت، کارکنان زن هم داشته باشند و این کارکنان به زبان مادری یا زبان مورد تکلم خشونت‌دیده مسلط باشند (چرا که افراد به‌ویژه در شرایط سخت احساسات خود را به زبان مادری‌شان راحت‌تر بیان می‌کنند). ممکن است وضعیت خشونت‌دیده آن‌قدر بحرانی باشد که از ماندن در خانه‌ خود احساس خطر کند. خانه‌های امن مکان‌هایی هستند که به زنان خشونت‌دیده پناه می‌دهند و همچنین وظیفه دارند به آن‌ها کمک کنند که سلامت جسمی و روانی خود را به دست بیاورند و قدرت خود را افزایش دهند.

خشونت‌گر مجازات می‌شود؟

مهم است بدانیم که هدف از وضع قانون منع خشونت خانوادگی ترویج خشونت از راه دامن زدن به انتقام و یا تشویق زنان به مقابله به مثل نیست؛ هدف آن است که خشونت هرچه سریع‌تر متوقف شود و خشونت‌دیده در امنیت قرار بگیرد. برای مثال، کسی که مرتکب خشونت شده است، از نزدیک شدن به محل زندگی، کار و تحصیل خشونت‌دیده منع شود یا حتی در صورت لزوم کسانی که به او (خشونت گر) کمک می‌کنند مانند شاهدان حادثه و دوستان و بستگان او نیز منع ‌شوند. البته در موارد شدید خشونت از حبس‌های کوتاه‌مدت یا میان‌مدت هم استفاده می‌شود. در سطح کلان‌تر، قانون نهادهای رسمی را ملزم می‌کند که از طریق سیاست‌گذاری و آموزش گسترده در مسیر از بین بردن خشونت علیه زنان گام بردارند. به‌طورکلی، در این قوانین به حمایت از خشونت‌دیده و راه‌های پیشگیری از خشونت بیشتر از تعیین مجازات توجه می‌شود.

مبارزه با خشونت یک مسئولیت همگانی است

خیلی وقت‌ها وقتی زنی مورد خشونت قرار می‌گیرد، از خویشاوندان و همسایه‌ها گرفته تا پلیس و قاضی با نیت‌های «خیرخواهانه» می‌خواهند او را از پیگیری قانونی منصرف کنند؛ بدون توجه به اینکه ماندن در یک رابطه‌ی پرخشونت می‌تواند هرلحظه بیشتر او را در معرض خطر قرار دهد. طبق قانون پیشنهادی اگر کسی که به زن برای گذشتن از شکایتش فشار می‌آورد، یکی از مسئولان قانونی ‌باشد، مثلاً پلیسی باشد که زن برای کمک گرفتن به او پناه آورده است، مرتکب تخلف شده است و با او برخورد می‌شود. دیگر افرادی هم که ممکن است سروکارشان با خشونت خانوادگی بیفتد، در مورد آن مسئول هستند. برای مثال، اگر پزشکی از وقوع یک مورد خشونت خانوادگی باخبر شود، باید آن را به نهادهای مربوطه گزارش دهد. در یک جامعه مردسالار گاهی همه‌چیز دست‌به‌دست هم می‌دهد تا خشونت‌دیده بیشتر ساکت شود و خشونت علیه او بیشتر ادامه پیدا کند. پلیس، قاضی و دیگر مسئولان نباید برای رسیدگی به پرونده‌های خشونت وقت را هدر دهند و رسیدگی به پرونده‌های خشونت باید فوری و در اولویت باشد.

معرفی کارزار منع خشونت خانوادگی

«کارزار منع خشونت خانوادگی» حرکتی جمعی و مستقل است که توسط جمعی از کنشگران حقوق زنان راه‌اندازی شده است. هدف این کارزار «تلاش برای تصویب قانون مقابله با خشونت خانوادگی علیه زنان» از طریق «آگاهی‌رسانی عمومی» و «رسیدن به اجماع در جامعه مدنی» است.

برای تحقق این هدف، اقدامات زیر مدنظر است:

۱. ارائه پیش‌نویس قانون پیشنهادی منع خشونت خانگی علیه زنان و نظرخواهی از متخصصان (‌چون حقوق‌دانان، جرم‌شناسان، جامعه‌شناسان، مددکاران اجتماعی، روان شناسان)، کنشگران، گروه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در زمینه‌ی مسائل زنان و همچنین جمع‌آوری و ثبت پیشنهادهای زنان خشونت‌دیده در مناطق مختلف ایران از طریق گفت‌و‌گوی چهره به چهره، برگزاری نشست، کارگاه‌های مشورتی و مکاتبه برای تکمیل پیش‌نویس قانون خشونت خانگی علیه زنان.

۲. جلب حمایت سازمان‌ها و افراد اثرگذارِ جامعه مدنی همچون مدافعان حقوق کودکان، تشکل‌های کارگری، مدافعان حقوق معلمان و پرستاران، فعالان محیط‌زیست، رسانه‌ها، هنرمندان، ورزشکاران و غیره از طریق گفت‌وگو و رایزنی.

۳. آگاهی‌رسانی عمومی با در نظر گرفتن بافت اجتماعی مناطق مختلف ایران و اولویت‌بندی با توجه به شرایط این مناطق و جلب حمایت اقشار مختلف از طریق تولید و انتشار محصولات چندرسانه‌ای و برگزاری کارگاه‌ها، نشست‌های عمومی و میزگردهای رسانه‌ای.

۴. مستندسازی روایت‌ها و تجارب زیسته زنان در زمینه‌ی خشونت خانوادگی در مناطق مختلف ایران از طریق:

-ثبت تجارب بازماندگان خشونت خانوادگی و شاهدان از طریق گفت‌و‌گوی چهره به چهره و برگزاری کارگاه‌های مشورتی.

-ثبت تجارب افرادی که در روند حمایت از بازمانده به‌صورت قضایی یا غیرقضایی نقش داشته‌اند از جمله مشاور، وکیل و امثال آن.

شما می‌توانید عضوی از کارزار «منع خشونت خانوادگی» باشید. شیوه اصلی کار این کارزار ترویج از طریق فعالیت میدانی و رسانه‌ای است. هر فردی در هرکجای ایران و هر ایرانی در خارج از ایران، چنانچه با متن این فراخوان موافق باشد و اصول و اهداف آن را بپذیرد، ‌می‌تواند به این کارزار بپیوندد، در راستای اهداف آن گام بردارد یا حمایت خود را از این حرکت جمعی اعلام کند.

زمان فعالیت این کارزار یک سال است که از آذر ۱۳۹۵ تا آذر ۱۳۹۶ ادامه دارد. انتخاب آذرماه به این دلیل است که دهه مقابله با خشونت علیه زنان است.

ضرورت ثبت تجارب و روایت‌ها

خشونت تا زمانی که پنهان باشد، دست‌نخورده باقی می‌ماند. لازم است سکوتمان را بشکنیم و صدایمان را بلند کنیم تا بتوانیم از تکرار آن جلوگیری کنیم. افشا کردن و روایت تجربه‌های خشونت هم چرخه آن را متوقف می‌کند هم زمینه شکل‌گیری اراده‌ای جمعی و مسئولانه را برای محو آن در اجتماع مهیا می‌سازد. به همین دلیل در این کارزار، شیوه فعالیت و مشارکت را ثبت تجربه‌ها و روایت‌ها و در نهایت انتشار آنها برگزیده‌ایم. شما هم به هر شیوه‌ای که برایتان مقدور است و تمایل دارید، تجربه‌هایتان را با ما به اشتراک بگذارید. می‌توانید بنویسید، صدای خود را ضبط کنید یا به تصویر بکشید.

چه موانعی برای گفتن از خشونت وجود دارد؟

بی‌شک در وضعیت فعلی سخن از خشونت و پیگیری مرتکبان آن دشوارهای بسیاری برای خشونت‌دیدگان دارد، اما شناخت این دشواری‌ها و موانع به یافتن راهکارها و حمایت‌های همدلانه‌تر کمک می‌کند:

۱-زشت انگاشتن طلاق و لزوم حفظ خانواده به هر قیمتی

۲-خشونت دیدگان از قضاوت اطرافیان می‌ترسند. آن‌ها ممکن است بترسند که مردم فکر کنند آن‌ها خودشان «کار بد»ی کرده‌اند یا از «خانواده‌ی بد»ی هستند یا حتی بر قومیت آن‌ها برچسب بزنند.

۳-حس تحقیر، خجالت و شرمندگی افراد درگیر خشونت مانع بزرگی برای خروج از این روابط و بیان تجربه‌هایشان است.

۴-احساس شرم، ترس و نابلدی در مراجعه به مراکز قضایی-انتظامی

۵-قانون از زنان خشونت‌دیده حمایت نمی‌کند.

۶-خانواده‌ها به ابعاد گوناگون این پدیده اجتماعی آگاه نیستند و از فرد آسیب‌دیده حمایت نمی‌کنند.

۷-خشونت امری مردانه و خشونت در مردان امری طبیعی قلمداد می‌شود.

۸-این تفکر که خشونت خانوادگی آن‌قدر مسئله‌ی مهمی نیست که ارزش گفته شدن یا نوشته شدن داشته باشد.

۹-این تفکر که خشونت خانوادگی مسئله‌ای است که باید در خانواده حل شود؛ نه چیزی که زنان آن را با یکدیگر در میان بگذارند یا در جامعه جار بزنند.

اصول و قواعد ثبت تجارب و روایت‌ها

اگر تمایل دارید کنشگر این کارزار باشید و تجارب و روایت‌های دیگران را ثبت و ضبط کنید، با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع خشونت خانوادگی، به‌ویژه عواقب ناخوشایندی که برای افراد نجات‌یافته از خشونت به دنبال دارد، لازم است اصول و نکات زیر را رعایت کنید:

– خود را به‌درستی معرفی کنید و هدفتان را برای ثبت تجربه آن‌ها توضیح دهید؛ زیرا برای نجات‌یافتگانِ خشونت خانوادگی بسیار ضروری است که بدانند آیا شما قصد دارید روایت و تجربه آن‌ها را منتشر کنید یا نه؛ تا اگر رضایت داشتند گفت‌وگو ثبت و ضبط شود.

– برای جلب اعتماد عجله نکنید و سعی کنید ضمن احترام به شرایط افراد خشونت‌دیده، شرایط آن‌ها را درک کنید تا احساس امنیت به‌تدریج ایجاد شود.

– نه یعنی نه! هرگز کسی را مجبور نکنید درباره رویدادی آسیب‌زا صحبت کند، مخصوصاً اگر مشکل تجاوز یا تعرض جنسی باشد. به حق افراد خشونت‌دیده در گفتن «نه» احترام بگذارید.

– قطع کردن صحبت‌های فرد خشونت‌دیده درباره یک رویداد ناگوار، آن‌هم پس از آن‌که شروع به بیان رنج خود کرده است، به احساسات او بیشتر آسیب می‌زند و نشان‌دهنده بی‌اعتنایی شما به آن‌هاست.

– بدون قضاوت گوش کنید و هرگز نجات‌یافته خشونت را سرزنش نکنید. به‌ویژه حواستان باشد که زبان بدنتان و اشاره‌های صورتتان سرزنش و ناباوری را به‌طرف مقابل منتقل نکند. با سؤالاتی از این دست که «چرا زودتر این رابطه را ترک نکردی؟» شخص را در تنگنا قرار ندهید.

– اگر خود یا اطرافیانمان تجربه‌ای از خشونت داریم، در میان گذاشتن آن با فرد خشونت‌دیده نه تنها برای جلب اعتماد او مفید است بلکه می‌تواند گفت‌وگویی را شکل دهد که ما را به درک متقابلی از شرایط یکدیگر و پدیده‌ی خشونت برساند.

شیوه‌های ثبت روایت‌ها و تجارب

  • اتفاقی را که برای ما افتاده است، به ساده‌ترین شکل بنویسیم و نگران نوع نوشتنمان نباشیم.
  • می‌توانیم صدای دیگرانی باشیم که خشونت دیده‌اند و روایت آنها را ضبط کنیم.
  • رنج زنان خشونت‌دیده را با نقاشی، عکس یا فیلم به تصویر بکشیم.

براي اطلاعات بيشتر:

شما می‎توانید تجربیات خود را به صورت حضوری، یا از طریق ایمیل و کانال تلگرام کارزار به دستمان برسانید یا این‌که با هشتگ کارزار خشونت خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی منتشرشان کنید.

علاقه‎مندانی كه مي‎خواهند در اين کارزار مشاركت كنند، مي‎توانند از طريق ايميل pdvc.ir@gmail.com با ما تماس بگيرند.

[۱]. وامقی، مروئه، (۱۳۹۰)، «خشونت خانوادگی» منتشرشده در گزارش وضعیت اجتماعی ایران، تهران: مؤسسه رحمان.

[۲]. قاضی طباطبایی و همکاران، (۱۳۸۵)، تحقیق ملی بررسی خشونت خانگی علیه زنان، تهران: مرکز مشارکت امور زنان نهاد ریاست جمهوری و وزارت کشور.

[۳]. افزایش نگران‌کننده کودک‌آزاری، خبرآنلاین، ۱۴ شهریور ۱۳۸۸

[۴]. خسروی، زهره؛ خاقانی فرد، میترا، (۱۳۸۳)، بررسی رابطه همسرآزاری با تمایل به افکار خودکشی و آسیب‌رسانی به همسر، مجله مطالعات زنان. سال دوم. شماره ۶٫

[۵]. معماری، اشرف‌الملوک؛ رمیم، طیب؛ امیرمرادی، فرشته؛ خسروی، خدیجه؛ گودرزی، زهرا، (۱۳۸۵)، علل اقدام به خودکشی در زنان متأهل، مجله دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی تهران (حیات) دوره ۱۲، شماره ۱، ص ۴۷-۵۳٫

[۶]. شمس خرم‌آبادی، منوچهر، (۱۳۷۹)، بررسی علل اقدام به خودکشی به روش خودسوزی از نظر مراجعین به بیمارستان شهدای عشایر شهر خرم‌آباد وابسته به دانشگاه علوم پزشکی لرستان سال ۱۳۷۸٫ پایان‌نامه کارشناسی ارشد دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

-->